با سلام،
برخی از دوستان در comment های پست قبلی اشاره به این نکته کرده بودند که خود اساتید سیستم را ایجاد کردهاند و حاضر نیستند این وضعیت را عوض کنند و به خودشان فشار بیاورند. صحبتهای مشابه اینها را زیاد شنیدهام. میخواهم به دوستان عزیز بگویم که اینقدر هم بدبینانه نگاه نکنید! چند تا حرف در این راستا میخواهم بگم.
شاید دوستانی که منو میشناسن میدونن که به خاطر کدورت با یکی از اساتید به دردسر زیادی برای من وجود آمد. استاد همون مطالب رو که موقع دانشجویی یاد گرفته بود با یک سناریو از پیش آمده شده(مانند نوار ویدویی) تدریس میکردند. برخی از قسمتهای درس مطالبی تدریس میکردند اشتباه بود و (من فکر میکنم میدانستد و زحمت تصحیح به خودشان نمیدادند) و در مورد تصحیح ورقهها هم که جای خود دارد. به طور طبیعی به عنوان یک دانشجو شاکی بودن از این استاد طبیعی است ولی حالا جور دیگه به جریانبه نگاه میکنم:
ایشان یکی از بنیانگذاران رشته کامپیوتر در ایران هستند. زحمتهای ایشان و اینکه شاید بسیاری از اساتید خوب ما شاگردان ایشان هستند کمی جای تأمل را باز میکند. بعدا شنیدیم که ایشان نزدیک به ۱۵ سال مشکل شخصی حادی داشتند! علاوه براین سیستم معیوب ایشان را اینطوری کردهاست. خدا میداند چند سال ایشان در حسرت یک دانشجوی با انگیزه بودند. احساس الان من اینه که دانشجو و استاد هردو در این سیستم قربانی هستند.
من فکر نمیکنم که بسیاری از اساتید از وضعیت فعلی راضی باشند به عنوان مثال به بلاگ اساتید علیه تقلب رجوع کنید. تعداد اندک شماری از اساتید هستند که واقعاً دارند سیