۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

طراحي سوال: هنر يادگرفتني

به نام خداوند جان آفرين

با اينکه در سال‌هاي عمرمان به سوالات بسياري پاسخ گفته‌ايم و مي‌گوئيم اما باز هم در هر امتحان کمي اضطراب وجود دارد. لزوماً اين اضطراب بخاطر رد يا قبول شدن نيست و مي‌تواند هر علتي داشته باشد. شايد بارها و بارها از جلسه امتحان بيرون آمده و با دوستان در مورد سوالات بحث و گفتگو نموده‌ايد. در مورد جواب‌ها، سوالات، وضعيت جلسه و وقايع ديگر.
طراحي سوال هر استادي، هنر او را در تدريس کامل مي‌کند (البته اگه داشته باشه!!!). چگونگي ارزيابي دانشجويان که منجر به هدر رفتن يک ترم دانشجو مي‌شود، به هنر استاد در طراحي سوال برمي‌گردد. اساتيدي را ديده‌ايد که با سوالات خفن خود، شوکي به دانشجويان وارد مي‌کنند، يا آنها که به هلو و حتي گلابي معروفند!، و در اين بين اساتيدي هم وجود دارند که به اعتقاد غالب خوب سوال طرح مي‌کنند.

طراحي خوب سوال پارامترهاي زيادي مي‌تواند داشته باشد که از آن جمله مي‌توان به اين موارد اشاره نمود:
- متوسط دانشجويان مي‌توانند به آن پاسخ گويند (شايد متوسط خيلي پائين باشه!)
- در مدت پيش‌بيني شده قابل حل هستند (وقتي استاد بتونه توي مدت تعيين شده حل کنه، حتما دانشجو مي‌تونه!)
- در محدوده درس‌هاي کلاس هستند و نه مرزهاي دانش
- نمره هر سوال بسيار بالا نيست که عدم حل آن منجر به مايوس شدن دانشجو شود
- شفاف و قابل درک براي دانشجويان است
- و ....
پس از بررسي اوراق، پراکندگي نمرات نشان‌دهنده ضعيف بودن سوالات است.

اما شواهد نشان مي‌دهد که برخي اساتيد ما اين‌گونه رفتار مي‌کنند:
- سوال مي‌ده، خودش که هيچ، کسي ديگه‌اي هم نمي‌تونه حل کنه، همه رو مي‌ندازه و دوباره به همه حال مي‌دهد و قبولشون مي‌کنه!
- يک فايل سوالات داره که دوران دانشجويي نوشته (دقيقاً 17 سوال)، فقط کپي و پيست مي‌کنه (البته با جابجا کردن سوالات نسبت به ترم قبل)
- ديشب که رفته بود شلغم بخره سوال به ذهنش رسيده و با خودش حال کرده که چنين چيزي به ذهنش رسيده و به‌عنوان سوال مي‌ده به دانشجويان حل کنند
- داشته مقاله مي‌خونده، يه چيزي براش گنگ بوده (نويسنده ژاپني بوده و نتونسته خوب بنويسه)، متن رو کپي و پيست مي‌کنه و به‌عنوان سوال مطرح مي‌کنه (استاد باکلاس! سوالات رو از منابع خارجي در مياره!!!)
- فقط مي‌خواسته حال دانشجوها رو بگيره، يه سوال مي‌ده کسي نمي‌تونه حل کنه، به اين فکر نمي‌کنه بچه‌ها جواب خواستند بايد چي بگه (حال‌گيري هم حال مي‌ده!)
- درس رو براي اولين بار درس مي‌ده، سوال رو از کتاب حل تمرين يا تست کنکور مي‌گيره!
- حال نداشته تايپ کنه (نمي‌گم بلد نبوده!) و سوالات رو دست‌نويس به دانشجو مي‌ده، (دست خط زير مهد کودک!)
- کلاً سوال رو تستي مي‌گيره، چون اعتقاد داره دانشجو راحت‌تره!
- بيست و سه تا سوال مي‌ده، پنج تا اختياري، براي اينکه کتاب رو به‌طور کامل پوشش بده (من تونستم پنج تا رو حل کنم!)
- از هفت تا سوال، سه تاش سرجلسه امتحان حذف مي‌‌شه (بهرحال اشکال به‌وجود مي‌آد!)
- پنج تا سوال مي‌ده، 7، 8 ، 3، 1، 1 نمره‌اي. (کسي بالاتر از 12 نشد!)
- سوال طرح کرده، خودش جواب داده، خودش هم برگه خودش رو تصحيح کرده و شده 18! (من کم آوردم!)

بهرحال، طرح سوالات اثر باورکردني بر دانشجويان دارد. شما در مورد طرح سوالات چه فکر مي‌کنيد؟ اساتيد شما چگونه سوال طرح مي‌کنند؟

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

زنده باد کپي و پيست!

به نام خداوند جان آفرين

همواره بين دانشجويان در مورد تلاش کردن براي درسي و يا دودر کردن درس خاص بحث وجود داشته و دارد. شايد اين جملات يا نظير آن را شنيده باشيد (البته اينها رو ما هم شنيديم):

- تحقيق هيچوقت توليد نمي‌شود بلکه از شکلي به شکل ديگري در مي‌آيد.
- کپي و پيست مهمترين اختراع بشر هستند.
- عروس را با جهازش بشناس، استاد رو با جزواتش!
- همه درس‌ها شب امتحاني هستند، مگر اينکه خلافش ثابت بشه!

آيا اين جملات واقعيت دارند؟
با اولين جستجو در اينترنت مي‌توانيد وب‌سايت‌هايي را پيدا کنيد که پايان‌نامه، پروژه، تحقيق و ... مي‌فروشند. تعداد اين وب‌سايت بسيار بيشتر از آنچه به ذهن‌تان مي‌رسد، است. به نظر شما اساتيد ما مي‌توانند بين دانشجوياني که تلاش مي‌کنند و آنهايي که يک شبه درس را مي‌خوانند، ‌تفاوت قائل شوند؟ (من هم مثل شما مي‌دونم کسي که تنبلي مي‌کنه آخرش خودش ضرر مي‌کنه، اما وقتي دانشجويي مي‌تونه براحتي کپي و پيست کنه و پروژه تحويل بده، وقتي دانشجو مي‌تونه جواب‌هاي آماده ترم قبلي‌ها رو استفاده مي‌کنه، وقتي دانشجو مي‌تونه پايان‌نامه رو از انگليسي به فارسي ترجمه کنه و نمره خوب بگيره، چرا اين کار رو نکنه؟!!! )
برخي از اساتيد ما هنوز به ذهن‌شان خطور نمي‌کند (شايد حالش رو ندارند و شايد هم بلد نيستند) که تمريني که دانشجو تحويل مي‌دهد، پايان‌نامه‌اي که دانشجو ارائه مي‌دهد، و ... مي‌تواند کپي باشد. باور کنيد که:
- پيدا کردن کپي دانشجو به‌عهده خودش نيست!
- تغيير دادن سوالات و طرح سوالات جديد برعهده دستيار دانشجوي شما نيست!
- بازبيني و اصلاح جزوه برعهده دانشجوي شما نيست!
واقعيت اين است که جملات بالا درست هستند، چرا که:
- اساتيد تمام پروژه را در آخر ترم و به يکباره تحويل مي‌گيرند! (يکي از کلک‌هاي روز!!! دنيا اينه که اساتيد برخي دروس، پروژه رو براي دانشجو تعريف مي‌کنند و مي‌گن آخر ترم بيار!)
- ارزيابي دانشجويان به صورت پايان‌ترم و ميان‌ترم است (فقط دو شب!)
- تمرينات کپي تمرينات سال قبل است (خود اساتيد هم کپي پيست مي‌کنند)
- پروژه‌هاي پايان ترم، طراحي وب سايت است (طراحي وب‌سايت با نانوتکنولوژي)
- جزوه استاد در کپي دانشگاه موجود است (قصد ما سنگ کردن نون اين بنده خدا علي کپي نيست!)

شما چه فکر مي‌کنيد؟ باز هم زنده باد کپي پيست؟؟؟!

۱۳۸۷ آذر ۱۹, سه‌شنبه

اتفاقات روزمره!

به نام خداوند جان آفرين

برخي اتفاقات ديگه براي ما عادي شده و اگه اتفاق نيفته عجيبه!

«صبح شنبه بود، ما بزور از خواب پاشودیمو حاضر و آماده! اومدیم دانشگاه و رفتیم سر کلاس... ساعت چنده 7:50 بشین تا ستاد بیاد... حالا ساعت چنده 8:15. رفتیم از مسئول تشکیل کلاس پرسیدیم آقا!، استاد چی شد ؟!
مثل همیشه جواب میده: منتظر باشین، حتما میاد! باشه ما که هستیم!
ساعت8:30. یه عده رفتن... و طبق معمول خانوما موندن! نمیدونم واسه چی؟! نمیگم فقط دخترا میمونن، انصافا بعضی از پسرا هم میمونن!!!
ساعت 8:45. دیگه کسی نمونده... یک دفعه استاد پیداش شد و رفت سر کلاس!!! نمیدونم با چه توقعی؟! ولی رفت سر کلاس... ما هم ساعت بعد کلاس داشتیم و مجبور شدیم همون دور و برا بپلکیم! بعد از چند ثانیه استاد از کلاس اومد بیرون و عده ای رو که تو سالن بودند دید. فکر می کنید چی بهشون گفت؟ خب معلومه! برین بچه ها رو جمع کنین بیارین سر کلاس!!!
حال اون چند نفر اومدند و بچه ها رو جمع کردند. تو لیست استاد 43 دانشجو هست ولی سر کلاس کلا 17و18دانشجو جمع شدند...
ساعت 9:00. استاد درس دادنو شروع میکنه. تا 9:30درس میده. حالا این بین بعضی از بچه ها که فهمیدن، اومدن سر کلاس.
اینا به کنار! میدونی استاد چه جوری دیر اومدنشو توجیه کرد؟ منم نمیدونم چون اصلا چیزی نگفت!
تنها جمله ایکه فکر کنم مربوط به دیر اومدنش می شد این بود که: "بچه ها خیلی عقبیم!"
اخه استاد من، اگه عقبیم چرا این طوری میای؟!
تازه یه چیز دیگه. اولای ترم که فصل اولو که شروع میکنه چند جلسه طول میکشه تا تمومش کنه. در حالی که میشه اون فصل رو دو جلسه ای تموم کنه! نمیدونم شاید لازمه اینهمه توضیح بده ولی آخرای ترم چند تا فصلو نمیرسه بگه. آخرش هم میگه: "خودتون بخونید، تو امتحان هم میاد!"
خب من میمونم و فصلهای تدریس نشده و تمرین های حل نشده و غیبت های استاد...

اين مطلب از اينجا برداشته شده است.

۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

اجازه استاد! من هم حرفي دارم‌

به نام خداوند جان آفرين

رابطه استاد و دانشجو در ايران، متفاوت با همه جا

تهران، دفتر مديرگروه... دانشكده هنر: «قابل توجه دانشجويان محترم، خواهشمند است براي انجام هر گونه كار اداري و رسيدگي به تمامي درخواست‌‌ها، به دفتر گروه مراجعه و از هر گونه مراجعه مستقيم به دفتر مديريت گروه جدا خودداري كنيد»

تهران، دفتر مديرگروه... دانشكده علوم انساني: «دانشجويان عزيز، ملاقات با دكتر... فقط با تعيين وقت قبلي از كارشناس گروه ميسر است، در غير ساعات تعيين شده، مزاحم نشويد»
توكيو، دفتر مديريت دانشگاه: «در زدن لازم نيست، بياييد داخل»

به گفته يكي از مسوولان وزارت علوم و تحقيقات، خشكي و سردي رابطه بين استاد و دانشجو در دانشگاه‌هاي ايران با هيچ دانشگاهي در دنيا قابل مقايسه نيست. اين رابطه مي‌تواند يكي از مهم‌ترين علل فشارهاي رواني و عصبي و بي‌انگيزگي دانشجويان و كاهش طراوت محيط‌هاي علمي باشد.
براساس آمارهاي موجود، در سال‌هاي اخير به طور متوسط حدود 430 تا 440 هزار نفر به طور سالانه در دوره‌هاي متمركز دانشگاه‌هاي دولتي پذيرفته شده‌اند كه از اين ميان، تنها 80 تا 85 هزار نفر دانشجويان روزانه و در مقطع كارشناسي هستند

سال اولي‌ها در معرض مشكلات رواني بيشتر
براساس آمارهاي آخرين سمينار سلامت رواني دانشجويان كه 2 سال قبل برگزار شد، 1/59 درصد از دانشجويان كشور، نسبت به دوري از خانواده و نبود چتر حمايتي احساس دلتنگي مي‌كنند، 2/30 درصد از آنها به رشته تحصيلي‌‌شان علاقه ندارند و 7/43 درصد در پذيرش قوانين خشك دانشگاه احساس اجبار مي‌كنند.
يكي از نتايج اين سمينار نشان مي‌دهد كه فضاي محيط‌هاي آموزشي دانشگاهي كشور در بروز بيماري‌هاي روحي رواني چه در آغاز ورود به دانشگاه و چه در سال‌هاي بعد از آن با رشد بي‌انگيزگي در فعاليت‌هاي علمي موثر است. به گفته مريم رامشت، دبير اجرايي اين سمينار قرار گرفتن دانشجويان در محيط جديد، فشارهاي رواني و نگراني‌هاي جديدي همراه مي‌آورد كه اين استرس‌ها، عملكرد او را در دانشگاه تحت تاثير قرار مي‌دهد.

دانشگاه يا پادگان
مشكلات روحي - رواني دانشجويان در سال‌هاي گذشته هميشه دستمايه تهيه گزارش‌هاي متعددي در علت‌يابي و راه‌هاي درمان آن بوده است. هرچند در اين گزارش‌ها كه بعضي محرمانه مانده و بعضي هم در رسانه‌ها منتشر شده است، فشار رواني ناشي از كنكور، زندگي در خوابگاه، دوري از خانواده، مشكلات مالي، نبود چشم‌انداز شغلي و درآمد مناسب، نبود تغذيه مناسب و مقوي و ... همواره به عنوان دلايل اين فشارها مطرح مي‌شود، اما كمتر به محيط دانشگاه و ارتباطات متقابل دانشجويان با استادان به عنوان يكي از عوامل بروز آسيب‌هاي رواني اشاره شده است.
  • «حوصله حرف زدن ندارند، فقط كافيه 5 دقيقه بيشتر وقتشان را بگيريم آن وقت كم‌مانده با تيپ‌پا از اتاق بيرونمان كنند»
  • «اگر سر كلاس بيشتر سوال كنيم، خيلي راحت توهين مي‌كنند. اگر بخنديم، ايراد مي‌گيرند. اگر چند سوال پشت سر هم بپرسيم، مي‌گويند چقدر وقت ديگران را مي‌گيري»
  • «چند ماه براي يك استادكار پژوهشي انجام دادم، او قول داده بود دستمزد بدهد، اما پس از يك سال وقتي در يك دانشگاه ديگر او را ديدم، از من فرار كرد و حاضر به سلام و عليك هم نشد»
  • «بحث كردن ممنوع است هرچه بگويند؛ اگر اشتباه هم باشد، بايد بگوييم چشم»
  • «به آدم مثل پادو نگاه مي‌كنند، بعضي هم انگار قهرند، به صورت آدم نگاه نمي‌كنند»
  • «من اصلا استادانم را نمي‌شناسم با اين‌كه سال آخر هستم، هيچ وقت نه آنها حاضر شدند از من چيزي بدانند و نه در اين مورد به من اجازه دادند. تنها اطلاعات خصوصي كه از آنها دارم، اسم كوچكشان است.»
  • «استاد يك ترم از ما كار كشيد، آن وقت كتاب نوشت به اسم خودش، حتي در مقدمه و پيشگفتار اسمي از ما نياورد و فقط از همسرش تشكر كرد ...»
  • «برخي‌استادها خودشان نااميدند، افراد خوشبين را دوست ندارند من 23ساله به اميد نياز دارم، وقتي سر كلاس حرف‌هاي خوب مي‌زنيم، ما را مسخره مي‌كنند و ...»
همه اينها تجربه روزانه دانشجوياني است كه به گفته خودشان در محيط دانشگاه كسب كرده‌اند و چه بسا در ايجاد فشارهاي رواني بر آنها بي‌تاثير نيست.
حسن مسلمي ناييني، مديركل دانشجويان داخل وزارت علوم، دانش‌آموخته دانشگاه توكيوست كه به طور تلويحي مقدمه گزارش ما را تاييد مي‌كند. او كه رابطه بين استاد و دانشجو را در ايران با همه دنيا متفاوت مي‌خواند، توضيح مي‌دهد: ما به الگوسازي در دانشگاه‌ها نياز داريم.
در گذشته رابطه استاد و دانشجو، مراد و مريدي بوده است. در حوزه‌هاي علميه نيز اين ارتباط وجود داشته، اما امروز ميان استاد و دانشجو رابطه متقابل و عاطفي برقرار نيست و با رابطه در و ديوار تفاوتي نمي‌كند!
وي استادان دانشگاه را در حكم پدران و مادران دانشجويان مي‌داند و بر ايجاد رابطه دوستانه بين دانشجويان دوره‌هاي قديم و جديد تاكيد مي‌كند.
مسلمي ناييني با اشاره به تجربه خود در دوران تحصيل در دانشگاه توكيوي ژاپن مي‌گويد: ارتباط بين استاد و دانشجو آنقدر عاطفي و صميمانه بود كه ما دوست داشتيم او كاري از ما بخواهد و ما زودتر از موعد مقرر آن را انجام دهيم. شايد باور نكنيد، اما من حتي با خانواده‌ام به منزل استادم رفتم و او رابطه دوستانه‌اي با فرزندانم داشت. او حتي مي‌دانست كه ما چه غذايي دوست داريم.
اما امروز متاسفانه دانشجويان داخل شماره تماسي از استادشان ندارند، چه برسد به اين كه به خانه‌اش بروند؛ مديركل دانشجويان داخل از روزي مي‌گويد كه پس از فارغ‌التحصيلي قصد داشت به ايران بازگردد و استادش با يك قابله غذا به بدرقه او آمد؛ او تكريم استاد را امري متقابل مي‌داند و اضافه مي‌كند: نمي‌توانيم فقط از دانشجو انتظار داشته باشيم كه احترام بگذارد، اين رابطه بايد دوجانبه باشد. اين سخنان شباهت زيادي به ديدگاه‌هاي رئيس نهاد نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها دارد؛ هنگامي كه در بحث فشارهاي روحي رواني به دانشجويان و التهاب آنها مي‌گويد: غرور دانشمندان ما را گرفتار كرده كه اجازه نمي‌دهند جوانان وارد عرصه شوند و كسي را در درون محدوده علمي‌‌شان راه نمي‌دهند، اين مساله قدرت نوآوري را از دانشجوي جوان مي‌گيرد.

تهران ...دانشكده علوم انساني‌
«دانشجو موافق نظر استاد نيست، ديدگاهش را توضيح مي‌دهد، استاد سرش پايين است و به كتابي كه در دست دارد خيره شده است... دانشجو به جمله‌اي مي‌رسد كه مي‌گويد: استاد من فكر مي‌كنم كه ... استاد به ميان حرفش مي‌دود كه: پسرم فكرت را براي خودت نگهدار، هر چه باشد من در اين رشته صاحب‌نظرم، تو به من مي‌خواهي ياد بدهي چطور فكر كنم؟»

اين مطلب از روزنامه جام جم، مهرماه 1387 برداشته شده با کمي تلخيص.

۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

رابطه استاد - دانشجو

به نام خداوند جان آفرين

مطلب زير از سايت iranianuk برداشته شده است.
رابطه استاد و دانشجو در استراليا
۱- انتقاد استاد از شاگرد يا بالعكس به معناي دشمني يا حالگيري نيست و نيازي هم به طي كردن يك دوره طولاني آشنايي با هم ندارد و مي شود همان جلسه اول آشنايي، بقول معروف شاخ به شاخ شد. آستانه نقد هيچ خط قرمزي و ملاحظه اي را بر نمي تابد جز توهين و افترا.
۲- رابطه استاد -دانشجو در چارچوب يكسري فكت مطرح است و مسائل عاطفي، احساسي (درك كردن همديگر!) جايي ندارد.
۳- استاد در بيان نظرات خود بسيار رك و صريح است و انتظار دارد دانشجو هم چنين باشد. استاد خيلي زود وارد اصل مطلب مي شود بدون صغري كبري چيدن هاي اضافه
۴- در جلسات رو در رو يا هر گونه مكالمه يك حس طنز و گوشه و كنايه هم مطرح است. بطور خاص استراليايي ها دوست دارند حاشيه هم بروند (مثلا دو تا بد و بيراه به نخست وزير بگويند) و دوست ندارند فقط بحث در رابطه با موضوع اصلي باشد . بقول خودشان از زبان رنگارنگ colourful language استفاده مي كنند.
۵- استاد را مي شود به اسم كوچك صدا كرد. با هم سيگار كشيد، قهوه خورد و ....
۶- براي ملاقات استاد در دفتر كار حتما قرار قبلي لازم است. قرار بايد در وقت اداري يا ساعت كار باشد. بموقع سر قرار رفتن و پانكچواليتي خيلي مهم است.
۷- آسانترين و سريعترين راه دسترسي از طريق ايميل است و استاد سعي مي كند در اولين فرصت ممكن تحت هر شرايطي جواب ايميل را بدهد (البته نه درخواست نامعقول يا جانك ميل).
۸- جلسات گرو هي و ميتينگ ها با اينكه خيلي جدي و مهم تلقي مي شوند ولي اين بمعني خشك و عبوس بودن نيست. ريلكس و راحت.
۹- وقتي دانشجو از يك موضوعي كلي گويي مي كند٬ استاد حتي اگر يك مورد استثنا هم سراغ داشته باشد به رخ دانشجو مي كشد.
۱۰- استاد از بكار بردن هر صفت عالي تو سط دانشجو - كه توي ايران خيلي مرسومه ! - مثل بهترين، اولين، عاليترين، كاربردي ترين و .... اصلا خوشحال نمي شود و آنرا دال بر ناداني دانشجو از دامنه كار يا موضوع طرح مي داند.
۱۱- دانشجو موقع پرزنتيشن و ارائه كار بايد از هرگونه بزرگنمايي، اغراق و كلي گويي خودداري كند.
۱۲- نظر دادن راجع به يك موضوع يا طرح تا وقتي با آمار، ارقام يا گرافيك همراه نباشد خيلي جدي گرفته نمي شود. بكار گرفتن احساس و قسم و ... كمكي به تفهيم بهتر نمي كند.
۱۳- استاد از اعتماد بنفس دانشجو يا هرگونه خلاقيت و خوش سليقگي خوشحال مي شود و متعاقبا ابراز احساسات مي كند.
۱۴- نيازي به توضيح دادن جزئيات كار نيست. و اصولا روش كار هم زياد جدي گرفته نمي شود مهم نتيجه خروجي است. اتفاقا از روش تحقيق يا محاسبات كلاس بالا زياد خوشش نمي آيد !
۱۵- روي قول استاد با خطاي ۱۵٪ مي شود حساب كرد. اگر كاري از دستش بر نيايد يا در حوزه اختيارش نباشد بدون رودربايستي جواب منفي مي دهند. Sorry
۱۶- استاد با اعمال سياست دايي جان ناپلئوني سعي مي كند با دانشجو در نيفتد٬ البته اگر موردي پيش آمد سعي مي كند بيشتر دانشجو ضرر كند تا خودش.
۱۷- استاد در مورد نحوه پوشش، قيافه٬ مذهب، لهجه، رنگ پوست و موارد ديگزي كه حريم شخصي دانشجو تلقي مي شود اصلا دخالت يا قضاوت نمي كند و احترام مي گذارد. سوئ استفاده از موقعيت استادي يا توهين و تحقير جايي ندارد و قابل شكايت و پيگيري قانوني است.
۱۸- تقريبا صدر در صد مسئوليت كار (و هر اتفاقي كه بيفتد ) با دانشجو است حتي اگر دانشجو كاري را به توصيه استاد انجام داده باشد.
۱۹- اگر جواب سئوال را بداند اينقدر توضيح مي دهد كه دانشجو بگويد بسه ! اگر بلد نباشد راحت مي گويد نظري ندارم
۲۰- رابطه استاد-شاگرد فقط در محيط دانشگاه معتبر است و بيرون از دانشگاه بي معني .

۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

دوران سرکشی

این مطلب از وبلاگ شارپدیا نقل شده است:
http://sharpedia.wordpress.com/2008/10/29/dorane_sarkeshi/

وظیفه خودمان می‌دانستیم که کم‌سوادیشان را ثابت کنیم. سال اول دانشگاه بودیم و کمی تا قسمتی مغرور. مسلماً زورمان به استادهای فیزیک و ریاضی نمیرسید (و همینطور دروس معارف که در علم و صنعت اکثراً توسط آخوندها تدریس می‌شود. اصلاً وارد گروه معارف که می‌شوی، می‌دانی – و یا بعداً‌ دستت می‌آید — که باید قید کل کل کردن را بزنی)؛ ولی در دانشکده‌ی خودمان که می‌توانستیم؟

سال اول بودیم و کله‌هایمان بعد از کنکور حسابی داغ بود. کتاب دایتل را جلو جلو می‌خواندیم و سرکلاس به استاد برنامه‌نویسی گیر می‌دادیم که اینجور نیست و آنطور است. و صدالبته که نصف سوال‌هایمان چرت و پرت محض بود؛ ولی چه باک که استاد همین را هم تشخیص نمی‌داد بس که بیسواد بود. یکبار آنقدر پیله کردیم که دستش لرزید و ماژیک از دستش افتاد. یکی از بچه‌ها کنار کشید و گفت من دیگر نیستم.

سرلوحه وظیفه‌مان این بود که بیسوادیشان را ثابت کنیم. گاهی درکلاس چیزی نمی‌گفتیم ولی بیرون کلاس کلی دلیل میاوردیم و نهایتاً به این اجماع می‌رسیدیم که "آره بابا، فلانی هم تعطیله. اصلاً‌ همه اینا که از انگلیس مدرک گرفتن، کیلویی بوده مدرکشون…"

سالهای آخر بازهم بی‌حوصله‌تر شدیم. کسی بحث نمی‌کرد، بصورت پیش‌فرض معلوم بود که طرف بیسواد است، مگر اینکه خلافش ثابت می‌شد. شاید حتی بعد از کلاس‌ها هم صحبتی در موردش نمی‌کردیم، ولی مطمئنم که همه در ذهنشان به این فکر می‌کردند که فلانی چقدر بیسواده. بیسوادی محدوده بسیار عظیمی از دلایل را شامل می‌شد. کاری نداشتیم که استاد تعداد مدارکش چندتاست یا از کجا مدرک گرفته، کوچکترین اشتباه را پرچم می‌کردیم و استاد را به خیل بیسوادهای دیگر اضافه می‌کردیم.

آن‌ها هم اصرار داشتند که همواره صحّت این گزاره را تایید کنند. کمتر دیدم که کسی بیش از 3 دقیقه بدون جزوه‌اش حرف بزند. حتی آن مواقع که با صداقت سوال می‌کردی، سریع گارد می‌گرفتند و یا می‌پیچاندند. همه (منجمله استاد) از بحث کردن اصولی گریزان بودیم؛‌ مهم جواب نهایی نبود، مهم فقط بُرد بود. دستت را که بالا می‌بردی – یا بدون مقدمه شروع به صحبت می‌کردی – شروع جنگ بود تا موقعی که پشت یکی به خاک می‌رسید. در انتهای سال چهارم، تعداد نمی‌دانمهایی که شنیده‌ای را می‌شماری، و می‌بینی که به زحمت از انگشت‌های یک دست تجاوز می‌کند.

لیسانس را گرفتیم، شدیم مهندسِ‌ مهندسای عالم و از کیلومترها بالاتر از جو، گاهی هم نیم‌نگاهی به زمین داشتیم…

دوره‌ی فوق‌لیسانس، تازه حالی‌ات می‌شود کجای این دنیا ایستاده‌ای. یهو نگاهت می‌افتاد به تعداد ارجاعات مقاله‌ی فلانی، که تصادفاً همان استادی بود که نتوانست بهمان کوئری تو را تجزیه تحلیل کند و حرصت درآمد از این‌که چرا نگفت نمی‌دانم و تو را پیچاند. یکی دیگر هم هست که تز دکترایش او را در رده‌ی صاحب‌نظرها قرار داده، و خوب که بگردی باز هم هستند از این دست مثالها.

اگر نشسته‌ای که مثل این فیلم‌های صداوسیمایی یک پیغام اخلاقی بگذارم کف دستت، اشتباه کرده‌ای. هرکسی به سهم خودش مقصر بود؛ آن‌هایی که اجازه داده بودند سیستم فسیلشان کند، آن‌هایی که هنوز دانشجوی دکترا بودند ولی استاد راهنمایشان مجبورشان کرده بود درسی که تخصص ندارند ارائه دهند،‌ آن‌هایی که از گفتنِ نمی‌دانم عارشان می‌آمد، آن‌هایی که دانشجو را ابله فرض می‌کردند،

و مایی که در دوران سرکشی بودیم…


۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

وقتي مقاله ملاک نيست!

به نام خداوند جان آفرين
مطلبي که توسط دکتر جابري‌پور در وبلاگ اساتيد عليه تقلب نوشته‌اند، به نام «فرد متقلب در بینش مشکل دارد یا در گرایش؟» در خور توجه است. فهرستي که ايشان در نوشتار ارائه داده‌اند، به اين نکته برمي‌گردد که همه افراد دانشگاهي به نکاتي ديگر به جز مقاله نيز توجه مي‌کنند. اين نکات فرعي (شايد هم اصلي) است که باعث مي‌شود اساتيد قوي‌تر و يا ضعيف‌تر جلوه کنند و در واقع همين نکات است که بايد در کنار خروجي کار استاد به عنوان معياري براي ارتقاي اساتيد در نظر گرفته شوند.
چه بسا اساتيدي که درس دادن آنها محبوب دانشجويان بوده و دانشجويان براي حضور در کلاس‌شان انتظار مي‌کشند ولي داراي مقالات بسيار کمي هستند. اين قبيل اساتيد توانايي و زماني را که بايد براي مقالات خود صرف کنند تا ارتقا بگيرند را نيز صرف دانشجويان و افزايش کيفيت تدريس مي‌کنند. کيفيت تدريس و مواردي که در فهرست دکتر جابري پور وجود دارند، چگونه ارزيابي مي‌شود و در نظر گرفته مي‌شوند.
واقعاً تفاوت بين استادي که عمر خود را صرف تدريس بهتر نموده است با استادي که تنها مقاله مي‌دهد، چيست؟

۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

روشهای پیچاندن دانشجو توسط اساتید … !

به نام خداوند جان آفرين

آيا تابحال تعداد زيادي روش پيچياندن در يک جا ديديد؟!


http://razavi.razdanesh.com/?p=13

با تشکر از آقاي سعيد گرگين.

۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه

تفکرات استاد!

به نام خداوند جان آفرين


در ادامه پست قبلي در مورد مقصر بودن اساتيد، بايد گفت که اين يکي از حقايق تلخ دوران دانشجويي است که اساتيد برخي تفکرات نادرست را در ذهن دانشجويان باقي مي‌گذارند. دانشجويان از هر استاد چيزي را فرا مي‌گيرند و در سال‌هاي بعد و حتي زماني که خود استاد مي‌شوند، به عنوان ترفند! به کار مي‌برند. عدم رعايت حق کپي، يکي از مسائلي است که دانشجويان تنها و تنها از اساتيد خود فرا مي‌گيرند، چرا که کمتر مقاله‌اي را مي‌يابيد که دانشجو به تنهايي و بدون کمک استاد ارائه دهد. همانطور که کمتر استادي را مي‌بينيد که به تنهايي مقاله داشته باشد!
يکي از نمونه‌هاي اثرگذاري اساتيد، تفکر يکي از اساتيد در استفاده از زبان فارسي و تبديل همه واژه‌ها به فارسي اصيل است که معرکه‌اي در دانشکده ايجاد نمود. اين استاد محترم‌، سعي به فارسي نمودن تمام علوم کامپيوتر نمود که البته درخور تحسين وليکن نامتعارف بود. دانشجويان در کلاس‌هاي ايشان مي‌بايست اصطلاحاتي غيررسمي ايشان را مورد استفاده قرار مي‌دادند و همين باعث زيرسوال رفتن توانايي استاد و توجه دانشجويان به يادگيري زبان کامپيوتري مورد نظر ايشان شد.
براي اطلاع از اين کلمات و نوشته‌ها مي‌توانيد به وب سايت اين استاد مراجعه نمائيد. در نظر داشته باشيد که اين اصطلاحات در کلاس درس مورد استفاده قرار مي‌گرفتند.

آيا واقعاً استاد بايد طرز تفکر غلط خود را بر روي دانشجويان آزمايش نمايد تا روزي باتجربه شود؟

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

تقلب همیشه تقصیر دانشجو هست استاد هیچ وقت مقصر نیست!

از وقتی که این http://profs-against-plagiarism.blogspot.com/2008/10/blog-post_23.html منتشرشده می‌خواستم در این مورد پستی بزارم فکر می‌کنم امروز برای این‌کار خوب موقعیه!

هر وقت که پای تقلب پیش میاد معمولاً اساتید بی‌تقصیر محسوب می‌شوند و متقلب دانشجو است! فکر می‌کنید چرا؟ دلیلش ساده‌ هست! معمولاً کسانی که این موارد را بررسی می‌کنند به یکدیگر به دید همکار نگاه می‌کنند منظورم نه فقط همکاری استاد با استاد بلکه همکاری متقلب با متقب است. معمولاً در ایران ساختارهای معیوب اینجوری شکل می‌گیرد و ادامه حیات می‌دهند. در سوی دیگر جریان یک دانشجوست که دیریا زود رفتی هستش و با این بلا که سرش می‌آید دیگر خیال همه هم راحت است که فردا آدم مهمی نمی‌شود تا جبران کند! شکستن کاسه کوزه بر سر دانشجو منطقی به نظر می‌رسد!

در حالی که اگر واقعیت امر را نگاه کنیم بسیاری از مواقع هنگامی که تقلبی رخ‌ می‌دهد (در ادامه یک مثال می‌آورم)‌ ممکن است دانشجو حتی نداند که در حال تقلب است ولی آیا در برای استاد هم این امر موجه است؟! در بسیاری از موارد اساتید به این دلیل که در جریان انجام کارها نیستند مدعی می‌شوند که در جریان کارها نبوده‌اند که عذر بدتر از گناه است. یه مثال در موردی که خودم از نزدیک در جریان بودم می‌اورم:

در مسابقات روبوکاپ سال‌ها پیش به تیم دانشکده گیر داده شد که شما چرا از باگ سرور شبیه‌ساز استفاده کرده‌اید. به نظر اعضای تیم و من به عنوان فرد ثالث این قضیه اصلاً تقلب به نظر نمی‌رسید. من سال‌ها بعد فهمیدم که خواندن ویا بررسی سورس سرور و نوشتن برنامه بر اساس آن (کاری که بسیاری از تیم‌های ایرانی در مسابقات انجام می‌دهند) تقلب است و اصلاً نفس حرکت علمی مسابقه را نقض می‌کند! از دانشجویانی که این کار را نا دانسته انجام داده‌اند اصلاً نمی‌شود انتقاد کرد ولی آیا نباید مربی تیم در جریان کار دانشجو‌ها باشد؟ کسی که بطور ثابت سالها در مسابقات شرکت می‌کند احتمالاً بایستی با این مسائل آشنا شده‌ باشد.

می توانید تصور کنید که مربی تیم در حدی از امورات داخل تیم بدور بوده که علت اصلی اینکه تیم آنها به طور فوق العاده‌ای داشته نتیجه می‌گرفته را نمی‌دانسته! یعنی از لحاظ علمی در این زمینه مطالعه ویا آشنایی ندارد! آیا اساتیدی که گروه‌های عملی را هدایت می‌کنند هیچ مسئولیتی غیر از حمایت معنوی تیم‌ها ندارند؟؟؟؟

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

بيانات شفاف!

به نام خداوند جان آفرين
يکي از نکات جالب در روابط استاد و دانشجو اين است که برخي اساتيد فکر مي‌کنند که دانشجويان گفته آنها را اشتباه مي‌فهمند و يا اصلاً نمي‌فهمند!
به برخي بيانات دقت کنيد:
استاد: اين درس آزمايشگاه معمولاً پروژه‌اي برگزار ميشه، تا هفته بعد وقت دارين گروه‌هاي خودتون رو معرفي کنيد تا من پروژه رو براي شما تعريف کنيد، اگه سوالي داشتين مي‌تونيد به من اي ميل بزنيد!
- معمولاً دانشجويان نمي‌فهمند که استاد داره دو دره مي‌کنه
استاد: اين روش که مي‌گي برات دردسر ايجاد مي‌کنه، منابعش خيلي کمه، نمي توني انجامش بدي!
- معمولاً دانشجو نمي‌فهمه استاد اين روش رو بلد نيست
استاد: گزارشتو خوندم زياد جالب نيست، بيشتر کار کن، يه گزارش بهتر بيار!
- معمولاً دانشجو نمي‌فهمه استاد حال خوندن گزارش رو نداره
استاد: بچه‌ها اين تخته‌ها اصلاً پاک نمي‌شه، نمي‌دونم چرا دانشگاه اين‌ها رو عوض نمي‌کنه!
- معمولاً دانشجويان نمي‌فهمند استاد ديگه حال درس دادن نداره و مي خواد بحث رو عوض کنه
استاد: مقاله رو تغيير بده بفرستش به کنفرانس امسال
- معمولاً دانشجو نمي‌فهمه .....
واقعاً اين دانشجوها خيلي خنگ هستند!
شما هم از اين کلمات شنيده‌ايد؟

۱۳۸۷ آبان ۱۴, سه‌شنبه

جو گير شدن استاد!

به نام خداوند جان آفرين

برخي اوقات اساتيد جو گير شده و به اصطلاح قاطي مي‌کنند




البته اساتيد کمي هستند که به چنين سطحي مي‌رسند، و بيشتر سعي مي‌کنند سر دانشجو را به پنبه و چيزهاي شبيه به آن! ببرند.

۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه

تفاوت اساتيد

به نام خداوند جان آفرين
مطلب جالبي از يکي از دوستان ما که تو ماه‌هاي اخير رفته کانادا.
قضاوت با خودتون!

۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه

وقتي استاد مقاله مي‌خواد، چيکار مي‌کني؟

بنام خداوند جان آفرين

- (بعد از ارائه مقاله توسط دانشجو)
- سلام. چرا مقاله‌ات اين همه اشکال داشت؟ خيلي ضعيف بود؟
- ما همين طوري فرستاديم به کنفرانس، پذيرش شد!
- خب، خودتو خراب کردي، اين مقاله بهرحال چاپ مي‌شه و تو ضايع مي‌شي!
- ديگه! مجبور بودم مقاله بدم. دکتر ... گفته بود براي پاس کردن درس بايد مقاله داشته باشي!
- ....

نه دلاور، اين مکالمه واقعيه! خبر نداري!

همه انسان‌ها به فکر پيشرفت و ارتقاء رتبه و درجه خودشان هستند در هر زمينه‌اي. اساتيد نيز مانند جدا از اين مسئله نيستند. روند فعلي پيشرفت اساتيد با استفاده از مقالات و کارهاي علمي و پژوهشي است که بهرحال در قالب مقاله ارائه مي‌شود. استاد به معناي واقعي ابتدا مربي بوده و سپس با ارتقاهايي که نصيبش مي‌شود به درجه استادي مي‌رسد. اما سکوي پرتاب استاد به درجه بالاتر دانشجويان و صد البته خودشان هستند. هدايت درست دانشجويان، انتخاب زمينه‌هاي پژوهش خوب، فعال بودن در زمينه مورد نظر و ... همه و همه سبب مي‌شود تا دانشجو نيز بتواند در آن زمينه فعال شده و در انتهاي ترم و يا يک سال مقاله مناسبي و شايسته‌اي ارائه نمايد.
اما آيا واقعاً روند اين گونه است؟ يا ...
واقعيت اين است که اساتيد تنها از دانشجويان مقاله مي‌خواهند خصوصاً در سطح تحصيلات تکميلي. البته اين موضوع در سطح کارشناسي تبديل به پروژه‌هايي مي‌شود که دانشجويان براي پاس نمودن درس و يا پايان‌نامه براي اساتيد انجام مي‌دهند. برخي اساتيد ما عدم توانايي خود در نوشتن مقاله، نوآوري و فعال بودن خود را به سطح خود مربوط مي‌دانند و اين طور فکر مي‌کنند که چون استاد هستند فقط بايد ناظر باشند (حتي برخي نظر هم نمي‌دهند!، مثل دوستان ما در اين وبلاگ!) و دانشجويي که با آنها درس برداشته، هر نوعي مقاله‌اي را که در اين زمينه ارائه مي‌‌دهد بايد نام متبرک استاد را در ابتداي مقاله قرار دهد. حتي برخي اساتيد ملاک نمره و پاس کردن درس را مقاله مي‌دانند! (باور کن!)

به نظر شما علت وجود مقالات بقول معروف درپيت چيست؟
وقتي استاد شما از شما مقاله مي‌خواد، شما چيکار مي‌کنيد؟

۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

استاد حرفه‌اي !

بنام خداوند جان آفرين
- استاد به اين مي‌گن، سر ساعت سرکلاسه، سر ساعت هم ميره، اصلاً از درس نمي‌زنه
- ممد جان، اون که چيزي بلد نيست، همش بايد بنويسيم، از اول کلاس تا آخر کلاس مشغول جزوه نوشتنيم، استاد باحال فقط دکتر ...، سر کلاسش درس ياد مي‌گيري، براش مهم نيست، بياي يا نياي
- اون که کويته! کسي سرکلاسش نميره، چهار تا چيز بلده همون‌ها رو همش مي‌گه! چيز جديدي نمي‌گه
- ...
موضوع بحث راجع به اساتيد و عملکرد آنها بين دانشجويان بسيار متداول است (البته پشت سر اساتيد حرف زدن خيلي باحاله!) در اين گونه بحث‌ها، هر کسي از زاويه‌اي استاد را مورد بررسي قرار مي‌دهد و نقاط قوت و ضعف او را بيان مي‌دارد. نکته بسيار مهمي که فارغ از معيارهاي بررسي اساتيد که توسط دانشجويان و يا در پست‌هاي قبلي بيان شد، بايد در نظر داشت، حرفه‌اي بودن اساتيد است. هر شغلي ملاک‌ها و معيارهاي خاص خود را دارد و شغل آموزش و به‌خصوص آموزش در دانشگاه به عنوان استاد نيز از اين معيارها عاري نيست.
برخي اساتيد ما، هنوز نپذيرفته‌اند که استاد شده‌اند و شغل شريف استادي را دارند. آنها با روش‌هايي که از دوران دانشجويي خود در ذهن دارند، يا روش‌هاي ابتکاري يا ... که در اغلب اوقات با توجه به عدم تناسب دوران دانشجويي آنها با دوران کنوني، دانشگاهي که درس مي‌خواندند با دانشگاهي که درس مي‌دهند و موارد ديگر جواب نمي‌دهند، سعي به سپري نمودن شغل خود و انجام آن دارند. اين قبيل اساتيد چيزهايي را ياد گرفته‌اند که شايد درست نباشد، اما آنها به آن عادت نموده‌اند. آنها به اعتراضات دانشجويان نيز عادت نموده‌اند و آن را طبيعي مي‌دانند!
به عنوان نمونه، اين قبيل اساتيد فکر مي‌کنند:
- روش نمره‌دهي‌شان درست است، بدون توجه به اينکه بدنبال روش‌هاي بهتر باشند.
- دانشجو هميشه معترض است، بدون توجه به اينکه بدنبال ريشه اعتراضات باشند.
- روش درس دادن‌شان اصولي است، ...
- ....
شما راجع به استاد حرفه‌اي چه فکر مي‌کنيد؟

۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

چانه زنی یا استیفای حق؟

در ادامه مطلب قبل لازم دیدم به مطلب مهم دیگری نیز اشاره کنم و آن حق طبیعی دانشجو برای درخواست بازنگری و تجدید نظر در نمرات است. متأسفانه برخی از اساتید گرامی درخواست تجدید نظر را به عنوان چانه زنی برای نمره تعبیر کرده و بعضاً از این مطلب دلگیر شده، آن را توهین به خود قلمداد می کنند. در صورتیکه دانشجویی که یک ترم و حتی بیشتر از وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق در زمینه یک درس خاص کرده و طبعاً انتظار نتیجه ای خوب را نیز دارد، زمانیکه به نتیجه مورد انتظار خود دست نمی یابد حق دارد دلیل عدم کسب نتیجه مورد نظر خود را بداند. «انسان جایز الخطا است» بنابراین در صورتیکه اشتباه از دانشجو باشد، می تواند از اشتباهات خود درس گرفته، در آینده آن ها را تکرار نکند و در صورتیکه استاد در تصحیح و ارزیابی اشتباهی مرتکب شده باشد، حق دانشجو ادا شده و عدالت رعایت می شود. بنابراین از اساتید محترم دانشگاه ها که قشر تحصیل کرده و روشن فکر جامعه هستند انتظار می رود به نحو مناسب تری با این مسئله برخورد کنند.
مسئله دیگر استیفای حق است. اگر هر کس از حق طبیعی خود بگذرد چگونه می توان عدالت را در جامعه برقرار ساخت؟ مگر نه این است که در اسلام بر استیفای حق و مبارزه با ظلم و بی عدالتی تأکید شده است؟ مگر فلسفه جهاد چیزی جز این است؟ مگر در هشت سال دفاع مقدس رزمندگان و شهیدان بر سر خاک ایران چانه زنی می کردند؟!
البته برخی از اساتید نیز همواره ورقه های دانشجویان را پس از تصحیح در اختیار آن ها قرار می دهند تا اشتباهات احتمالی بررسی گردد که جای تقدیر دارد. امیدوارم دیگر اساتید نیز برای درخواست تجدید نظر دانشجویان اهمیت بیشتری قائل شوند و حداقل آن را چانه زنی یا گدایی نمره تعبیر نکنند!

۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

دانشجوي متقلب يا متقلب دانشجونما

بنام خداوند جان آفرين
کمتر کسي وجود دارد که دانشجو شده باشد و قضيه معروف مرغ و تخم مرغ را نشنيده باشد. واقعاً اول مرغ وجود داشت يا تخم مرغ؟ مسلماً مرغ. چرا که اگر مرغ وجود نداشته باشد کلمه تخم مرغ هم ايجاد نمي‌شد. بالطبع جواب به اين راحتي مي‌تواند برخي را قانع کند و برخي بسيار را قانع نمي‌کند. اما مطمئناً سود ما اغلب ما آدميان در اين نيست که مسئله را حل کنيم، سود ما در استفاده از تبديل مرغ به تخم مرغ و بالعکس است. به عبارت بهتر، ما هم از مرغ، هم از تخم مرغ و هم از تبديل اين دو به هم استفاده مي‌کنيم.
قضيه دانشجوي متقلب، دانشجوي تنبل و ... هم مانند قضيه مرغ و تخم مرغ است. آيا ابتدا دانشجويان پاک بودند و سپس متقلب شدند، يا از ابتدا آنها متقلب بودند و سپس دانشجو (يا بقول برخي دانشجونما) شدند. همينطور در مورد اساتيد هم همينطور مي‌توان بيان نمود. بهرحال، اين مسئله براي برخي اهميت دارد که واقعاً کداميک در ابتدا بوده‌اند، چرا که با دانستن آن مي‌توان نقص را در نطفه رفع نمود و همه را نجات داد.
مسئله مهمتر در مورد دانشجو و استاد متقلب اين است که حالا چگونه آن را رفع کنيم که بيش از اين ضرر نکنيم. اينجاست که پاي نفر سوم هم وسط مي‌آيد و آن هم سيستم متقلب است. در واقع، اوست که مقصر اصلي است. مهم نيست که شما در ابتدا آدم پاکي بوده باشيد و يا آلوده، شما در يک سيستم متقلب خواه و ناخواه گرفتار خواهيد شد چه به جرم بدنامي چه به جرم خوشنامي!. با بسط مسئله خواهيد ديد که مهم نيست که يک نفر را پيدا نموده‌ايم که تقلب زده است و حال در بوق و کرنا کنيم که فلاني تقلب کرده است، مهمتر اين است که به سمت تعمير سيستم تقلب رويم.

اين چه ربطي به ما دارد!

مسئله اينجاست که اساتيد فکر مي‌کنند که اين دانشجويان هستند که آنها را دودر مي‌کنند، يا درس نمي‌خوانند و تقلب مي‌کنند و .... و دانشجويان هم فکر مي‌کنند که اين اساتيد هستند که بد درس مي‌دهند، سواد ندارد، .... . اينجا هم نفر سومي به نام سيستم نمره‌دهي مناسب وجود دارد. سيستمي که از طرف استاد بيان مي‌شود و از طرف دانشجو رعايت مي‌شود. همانطور که از مطلب پست پيشين دوستمان آقاي قبله مي‌توان درک نمود، وقتي استادي سيستمي را تعريف مي‌کند و بدان پايبند نيست، يا وقتي سيستم او آنقدر بي‌قاعده است که معيارهاي سنجش دچار تشکيک مي‌شود، بالطبع دانشجو هم بهره‌برداري مي‌نمايد و يا از آن ضرر مي‌بيند.
اولين کارهايي که هر استاد در زندگي حرفه‌اي خود بايد انجام دهد، ايجاد يک سيستم نمره‌دهي مناسب است. اغلب اساتيد ما به تجربه اين کار را بلدند. سيستم مناسب مي‌تواند چنين خصوصياتي داشته باشد:
1- به اندازه کافي حاوي جزئيات نمره باشد.
اينکه گفته شود، «20 درصد تمرين، 30 درصد ميان‌ترم و 50 درصد پايان‌ترم» بسيار کلان است. حالات زير را در نظر بگيريد:
- دانشجو تمرينات و ميان‌ترم را کامل گرفته و در پايان‌ترم به دليل سردرد يا مشکل ديگري که شما از آن اطلاع داريد و مي‌دانيد دانشجوي خوبي است، نمره بسيار پائيني آورده!
- دانشجو تمرينات هفتگي شما را به يکباره در انتهاي ترم تحويل مي‌دهد!
- دانشجو تمرينات را انجام نداده، ميان‌ترم نمره ضعيفي گرفته، پايان‌ترم نمره بسيار خوبي گرفته!
در هر يک از حالات فوق و حالاتي از اين قبيل مجبوريد شرايطي را به عبارت خود بيافزائيد، و اين بدين معني است که سيستم شما مناسب نيست
(بقيه در پست بعدي)

۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

تأثیر سلیقه و علاقه در نمره دهی اساتید

همه انسان ها بنا به دلایلی به برخی افراد بیشتر از سایرین علاقه دارند و بعضاً از برخی متنفر هستند که حتی در برخی موارد دلیل آن را نیز نمی دانند. اساتید دانشگاه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مثلاً در یک کلاس 8 نفره ممکن است استاد به2 یا 3 دانشجو علاقه بیشتری داشته باشد که این علاقه ممکن است دلایل متعددی داشته باشد. یکی از دلایلی که باعث ایجاد علاقه در برخی از اساتید می شود، گذراندن پایان نامه زیر نظر ایشان است که البته این مسئله تا حد زیادی طبیعی بوده و ایرادی به آن وارد نیست. اما متأسفانه در برخی موارد این علاقه در ارزشیابی دانشجویان و نمره دهی اساتید نیز تأثیر گذاشته و حق دیگر دانشجویان زایل می گردد. آقای «م.م.» از قول استادش می گفت: «نمی دونم چرا وقتی ورقه دانشجویان خودم رو تصحیح می کنم فکر می کنم همه جواب ها درسته!» علاوه بر این پس از اینکه به قول اساتید گرامی نمره خام دانشجویان مشخص شد، برای پخته شدن آن به برخی بیشتر از سایرین ارفاق می شود! بدیهی است که هیچ استادی بدون دلیل و معیار نمره نمی دهد، اما متأسفانه این معیارها بعضاً معیارهای مناسبی نیستند یا با آنچه در شروع کلاس مطرح می­شود متفاوت هستند. مثلاً معیار نمره دهی یکی از اساتید در ترم گذشته به شرح زیر بود:
امتحان پایان ترم : 40%
پروژه : 40%
مقاله : 20%
اما استاد گرامی دلیل کسر نمره از یکی از دانشجویان را نداشتن ارائه در کلاس بیان نمودند! بدتر از آن اینکه در ارزیابی معیارهای بیان شده نیز تا حد زیادی سلیقه و علاقه تأثیر گذار است. به عنوان مثال فرض کنید «x» و «y» دو دانشجوی مورد علاقه استاد باشند. «x» می­تواند پروژه را ناقص انجام دهد و استاد گرامی نیز به پاس این وظیفه شناسی یکی از بهترین نمرات کلاس را به «x» تقدیم می کند! یا «y» پا را فراتر گذارده و حداقل تا یک ماه و نیم پس از موعد تحویل پروژه، پروژه خود را تحویل نمی دهد (اینجانب نمی­دانم «y» نهایتاً پروژه را تحویل داده است یا خیر! همچنین با توجه به اینکه از نمره امتحان پایان ترم «y» و مقاله ایشان اطلاعی ندارم، در مورد آن قضاوت نمی کنم.) ضمن اینکه «y» در طول ترم در بسیاری از جلسات غیبت داشته است. در این مورد استاد گرامی با توجه به تأخیر زیاد و عملکرد ضعیف این دانشجو، شدت عمل به خرج داده و نمره «y» را نیم نمره نسبت به نمره یک دانشجوی نه چندان مورد علاقه که تمام تکالیف خود را انجام داده است، کمتر می دهد! و این دانشجوی نه چندان مورد علاقه استاد که به گفته خود استاد نمره آزمون پایانی خوبی داشته و مقاله او جزء دو مقاله برتر کلاس بوده است، به دلیل اینکه از چهار سؤال پروژه یک سؤال را با فرمتی که استاد فرموده بودند پاسخ نداده است، نمره ای بهتر از نمره چهارم کلاس نصیبش نمی­شود.
امیدوارم اساتید گرامی به این مسئله توجه داشته باشند که سرنوشت دانشجویان تا حد زیادی بستگی به نمراتی دارد که در طول تحصیل کسب می کنند. مثلاً با توجه به قوانین جالب(!) پذیرش دانشجو در مقطع دکترا که دانشجوی شاگرد اول مستقیماً پذیرفته می شود و دانشجویانی که معدل آن ها بالاتر از 17 باشد، بدون آزمون ورودی به مصاحبه دعوت می شوند، این سیستم نمره دهی چیزی جز تضییع حقوق دانشجویان نمی تواند باشد.
اگر واقعاً معتقدیم که «معلمی شغل انبیاء است»، باید ارزش موقعیت خود را درک کرده و توجه داشته باشیم که برقراری قسط و عدالت و مبارزه با ظلم و فساد نیز از وظایف و اهداف انبیاء بوده است.
در پایان ذکر این مطلب را لازم می دانم که با توجه کلام معصوم که فرمودند: «هر کس کلمه ای به من آموزش دهد مرا تا پایان عمر بنده خود ساخته است.» همه ما دانشجویان، خود را تا پایان عمر شاگرد اساتید خود می دانیم و هیچگاه خدای ناکرده قصد توهین و بی حرمتی به هیچ استادی را نداریم. آنچه بیان شد درد دل های جمعی از دانشجویان بود که امیدوارم اساتید گرامی در صورت صحت آن بیشتر به این مسائل توجه داشته باشند.

۱۳۸۷ مهر ۱۷, چهارشنبه

مشکل سرعت

به نام خداوند جان آفرين

به نظر مي‌رسد که دانشگاه با Blogger دچار مشکل شده است و نمي‌توان وارد قسمت پست شد، با فيلتر شکن هم امکان ورود وجود دارد اما امکان رفتن به قسمت‌هاي ديگر وجود ندارد. به نظر مي‌رسد مشکل کاهش سرعت اينترنت در دانشگاه هم وجود دارد اما ....
- از جاهاي ديگه ميشه وارد Blogger شد و پست داد!
- براحتي مي‌توان با فيلترشکن تو دانشگاه به سايت‌هاي فيلتر شده رفت!
- سرعت دونلود دانشگاه تغيير نکرده!
- از دانشگاه وبلاگ رو ميشه براحتي ديد، اما نميشه براحتي کامنت داد!

ما که نمي‌فهميم لطفاً شما هم نفهميد!

۱۳۸۷ مهر ۱۵, دوشنبه

آمارها چه مي گويند!

بنام خداوند جان آفرين

تا حالا شده اتفاقي بخواهيد اطلاعاتي از دانشگاه، دانشکده خاصي يا استادي بدست بياريد؟، چي کار مي‌کنيد؟ميرين وب سايتش؟ زنگ مي‌زنيد؟ خودتون مي‌رين اونجا؟ هفت روز هفته مي‌رين دانشکده مي‌شينيد تا شايد بتونيد يه چيزي بفهميد؟ اگر از روش آخر استفاده مي‌کنيد، روش درستي رو انتخاب کرديد و با ما هم عقيده هستيد. چرا که يه بار ما تصميم گرفتيم در مورد يک درسي اطلاعاتي را از دانشگاهي پيدا کنيم و فکر کرديم ميشه از طريق وب سايت دانشگاه ..... اما ....
آمارهاي زير شايد براتون جالب باشه، اسم دانشگاه رو هم ميزارم که خودتون برين بشمارين!
– مي‌دونم بعضي‌ها به آمارها حساسند. آمارهاي زير براساس اطلاعاتي هستند که روي وب سايت‌ها هستند. ممکنه اساتيدي باشند که برخي از اين‌ها رو روي وب‌سايت داخلي داشته باشند، که در اينجا ذکر نشده‌اند. مطمئناً برخي از اين موارد را اساتيد در کلاس هم ذکر مي‌کنند، اما دسترسي آنلاين به آنها وجود ندارد.
دانشکده برق و کامپيوتر دانشگاه تهران
تعداد استاد : 64 نفر
رزومه استاد: کامل: 59 نفر ناقص: 5 نفر
دروسي که ارائه مي‌دهد: -
فهرست مطالب دروس: 19 نفر
نحوة ارزيابي: 15 نفر
تمرينات: 13 نفر
منابع درس: 15 نفر
تقويم کاري استاد:-
وجود مطالب آموزشي: 6 نفر
دانشکده برق و کامپيوتر دانشگاه شهيد بهشتي
تعداد استاد : 30 نفر
رزومه استاد: کامل: 6 نفر ناقص: 4 نفر وجود ندارد: 20 نفر
فهرست دروسي که ارائه مي‌دهد: يک نفر
فهرست مطالب دروس: يک نفر
نحوة ارزيابي: يک نفر
تمرينات: يک نفر
منابع درس: يک نفر
تقويم کاري استاد: يک نفر
وجود مطالب آموزشي: صفر
(يک نفري که مشاهده مي‌کنيد، بخاطر اينه که ما آدرس سايت استاد رو مي‌دونستيم و گرنه توي وب سايت رسمي دانشکده بجز رزومه چيز ديگري نيست. نکته ديگه اينکه توي وب سايت قديمي دانشکده برخي اساتيد اطلاعات بيشتري گذاشته بودند و من يادمه چند تا درس و مطلب آموزشي ديده بودم، اما در وب سايت جديد هيچ خبري نيست)

دانشکده کامپيوتر دانشگاه شريف
تعداد استاد : 22 نفر
رزومه استاد: کامل: 21 نفر ناقص: 1 نفر
(برخي لينک‌ها بخاطر سرعت پائين و برخي لينک‌ها نيز به نظر مي‌رسه بخاطر جابجايي کار نمي‌کنه، بهرحال ميشه پيداشون کرد، اما با دردسر)
تعداد دروس ارائه شده در ترم جاري: 46 درس
(شما مي‌تونيد درس به درس بگرديد و اطلاعات بگيريد، ما اين کار رو کرديم)
دروسي که ارائه مي‌دهد: -
فهرست مطالب دروس: 45 درس
نحوة ارزيابي: 29 درس
تمرينات: 42 درس
منابع درس: 45 درس
تقويم کاري استاد: -
وجود مطالب آموزشي: 40 درس
http://ce.sharif.edu
- ممکنه اساتيدي باشند که تو ترم‌هاي قديمي اطلاعات خودشون رو گذاشته باشند، ما فقط ترم‌هاي جاري رو نگاه کرديم، چون ترم قبلي گذشته!
- آمارها بسيار دقيق نيستند، اما دقيق هستند. ممکنه در برخي موارد يکي يا دو تا اختلاف باشه.
- نتيجه‌گيري از آمارها به عهده شما! من فقط از بچه‌هايي که توي دانشگاه‌هاي خارج کشور يا داخل کشور درس مي‌خونند خواهش مي‌کنم، اگه امکان داره اونها هم يک سري آمار از اين دست براي من ارسال کنند.
موافقان : بهرحال اساتيد بايد ياد بگيرند که آنلاين کار کنند.
مخالفان: آبروي دانشگاه ما رو بردي، خاک .....!
شما چي فکر مي‌کنيد؟

۱۳۸۷ مهر ۱۱, پنجشنبه

نگاه مجدد

به نام خداوند جان آفرين

همواره مسائل دانشجو، دانشگاه و استاد با حاشيه‌هاي زيادي همراه بوده و هست. اين بدين خاطر نيست که اين سه نقطه تشکيل‌دهنده مثلث پيشرفت علم دنبال حاشيه هستند، بلکه بدين معني است که سيستم ارتباط بين اينها به خوبي تعريف نشده است. با توجه به پست‌هاي قبلي آقاي هدايتي، تجربياتي که در اين مدت کم به دست آورديم و صحبت‌هايي که با دوستان شد، ذکر چند نکته ضروري است:
- همانطور که آقاي هدايتي در پست قبلي گفتند، اساتيد هم قابل اصلاح هستند اما شايد منظور اصلاحي که ما و ايشان در نظر داريم، با اصلاحي که برخي فکر مي‌کنند، کمي تفاوت داشته باشد. منظور از اصلاح يک شکل کردن خصوصيات و رفتارهاي همه اساتيد نيست، بلکه بيان راه‌حل‌هايي براي بهبود عمکلرد آنها و نيز سيستم آموزش و پژوهش دانشگاه است. چرا که اساتيد به عنوان جزئي از اين سيستم هستند و شايد آنها نيز از اين سيستم آسيب مي‌بينند.
- برخي از دوستان ما در خارج از دانشگاه فکر مي‌کنند، اصلاح اساتيد، سيستم دانشگاه، تقلب و ... تنها متعلق به دانشگاه، دانشجويان و اساتيد است، در صورتيکه سيستم آموزش و پژوهش يکي از مهمترين سيستم‌هاي جامعه است، که اغلب جامعه با آنها به صورت مستقيم و قشر بسيار کمي بصورت غيرمستقيم با آن درگير هستند. بنابراين اصلاح اين سيستم تاثير بسزايي بر سيستم جامعه دارد، از اين منظر حرکت اساتيد عليه تقلب و نظاير آن قابل تقدير است.
- برخي از دوستان بر عدم تاثير اين وبلاگ و حرف‌هايي که در اين وبلاگ زده مي‌شوند بر اساتيد سخن مي‌رانند، و تاثير آن را مشابه راه رفتن مورچه در شب بر سنگ سياه مي‌دانند. ما هم مي‌دانيم که در حال حاضر تاثير تا اين ميزان است، اما بهرحال روزي در راه است و سنگ سياه هم به انتها خواهد رسيد. اثر اين وبلاگ به همکاري و همراهي افراد مختلف و در بلندمدت است. کمترين اثر اين وبلاگ را در کامنت پست «دکتر، از مقاله خوشش اومده» مشاهده کنيد که دوست محترمان به عنوان ناشناس! کامنت گذاشته و ما هم او را نشناختيم!
- نکته آخر در مورد روند حرکتي وبلاگ است. مسلماً ما هم مثل شما به اين فکر نمي‌کنيم که تا ابد به نوشتن مثال‌ها و نمونه‌ها بپردازيم، (هرچند که به اندازه کافي مطلب داريم)، ما از مثال‌ها شروع کرديم، اما با مثال‌ها ادامه نخواهيم داد و همانظور که در چند روز آينده مشاهده خواهيد کرد به سمت بيان مشکلات و راه‌حل‌ها خواهيم رفت. هرچند از مثال‌ها و نمونه‌هاي جالب از هر دانشگاهي غافل نخواهيم ماند.
ما از همياري دوستان به هر زباني استقبال مي‌کنيم.

۱۳۸۷ مهر ۸, دوشنبه

قابل اصلاح بودن اساتید

نويسنده: امير هدايتي
با سلام،

برخی از دوستان در comment های پست قبلی اشاره به این نکته کرده بودند که خود اساتید سیستم را ایجاد کرده‌اند و حاضر نیستند این وضعیت را عوض کنند و به خودشان فشار بیاورند. صحبت‌های مشابه این‌ها را زیاد شنیده‌ام. می‌خواهم به دوستان عزیز بگویم که این‌قدر هم بدبینانه نگاه نکنید! چند تا حرف در این راستا می‌خواهم بگم.

شاید دوستانی که منو میشناسن میدونن که به خاطر کدورت با یکی از اساتید به دردسر زیادی برای من وجود آمد. استاد همون مطالب رو که موقع دانشجویی یاد گرفته بود با یک سناریو از پیش آمده شده(مانند نوار ویدویی) تدریس می‌کردند. برخی از قسمت‌های درس مطالبی تدریس می‌کردند اشتباه بود و (من فکر می‌کنم می‌دانستد و زحمت تصحیح به خودشان نمی‌دادند) و در مورد تصحیح ورقه‌ها هم که جای خود دارد. به طور طبیعی به عنوان یک دانشجو شاکی بودن از این استاد طبیعی است ولی حالا جور دیگه به جریانبه نگاه می‌کنم:

ایشان یکی از بنیان‌گذاران رشته کامپیوتر در ایران هستند. زحمت‌های ایشان و اینکه شاید بسیاری از اساتید خوب ما شاگردان ایشان هستند کمی جای تأمل را باز می‌کند. بعدا شنیدیم که ایشان نزدیک به ۱۵ سال مشکل شخصی حادی داشتند! علاوه براین سیستم معیوب ایشان را اینطوری کرده‌است. خدا می‌داند چند سال ایشان در حسرت یک دانشجوی با انگیزه بودند. احساس الان من اینه که دانشجو و استاد هردو در این سیستم قربانی هستند.

من فکر نمی‌کنم که بسیاری از اساتید از وضعیت فعلی راضی باشند به عنوان مثال به بلاگ اساتید علیه تقلب رجوع کنید. تعداد اندک شماری از اساتید هستند که واقعاً دارند سیستم را به اینجا می‌کشانند تا از بی‌سوادی خودشان رنج نبرند.

من یقین دارم که دانشجویان می‌توانند در این سیستم تغیراتی بدهند (بدانید که بسیاری از اساتید نیز شما را همراهی خواهند کرد). به عنوان مثال در حدود سال ۸۱-۸۲ من و عده‌ای از دوستان شروع کردیم به حرکت‌هایی در دانشکده (آن موقع سیستم مدیریت دانشکده خیلی بدتر از الان بود) نمی‌توانم بگم که برخی از اون مشکلات را حل کردیم ولی برخی از آنها را کمرنگ کردیم.

یک بار دیگر به مشکلاتی که من در سری قبل لیست کردم نگاه کنید (میدونم خیلی بیشتر از اینهاست نمیشه همه رو توی پست آورد! آونا مثال هستند). ببینید چند تا از اونا بدون همکاری دانشجویان عملی هستش!

شما هم امتحان کنید و موقع فارغ‌التحصیلی تفاوت ایجاد شده را احساس می‌کنید.

مشکلات کلی دانشجویان

نويسنده: امير هدايتي
به نظر من میشه انتقادهایی که دانشجویان با اساتید دارند را به چند دسته مشخص تقسیم کرد. بهتره که در ادامه کار سعی کنیم که پیشهادهایی که به نظر عملی و معقول می‌رسند دوستان پیشنهاد کنند تا شاید دانشجویان بتونن با حرکت‌های هماهنگ این مشکلات رو حل کنند.

۱. مشکلات مربوط به ارسال مقالات. این مشکلات اغلب برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیش میاد. در وبلاک اساتید علید تقلب در این مورد زیاد بحث میشه. مشکلات معمولاً نوشتن نام اساتید بر روی مقالات بدون مشارکت آنها و یا اجبار اساتید برای نوشتن نام آنها در اول لیست و گاهاً من در موارد حاد تر من مواردی رو سراغ دارم که در مورد دانشجویان کارشناسی که دانشجو تمامی کار را انجام داده ولی حتی اسمش هم روی مقاله قرار نیست بیاد.

۲. مشکلات نمره دهی: این مشکلات کلاسیک دانشکده ما بوده. استادی میگه ورقت با من حرف نمی‌زنه، استادی به قیافه دانشجوها نمره می‌ده، استاد بین دانشجویان دختر و پسر فرق می‌زاره، استاد به نور چشمی‌ها حال میده، استاد بر اساس شناخت (که ممکن است دانشجویان گمراهش کنند) نمره می‌دهد، استاد رندم نمره می‌دهد، استاد برای دانشجوی غایب نمره می‌دهد(این برای خود من پیش آمده) و در نهایت به هر نحوی استاد ورقه‌های دانشجویان را منصفانه تصحیح نمی‌کند.

این مشکلات به نظر می‌رسید که کمتر شده ولی هنوز پا بر جا هستند.

۳. برخی اساتید با دادن نمرات راحت سعی می‌کنند محبوب شوند. به هر حال همه دانشجو‌ها از اساتیدی که کم و یا بیش به اصتلاح گلابی هستند خوششان می‌آید. این اساتید در نظر سنجی‌ها دارای امتیاز بالا، کلاس‌هایشان پر ثبت‌نام، همه با اینا می‌خواهند پروژه بگیرند و ....
برای گذراندن یک درس شاید این اساتید به نظر خوب برسند ولی در دراز مدت دانشجویان از این اساتید ضربه‌ می‌خورند و رشد این روند باعث افت شدید کیفیت آموزشی خواهد شد.

۴. اساتید به روز‌نشده: برخی از اساتید با دانش زمان دانشجویشان هنوز تدریس می‌کنند. این‌ها عادت دارند که درس‌های مشخصی رو در روز‌های مشخص هفته و حتی گاهاً من احساس می‌کردم که سناریو درس دادن این اساتید هم روتین شده! خوشبختانه نسل اساتید بسیار قدیمی نیز رو به کاهش است.
برخی از اساتید سؤال‌های امتحانی ثابت دارند و اجازه نمی‌دهند که دانشجویان سؤال‌ها را از سر جلسه خارج کنند زیرا تا سالیان متوالی همین‌ها سؤال‌های امتحانی خواهند بود(این هم یکی از عوامل محبوبیت می‌تواند باشد!)

۵. عدم عملکرد شفاف: در بسیاری از جاها اساتید در جلسه اول ترم میزان نمره هر کدام از بخش‌های درس را اعلام می‌کنند(که ممکن است تغیر کنند یا بازه برای نمرات مشخص کنند) و در هر کدام از بخش‌ها تا جایی که امکان دارد اعلام کنند. برخی از اساتید دوست دارند که کل نمره را درسته دست‌ خودشان داشته باشند و به دانشجو به هیچ وجه جواب ندهند.

بچه ها به یاد دارند، من وقتی TA درسی بودم و ورقه امتحانی تصحیح می‌کردم نمره‌های امتحانی دانشجویان را برای ریز ترین بخش ممکن می‌دادم (مثلاً اگر سؤالی a,b, c داشت، نمره هر کدام را جداگانه اعلام می‌کردم). استاد هم از سوی دیگر استاد بعد از امتحان جواب سؤالات را همراه با بارم اعلام می‌کرد. به این ترتیب دانشجویان احساس نمی‌کرند که در حق آنها ظلم شده باشد.

۶. عدم ارائه حق اعتراض به دانشجویان: زمان ما بسیاری از اساتید همانطور که در بخش فبلی اشاره کردم فقط یک نمره نهایی به دانشجویان اعلام می‌کردند و دانشجویان از این که چرا نمره آنها کم شده است بی اطلاع بودند. اغلب این موارد به این دلیل بود که اساتید بر روی معیارهای دقیقی نمره دهی نمی‌کرند.
البته مشکل دیگر این بود که برخی از دانشجویان فرق اعتراض(یا دیدن ورقه) و چانه‌زنی رو نمی‌دانند. خوشبختانه تا اونجا که حافظه من یاری میده بچه‌های دانشکده ما در این مورد عملکرد بسیار خوبی داشتند.
دیدن ورقه و گاهاً توضیح برخی از مسائل که دانشجو فکر می‌کرده درست نوشته ولی در عمل اشتباه نوشته به نظر من می‌تواند بخش مهمی از آموزش دانشجویان باشد.

۷. درگیری های بین اساتید: در برخی از دانشکده‌ها گاهاً اساتید اختلاف سلیقه‌هایی دارند. در دانشکده ما این در گیری از قبل به حالت نا مناسبی بوده. تا اونجا که من خبر دارم طرفین درگیری های قبلی دیگر دانشکده نیستند ولی درگیری‌های جدیدی در دانشکده به وجود آمده است.
دود این درگیری‌ها معمولاً توی چشم دانشجو‌ها می‌ره. سیستم آموزشی نا کارآمد می‌شه، و در نهایت بدترین بدآموزی برای دانشجویان است.

فکر کنم پست بسیار طولانی شد. سعی می‌کنم بقیه موارد را در پست‌های دیگر بفرستم. پیشنهاد می‌کنم که سایر دوستان موارد کامل کننده و راه حل‌هایی که از نظر دانشجویان عملی باشد برای اینها پیشنهاد کنند. یه راه حل اینه که اساتیدی که این وبلاگ رو میخونن شاید همراهی کنند.

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

دکتر، از مقاله خوشش اومده!

به نام خداوند جان آفرين

آداب معاشرت، نوع حرف زدن، نحوه برخورد با دانشجويان، چگونگي استدلال کردن، حتي برخي اوقات سبک و الگوي فکر کردن هم به نوعي ارثيه و از استاد به دانشجويان (اغلب کارشناسي ارشد و دکتري) منتقل مي‌شود. اغلب دانشجويان از نظر رفتاري، استادي رو که مي‌پسندند، شبيه‌سازي مي‌کنند و سعي مي‌کنند رفتارهاي اونو اجرا کنند. به نمونه‌هاي ذيل توجه کنيد.


- ممدي، چطوري؟ مي‌ري پيش دکتر؟
- اره، مي‌رم گزارش بدم
- تو خفه نشدي، هر هفته بهش گزارش مي‌دي؟ بابا، اين استادت خيلي بداخلاقه.
- نه بابا، سخت‌گيره! هر چيزي رو قبول نمي‌کنه، آدم خوبيه، برخي اوقات تند ميشه!
(استاد واقعاً بداخلاقه و به بداخلاقي مشهوره)

- خجالت نمي‌کشي، مقاله يکي ديگه رو کپي زدي؟ ننگت باد برگ چغندر!
- مهدي جان، کپي چيه، ايده‌اش رو عوض کردم.
- سه رو کردي چهار، ايده عوض شد! بچه گول مي‌زني؟
- بابا، مي‌دوني دکتر چقدر ازش استقبال کرد، شبيه‌سازي کرديم، جواب داد.
- مثل خواننده‌هاي جديد هستند که ترانه‌هاي قديمي رو بازخواني مي‌کنند، عنوانشو عوض مي‌کنين و اعدادشو!
- دکتر بلده مقاله بده، زرنگه، خيلي ازش خوشش اومده!

- مهدي، يه درس مهندسي نرم‌افزار گرفتم دانشگاه ...، حالشو ببر.
- تو که سخت‌افزاري هستي، توي مهندسي نرم‌افزار گير مي‌افتي، تابلو مي‌شي، ميخ ندارم بچسبونمت به ديوار.
- بابا، حالا يه جوري سرهمش مي‌کنيم.
- چي رو سر هم مي‌کنم، يه چيزي بگو بهت بياد
- بابا، فکر کردي دکتر توي ... چيکار مي‌کنه، کل سه ساعتش ده دقيقه درس نمي‌ده!
- خوبه، استاد خودته، اگه يکي ديگه بود، چي مي‌گفت.
- اتفاقاً خودش درس رو برام جور کرد!

- حاجي، بي خيال شو، کسي که براي درس «کارگاه کامپيوتر» اين طوري کار نمي‌کنه، ترم يکي چي مي‌فهمه؟
- اتفاقاً ترم يکي‌ها خيلي مهمترند
- جزوه‌ات که کامله، دانشجو بخونه ياد مي‌گيره، پاورپوينت ديگه چيه، وقتت رو الکي مي‌زاري؟
- پاورپوينت به دانشجو خيلي کمک مي‌کنه، ببين چطوره؟
- ديدمش، خيلي خوبه، از اين مي‌ترسي بري سرکلاس چيزي بپرسند بلد نباشي؟
- نه، بهرحال مسلط بودن يه چيزي ديگه‌اس. يادمه خانم دکتر با اينکه درس ... رو مي‌تونست ارائه بده، وقتي بهش گفتم، ارائه نداد و ‌گفت چند ترميه درس ندادم، و مي‌خواست تابستون بره دوباره مرور کنه و ترم پائيز ارائه بده!
(خانم دکتر منظور استاد راهنماي دانشجو است)

دانشجويان وقتي از استادي خوششون بياد رفتارهای اونو توجيه مي‌کنند، دانشجويي که استادش بداخلاقه، اونو توجيه مي‌کنه و اين رفتار استاد براش پذيرفته شده مي‌شه، همينطور دانشجويي که مقاله کپي مي‌کنه، در واقع اين استادشه (استادهايي که داشته) که بهش ياد داده (يا عمداً يا سهواً يا بدون اطلاع). برخي اساتيد با تعريف کردن از عمل بد دانشجو پا رو فراتر مي‌گذارند و توجيه کردن رو بهش ياد مي‌دن. البته روي ديگه قضيه اينه که دانشجو تاثير مثبت از عملکرد استاد مي‌پذيره و همينطوري پابرهنه به عرصه هر درسي وارد نمي‌شه با اينکه توان انجام درس رو به هر شکلي داره.
اين جملات به معني رفع اتهام از دانشجو نيست، بلکه تنها بيان برخي تاثيرات رفتار اساتيده که با يا بدون اطلاع آنها تکثير مي‌شه.
استاد محترم: به دانشجوهاي خودت نگاه کن و ببين چه رفتارهايي رو از شما کپي زدند، شايد بد کپي زده باشند!


موافقان: رفتارهاي نسنجيده اساتيد و حتي تناقض رفتار و عمل در دانشجويان بخصوص بچه‌هاي ليسانس و فوق تاثير زيادي داره!
مخالفان: دانشجو نبايد به اين چيزها توجه کنه، بايد درسش رو بخونه!

۱۳۸۷ شهریور ۳۱, یکشنبه

پروژه‌هاي صنعتي: خوب، بد، زشت!

به نام خداوند جان آفرين

- سلام آقاي دکتر
- سلام، چطوري؟
- خوبيم، شکر خدا
- بازم که سرو کله‌ات تو دانشگاه پيدا شد؟!؟
- اومديم کمکون کنيد
- چه کمکي مي‌خواين؟
- آقاي دکتر، ما يه پروژه نرم‌افزار گرفتيم، الان نمي‌دونيم چه جوري انجامش بديم!
- وقتي نمي‌دوني چه جوري انجامش بدي، چرا اصلاً گرفتيش؟
- براي زندگي کردن، بالاخره ما هم بايد زندگي کنيم، همش نمي‌تونيم به جيب بابا و مامان نگاه کنيم!
- حالا پروژه چي هست؟ تعريف کن ببينم.
- ....
شايد شما هم مثل بقيه دانشگاه‌ها داراي اساتيدي هستيد که پروژه مي‌گيرند و داراي تيم‌هاي پروژه، آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي و نظير آن هستند. پروژه‌هايي که از بيرون دانشگاه توسط اساتيد به داخل دانشگاه هدايت مي‌شوند و اغلب هم به همراه خود پول و يا امتيازاتي را براي دانشگاه به ارمغان مي‌آورند. پروژه‌هايي که توسط دانشجويان انجام مي‌شوند و از آنها افرادي زبردست و آشنا با محيط بيرون دانشگاه مي‌سازند. مهندسي برق و کامپيوتر مملو از چنين پروژه‌هايي است و اساتيد با پارتي، زبردستي، هوش، تجربه و ديگر مهارت‌هاي خود آنها را از بيرون مي‌گيرند اما ....
پروژه‌ها زوايايي مختلفي از عملکرد اساتيد را به تصوير مي‌کشند که با درک آنها مي‌توان به تفکرات استاد، توان استاد، ارزشي که استاد براي دانشجويان (شايد هم علم) قائل است و غيره پي برد. اما مهمترين مسئله‌اي که اساتيد برق و کامپيوتر بايد مد نظر قرار دهند اين است که دانشجو (نرمال و نه آنرمال) در انتهاي فراغت از تحصيل بايد توان و دانش لازم براي روبرو شدن با مسائل محيط (علمي و/يا صنعتي و/يا تخصصي) خود را داشته باشد.

خوب
- دانشجو درس رو عملي پاس مي‌کنه و درس بر مويرگ‌هاي ذهنش حک مي‌شه!
- هم استاد و هم دانشجو پولي گيرشون مياد
- اگه پروژه در راستاي پايان‌نامه باشه، کارش تو پايان‌نامه راحته و تسلط داره
- اعتبار استاد و دانشگاه هر دو بالا مي‌ره (البته اگه پروژه موفق باشه!)
- استاد با علم عملياتي روز آشنا مي‌شه!
- دانشجو پس از فراغت از تحصيل براي انجام کار گيج نمي‌زنه!

بد
- استاد کل کار رو به دانشجو مي‌سپاره و خودش فقط خروجي‌ها رو نگاه مي‌کنه و پولش رو مي‌گيره!
- دانشجو فقط دو دره کردن پروژه رو از استاد ياد مي‌گيره (با کمي خالي‌بندي!) البته اگه دانشجو متعهد باشه، فشار زيادي بهش مي‌آد
- استاد به نام انجام پروژه، کلاس درس رو دو در کنه و کلاس‌هاش بي‌کيفيت بشه! (برخي استادها اصلاً تو دانشگاه ديده نمي‌شند، برخي فقط سوسوک مي‌کنند!)
- مفهوم درس زير سوال مي‌ره و همين بر مويرگ‌ها حک مي‌شه!
- اعتبار خود استاد جهنم!، اعتبار دانشگاه و دانشجوهاش به باد مي‌ره! (دانشجو: مال فلان دانشگاهي؟ فلاني استاد شماست، عجب آدم پيچيه! اين بشر، خيلي سوتيه!)

زشت
- استاد، توان (مجموعه‌اي از دانش، تجربه، شجاعت، هوش و غيره) پروژه گرفتن رو نداشته باشه و خودش رو توجيه کنه (و يا ديگران رو به داشتن پارتي متهم کنه!)
- استاد تنها به زاويه بد پروژه‌ها نگاه کنه!
- استاد، دانشجوها را ضعيف بدونه و اونها را لايق انجام پروژه ندونه (اگه دانشجو ضعيفه، محصول کار شما و همکاران شماست)
- استاد، عوامل زيادي مثل دانشگاه و مسائل حاشيه‌اي رو در پروژه نگرفتن دخيل بدونه و هيچ تحرکي نشون نده!
- استاد غرق در مقاله دادن باشه (تازه اون هم کپي، پيست مقالات) و به کار اجرايي دانشجوها اهميتي نده! (استادي را تصور کنيد که نه خوب درس مي‌ده، نه مقاله خوبي مي‌ده و نه پروژه مي‌گيره!)

مطمئناً مسائل ديگري نيز در پروژه گرفتن و يا نگرفتن اساتيد دخالت دارند، که در اينجا فقط قسمت کوچکي از آنها را مورد بررسي قرار داديم. کلام آخر اينکه، پروژه خوبه (يا بده) اما به اندازش.

موافقان: پروژه يعني دانش روز، پول، اعتبار، تجهيزات، توانايي، حرکت.
مخالفان: پروژه يعني دودر کردن، کلاس بي‌کيفيت، خالي‌بندي، بي خيالش!

نظر شما چيه، اساتيد رو تشويق کنيم پروژه بگيرن، يا اينکه بريم زيراب پروژه گرفتن رو بزنيم؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۹, جمعه

سوات استاد!

به نام خداوند جان آفرين

يکي از بزرگترين آرزوهاي دانشجويان ديدن استادي است که از سواد کافي برخوردار باشد. سواد استاد يا به عبارت بهتر دانش و تخصص او در زمينه‌اي که تدريس مي‌کند، مجموعه دانشي عملي و تئوري است که استاد در گفتار، نوشتار، حرکات و ... ارائه مي‌دهد. اغلب اساتيد در زمينه سواد يک منحني نرمال دارند که در سال‌هايي از تدريس‌شان به اوج مي‌رسد و پس از آن آهسته آهسته پائين مي‌آيد. بتدريج استاد بر درس مسلط شده، بدين معني که مي‌داند چه چيزهايي را بايد درس دهد و درس نمي‌دهد، چه چيزي را بلد نيست و وارد آن نمي‌شود، جواب دانشجويان چيست و .... اما....
با عروج دانش به ملکوت اعلي و پيشرفت ممتد آن و عدم تحرک ذهني استاد، خلاي از دانش در تفکرات و دروس استاد پديد مي‌آيد و امان از دانشجويان تازه به صحنه رسيده که بر اين خلا پابرهنه مي‌تازند. چه مي‌شود وقتي به عنوان دانشجو به اين خلا وارد مي‌شويد؟؟؟ .... جرو بحث؟ .... نه بابا ..... ميندازه؟ ...... بي‌خيال .... به چند نمونه ذيل توجه کنيد.
- ببخشيد آقاي دکتر، اين کتابي که براي درس سيستم عامل توزيع شده معرفي کرده براي سال 95 هست، تننباوم يک کتاب ديگه سال 2000 چاپ کرده که مطالبش از اين بهتره، چرا اونو معرفي نمي‌کنيد؟

- من 18 کنکور بودم، ليسانس شريف بودم، فوق ليسانس هم شريف بودم، دکتري چون شريف نداشت، رفتم اميرکبير. نمي‌خواد شما بري برام کتاب پيدا کني.

- ببخشيد استاد، من براي مقاله‌ام نياز به شبيه‌سازي دارم. نسخه اصلي اين نرم‌افزاري که شما امروز توضيح دادين رو يکي از دوستانم داره، مي‌تونم بيام کمي راجع به عملکرد نرم‌افزار برام توضيح بدين؟

- احتمالاً دوستت اشتباه کرده، با اين نرم‌افزار کار نکني بهتره، چون نسخه‌اش اصل نيست، کارتو خراب مي‌کنه، به نظر من داده‌هاتو تو Excel وارد کن و همونجا نمودار بکش!

- خسته نباشيد آقاي دکتر، من نمرات دانشجويان رو تو Excel وارد کردم، تنها کافيه يه بازبيني بکنيد و اونها رو تو ليست نهايي وارد کنيد.

- (نيم ساعت بعد در مکالمه تلفني) ببخشيد آقاي بامرام، شما ميانگين نمرات دانشجويان رو محاسبه نکردين، لطفاً بيايد اين کار رو هم انجام بدين!

(در جلسه جستجوي پيشرفته که دانشگاه براي دانشجويان ارشد و اساتيد دانشکده برق و کامپيوتر برگزار نمود و بيشتر اساتيد حضور داشتند)
- خب، شما مي‌تونيد برين تو قسمت جستجوي پيشرفته تو سايت گوگل و بعد از رفتن، اين گزينه‌ها رو مي‌بينيد

- اِ مهندس، گوگل رو از کجا آورديد؟ (منظورش اين بود که چه طوري فهميدي بايد بري تو گوگل جستجو انجام بدي و نه وب سايت ديگه‌اي)

- آقاي دکتر، من مي‌خوام براي شرکتمون يک نرم‌افزاري حسابداري بنويسم؟ از کجا شروع کنم؟ کتاب مهندسي نرم‌افزار پرسمن رو بخونم يا RUP رو؟
(دانشجو درس رو خوب نفهميده و نتونسته بين مهندسي نرم‌افزار و RUP ارتباط برقرار کنه)

- نرم‌افزار حسابداري که ارزونه، يکي بخري بهتره!

-ببخشيد آقاي دکتر، مگه شما (نرم‌افزار ( cadence هم کار کردين؟

من يه زماني خداي cadence بودم، البته داراي ورژن‌هاي مختلفيه، شما کدوم ورژن رو دارين!

به نظر شما چند درصد دانشجويان در صحبت با اساتيد به خلاء ذهني آنها پي مي‌برند؟
آيا شما هم تجربه ورود به خلاء دانش اساتيد داشتيد؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

جنگ استادي!

به نام خداوند جان آفرين

- ...
- البته بچه ها من بهتون بگم دکتر فلاني ديگه جزء منقرض شده هاست!
- من مقالات بسياري تو اين زمينه دارم ولي هرگز اسمي از دکتر فلاني نشنيدم، ايشون بلوف ميزنه!
- من اصلا Gate Level رو قبول ندارم و دکتر فلاني که ديگه جاي خود داره!
- دکتر فلاني بيشتر خالي بنده تا استاد!
- بلد نبود، براي همين تو دفاع يکي از دانشجوش، خودش و دانشجوش رو آش و لاش کرديم!
- ديگه جزء پير پاتالاهاست، دايناسورهاي روي جلد کتاب تننباوم منقرض شدند، ايشون هنوز هستند!
- سواد ايشون در حد همون کتابي که نوشتند، شما حرف‌هاي ايشون رو جدي نگيريد!
- خوب شد دانشکده دانشجوي ارشد و دکتري گرفت و گرنه دکتر فلاني بايد غاز مي‌چروند!
- ...
ممکن است شما هم جملاتي نظير اينها را از زباني استادي شنيده باشيد که براي توصيف استاد ديگري بيان مي‌شود.
جنگ استادي،‌ موضوعي است که در دانشکده‌هاي مختلف و به شکل‌هاي مختلف ديده مي‌شود. جنگ استادي با بحث علمي و يا اختلاف نظر تفاوت دارد. بحث‌هاي علمي و اختلاف نظر بين اساتيد ناشي از تفکر آنهاست، اما جنگ استادي، ناشي از عدم تفکر است. در بيشتر جنگ‌هاي استادي رگه‌هايي از لج‌بازي، کج فهمي، عدم بررسي و نظاير آن ديده مي‌شود که بيشتر کلاس شخصيت طرفين را زير سوال مي‌برد.

جنگ استادي در سطوح و شکل‌هاي مختلف ديده مي‌شود، برخي اساتيد تنها به الفاظ بسنده مي‌کنند، و برخي از هيچ کاري براي کوباندن مشت محکم بر دهان ديگري دريغ نمي‌کنند. اين جنگ‌ها برخي اوقات به سطح دانشجويان کشيده مي‌شود و دانشجويان (بيشتر در سطح کارشناسي ارشد و دکتري) قرباني مي‌شوند. پايان نامه کارشناسي، دفاع پايان‌نامه‌هاي ارشد‌، دفاع تز دکتري و نظاير آن از جمله جاهايي است که اين بحث‌ها به اوج خود مي‌رسند و با احتمال بسياري به قرباني شدن دانشجو مي‌انجامد. دانشجويان در اغلب اوقات تنها نظاره‌گر اين جنگ هستند و نمي‌توانند کاري از پيش ببرند. البته برخي دانشجويان نيز حاملان خبر هستند و اين جنگ را دامن مي‌زنند.
چندي پيش، يکي از دوستان بسيار نزديک ما از تز دکتري خود دفاع نمود. استاد کارشناسي ارشد ايشان در مقابل استاد تز دکتري ايشان در مقابل هم صف‌آرايي نمودند. اين جنگ برنده نداشت و تنها بازنده ميدان دوست گرامي ما بود که دفاع او از حالت علمي خارج شده و به جايگاه ارائه نظرات شخصي تبديل شده بود. شايد اگر سکوت انديشمندانه استاد تز دکتري ايشان نبود، اين دفاع عواقب جانبي بيشتري را بهمراه مي‌داشت.
بهرحال،‌ به دور از نتيجه جنگ استادي، اين جنگ‌ها سبب پائين آمدن کلاس شخصيت اساتيد و هدر رفتن توانايي آنها مي‌شود. علاوه بر اين، سبب تحريک دانشجويان براي طرفداري از استادي و کوباندن استاد ديگر خواهد شد.

موافقان: بابا، بزار دعوا کنند، حال کنيم!
مخالفان: آخرش هم همه چيز سر ما دانشجوها خراب ميشه!

شما چه فکر مي‌کنيد؟ اگر دوست شما قرباني اين جنگ باشد، به او چه مي‌گوئيد؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۵, دوشنبه

نقد شجاعانه و عادلانه يا تعرض گستاخانه و متعصبانه

به نام خداوند جان آفرين

نکته مهمي که نبايد با نقد کردن عملکرد يکسان دانست، توهين و تعرض گستاخانه به مقام استاد است. نقد کردن شجاعانه و عادلانه با تعرض و توهين تفاوت دارد. ما مي‌توانيم عملکرد اساتيد را مورد نقد قرار دهيم و نظرات واقع‌بينانه خود را بيان نمائيم اما حق نداريم به اساتيد توهين نمائيم. توهين و تعرض به استاد در هيچ فرهنگي و به هيچ گونه‌اي پذيرفته نيست.
در اين وبلاگ قصد توهين به هيچ استادي را نداشتيم و نخواهيم داشت. قرار نيست شمشيري به دست بگيريم و با اولين اشتباه فرد را قرباني کنيم و يا جنگ استاد و دانشجو راه بياندازيم. هدف، بيان رفتارهاي دانشجو گريز اساتيد، نظرات و ديدگاه‌هاي مختلف نسبت به آنها و چاره‌انديشي براي آنهاست. دسته‌بندي اساتيد، امتيازدهي به آنها و نظاير آنها فراتر از حد اين وبلاگ و کار کارشناسي وسيعي مي‌طلبد.
در اين وبلاگ از نوشتن نام اساتيد و بياني که سبب شناسايي آنها شود، پرهيز مي‌شود و تنها عملکرد مورد نقد قرار مي‌گيرد، چرا که استاد با دانستن نظرات مختلف مي‌تواند خود را اصلاح نمائيد، البته در صورتيکه بخواهد خود را اصلاح نمايد و نيازي به بردن نام استاد نيست.
بهرحال، ما از نوشته‌هاي منصفانه، متفکرانه و دوستانه همه دانشجويان استقبال مي‌کنيم.

اخلاق علمي

به نام خداوند جان آفرين

دکتر کيارش بازرگان ويدئو جالبي در مبحث اخلاق علمي تهيه نموده‌اند که در وبلاگ profs-against-plagiarism قرار داده‌اند. اين ويدئو، نگاهي متفکرانه و دلسوزانه به کاستي‌هاي عملکرد اساتيد و دانشجويان و وظايف آنها در حفظ و رعايت اخلاق علمي دارد.
براي مشاهده ويدئو به آدرس ذيل مراجعه کنيد.
http://profs-against-plagiarism.blogspot.com/2008/09/blog-post_14.html

با تشکر از دکتر بازرگان و همکارانشان که براي همه ما ارزش قائل شدند و وقت خود را به اين کار اختصاص دادند.

چيزي بلد نيست، فقط از رو مي‌خونه!

به نام خداوند جان آفرين

در چند سال اخير، استفاده از روش‌هاي ويژوال (پاورپوينت، اسلايد و ...) براي تدريس به عنوان شيوه جديد تدريس مقبوليت بسياري پيدا کرده و اساتيد با ساختن اسلايدهاي آموزش براحتي مفاهيم رو به دانشجويان مي‌فهمونند.
استفاده از اسلايدهاي آموزشي در دانشگاه مزايا و معايب خاص خود رو داره، من سعي مي‌کنم به عنوان کسي که چندين سال از اين اسلايدها استفاده مي‌کنم برخي از آنها را ذکر کنم.

مزايا
- دانشجو با داشتن اين اسلايدها قبل از شروع کلاس مي‌تونه خودش رو آماده کنه و مي‌دونه قراره چي تدريس بشه
- استاد مفهومي رو از قلم نمي‌ندازه
- جاذبه اسلايدها دانشجو را علاقه‌مند مي‌کنه
- نت‌برداري دانشجوها کمتر ميشه
- نوشتن بر روي وايت‌برد هم کمتر ميشه و استاد تا حد بسياري راحت مي‌شه
- استاد براحتي مي‌تونه مطالب خودشو بروز کنه

معايب
- دانشجوها با داشتن اسلايدها ديگه سرکلاس نمي‌آن (فکر مي‌کنم اين خاص بچه‌هاي بهشتي باشه)
- استاد در اغلب موارد از روي اسلايد مي‌خونه و رد ميشه
- اسلايدها ترجمه اسلايدهاي خارجي هستند و بيشتر کپي و پيست هستند
- اسلايدها بروز رساني نميشند و شايد سال‌ها بدون تغيير بمونند (حتي غلط‌ها هم اصلاح نمي‌شند)
- اغلب خود استاد اسلايد نمي‌سازه و دانشجوهاش مي‌سازند براي همين نمي‌تونند خوب ارائه بدند
- اسلايدها بار علمي زيادي رو به يکباره به دانشجو منتقل مي‌کنند (مخصوصاً اگه تعداد اسلايد زياد باشه)

موافقان: اسلايدهاي آموزشي مي‌تونند راهکار خوبي براي تدريس باشند
مخالفان: اسلايدها فقط نوعي شانه خالي کردن از تدريس هستند

نظر شما چيه؟ باز هم اسلايد بسازيم!

من بيشترين نمره‌ام 16 است!

به نام خداوند جان آفرين

(قبل از خواندن اين پست، پست قبلي را بخوانيد)

استاد: من بيشترين نمره‌ام 16 است.
دانشجو: ولي من کار رو کامل انجام دادم، شما خودتون گفتيد پياده‌سازي نمره بيشتري نسبت به تحقيق داره.
استاد: اره
دانشجو: ولي شما به يه نفر ديگه که فقط تحقيق کرده نمره 18 دادي!
استاد: اون يه دليل واهي اورد که مي‌خواد بره خارج
دانشجو: اگه دليلش واهي بوده، من هم مي‌گم مي‌خوام برم خارج به من هم نمره بديد.
استاد: نمرات قطعي شده.
دانشجو: من از تحصيلات تکميلي سوال کردم، گفتند اگه استاد نامه بده، مي‌تونند نمره رو عوض کنند
استاد: نمره چيز مهمي نيست و نبايد به خاطر نمره درس بخوني
دانشجو: اگه چيز مهمي نيست چرا فقط تا 16 مي‌دين و بقيه رو نمي‌دين؟
استاد: نمره‌اي که بهت دادم زياد هم بوده؟
دانشجو: چطور زياده بوده، پياده‌سازي اي که مي‌خواستيد مگه اشکال داشت؟
استاد: نه
دانشجو: خب ديگه پس مشکل چيه؟
استاد: ترجمه مقاله‌ات چند تا اشکال داشت (اين مقاله، همان مقاله‌اي بود که براساس آن دانشجو پياده‌سازي رو انجام داده و بعد ترجمه‌اش کرد) مشخصه اونو نفهميدي.
دانشجو: دکتر! اگه من مقاله رو نمي‌فهميدم که نمي‌تونستم پياده‌سازي کنم، در ضمن اول ترم، ترجمه مقاله جزء نمره نبوده و من فکر کردم اين کار نمره اضافه شما محسوب مي‌شه. با اين حال، به من بگين کجاش مشکل داشت تا من بفهمم
استاد: الان يادم نيست
دانشجو: به خاطر همين چند تا اشکال 4 نمره از من کم شده؟
استاد: من به اندازه بهت نمره داده‌ام
دانشجو: اندازه منو چه طوري بدست آورديد؟ مگر غير از اينه که شما مقاله خودتون رو به من داديد و گفتيد پياده‌سازي کن، من هم که کار رو انجام دادم؟؟!
استاد: نه، نمره مهم نيست، به فکر ترم بعد باش.
دانشجو: دکتر، شما چشمي نمره ميدي، از هر کسي خوشت بياد بهش نمره ميدي، از هر کسي خوشت نياد، هر طور کار کرده باشه بهش نمره نمي‌دي، با امير س. د. هم ترم‌ قبل همين کار رو کردين.
استاد: نه، من اينطور نيستم!
دانشجو: رفتار شما اينطور نشون ميده و اينکه قبل از اينکه نمره رو به دانشجو نشون بدين، نهايي ميکنيد، نشون ميده شما نمي‌خواين اشتباهات خودتون رو بپذيرين، نمره کامل حق من بود.
.....

اين مکالمه واقعي بين من و يکي از اساتيد معروف دانشگاه شهيد بهشتيه، تعجب آوره!!!! ولي واقعيه!!

شما باشين با چنين استادي چه مي‌کنيد؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه

به فکر ترم بعد باش!

به نام خداوند جان آفرين

يکي از دوستان دوران دانشجويي همواره به من مي‌گفت که اساتيد دانشگاه بين دانشجويان تفاوت قائل هستند و اونهايي را که کارشناسي رو تو يک دانشگاه معتبر هستند را بصورت پيش فرض نمره بالا مي‌دن و اونهايي رو که تو دانشگاه ازاد يا راه دور هستند را همواره ضعيف مي‌پندارند. واقعاً اين مسئله در برخي اساتيد وجود داره؟!! و براي همين نمي تونند قبول کنند که يک دانشجوي دانشگاه پيام نور يا آزاد مي‌تونه از دانشجوي دانشگاه معتبر هم قويتر باشه.
اين دوست گرامي (امير س. د.) ما که ترم اول کارشناسي ارشد درسي رو با يکي از اساتيد معتبر برداشته بود، ماجراي جالبي داشت و جالب‌تر اينکه ترم بعد همون ماجرا به طريق ديگه و با همون استاد براي خودم اتفاق افتاد. ماجرا از اين قرار بوده که قسمتي از نمره کلاسي مربوط به تحقيق مي‌شد. امير خان هم تحقيقي ارائه مي‌ده و استاد محترم ميگه کپيه، اون هم مي گه کپي نيست و خودم اين کار رو انجام دادم. در انتهاي نمره دادن، استاد مورد نظر به امير ميگه نمره ات 11 است من فکر مي کنم که آيا بهت 12 بدم يا نه (حداقل نمره پاس در دروس ارشد 12 است) امير هم قبول ميکنه. پس از چند روز نمرات که روي برد ميره، مي بينه 10 شده، ميره قضيه رو پيگيري کنه و استاد محترم هم اين دليل رو مياره که اين نمره وارد شده و بفکر ترم بعد باش.

امير خان هم که ديد بحث با دکتر به هيچ نتيجه‌اي نميرسه، مياد پيش ما که تو برو باهاش صحبت کن. ما هم رفتيم و با دکتر مورد نظر صحبت کرديم. استاد عقيده داره که 11 حقش نبوده و اون بايد کمتر ميشده؛ گفتم چرا؟؛ گفت چون تحقيقش کپيه؛ گفتم شما که نتونستي اثبات کني کپيه؛ ميگه اين نمره ديگه ثبت شده و بايد به فکر ترم جديد باشه؛ دکتر جان، ترم قبلي رو اين گونه رفتار کردي، چطور مي تونه در ترم جديد کار کنه و دوباره همين اتفاق براش نيفته؟؟؟

نکته جالب توجه اينکه استاد محترم نميگه امير خان نمره 11 رو نگرفته (با اينکه نمره مقاله رو هم نداده!) ، تاکيد داره که شناخت خودش درسته و دانشجو حقش نيست که درس رو پاس کنه. در واقع، دانشجو با توجه به معيارهاي که استاد محترم تعيين کرده به حدي از نمره ميرسه و استاد با توجه به شناختش نمره رو بالا و پائين مي کنه.

موافقان : بالاخره استاده و يه چيزهايي سرکلاس مي‌فهمه و بايد در نمره تاثيرگذار باشه تا بهترين‌ها نمرات بالاتري بگيرند
مخالفان: وقتي استاد معياري براي نمره‌دهي ميده بايد طبق همون نمره رو اعلام کنه، بهترين‌ها براساس معيار انتخاب مي‌شند و نه براساس ديدگاه شخصي

شما به چه صورت به استاد ما ميگين که حقتون حداقل 11 است و اگه معياري رو اعلام ميکنه طبق همون معيار نمره بده و نه اينکه نظر شخصي خودش رو (به عنوان نمره) دخالت بده؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۱, پنجشنبه

استاد لطفا درس بده!

سلام،

وقتي در دانشگاه شهيد بهشتي تحصيل مي‌کنيد، اساتيد جالب و قابل توجه‌ي را مي‌بينيد. استادي را به ياد مي‌آورم - البته اين استاد هنوز موجود است - که وقتي در مقطع ارشد يا دکتري تدريس مي‌کند، تمام مطالب تدريسي اش بيش از 10 صفحه نبوده و نيست. کتاب هاي معرفي شده توسط ايشان که در کپي دانشکده موجود است، ملغمه‌اي است از صفحات چند بار کپي شده، مرتب نشده، نامرتبط و ... که جدا کردن آن حوصله‌اي بسيار و توان طاقت فرسا مي‌خواهد.
اغلب اوقات کلاس صرف صحبت در مورد حاشيه ‌ها، پاک کردن بورد- بطور معمول چند دقيقه طول مي‌کشد و در مورد نحوه پاک کردن، نوع ماژيک و مسائل مرتبط با آن صحبت مي‌شود- صحبت در مورد فينال بازي‌هاي فلان کشور، و غيره است. وقتي در کلاس اين گرانمايه مي نشينيد نيازمند دانش خاصي نيستند (حتي در سطح دکتري) و در انتهاي ترم نيز به دانش خاصي دست پيدا نمي‌کنيد. اصولاً نيازي به دانش حس نمي شود. جلسات يک ساعت و نيم کلاس معمولاً 40 دقيقه بطول مي‌انجامد و به قول استاد محترم، نيم ساعت طول مي کشه گرم بشيم. البته جلسات آخر با موز و سانديس همراه است. :-) (فقط اين باحاله).
اين استاد گرانمايه امتحانات پايان ترم جالبي دارد، امتحانات بگونه اي طراحي مي‌شوند که کمتر کسي مي‌تواند پاسخ گويد، اما همه پاس مي کنند!!! در واقع مسئله بدين صورت است که استاد محترم، سوالات را به گونه‌اي طرح مي‌نمايد که جواب‌ها مي‌توانند به هر صورت تفسير شوند و با توجه به اينکه ايشان دانشجويان فرهيخته خود را مي‌شناسد، براساس شناخت خود آنها را در جدول نمرات مرتب مي‌کند. تلاش شما براي گرفتن نمره و حق خود بيهوده است، چرا که براساس امتحان پايان ترم، شما نمرات پائيني داريد و براي همين نمره نيز بايد تشکر نمائيد.
در مجموع اين استاد در سطح ارشد و دکتري طرفداران و منتقدان خود را دارد.
طرفداران ميگويند: «بده، سخت نمي گيره، خوب نمره مي‌ده» (قابل توجه است که نمرات دانشجويان دکتري به هيچ عنوان کمتر از 17 نخواهد شد)
منتقدان مي‌گويند : «کلاس‌ها بار علمي ندارد و وقت تلف کني است، اين روش نمره دهي بخاطر پوشش دادن به عدم بار علمي و زير سوال نرفتن است»

آيا شما هم چنين اساتيدي داريد؟ چگونه به او مي‌گوييد درس بدهد؟

درباره وبلاگ بازبيني عملکرد اساتيد

با سلام،

در سال‌هاي تحصيلي خود با معلمان، دبيران و اساتيد مختلفي مواجه شده‌ايد. برخي از اساتيد به ياد ماندني، برخي سخت‌گير، برخي دو در، برخي بي سواد و نظير آن و برخي را نيز فراموش نموده‌ايد. همواره اساتيد بوده‌اند که خاطرات تلخي را در ذهن شما از ناعدالتي‌ها، بي انصافي‌ها، بد اخلاقي‌ها و ... به جاي گذاشته‌اند.

چه بسا اساتيد معروفي که در حال حاضر در دانشگاه‌هاي کشور تدريس مي‌کنند، اما از نظر کيفيت تدريس، نوع برخورد، دانش و نظاير آن سطح بسيار پائين دارند. اساتيدي که سطح آموزش و پژوهش کشور براي آنها بي معني است و با برخوردهاي سطحي و بد خود، دانشجويان را به بيراهه هدايت مي کنند. مطمئناً برخي از همين اساتيد دانشجويان ديروزي بودند که از عملکرد اساتيد خود منتقد بوده ولي همان روش را برگزيده‌اند و به زعم خود روش درستي را مي‌روند

در اين وبلاگ در صدد آنيم که با بيان چنين نمونه‌هاي از رفتارها و تفکرات اساتيد بدون ذکر نام، آنها را به نقد کشيم و راه حل‌هايي را براي سنجش عملکرد اساتيد ارائه دهيم. اين کار تنها با حرکت جمعي دانشجويان حاصل خواهد شد. اميد است که اين حرکت سبب، انديشه مجدد اساتيد در رفتار خود شود.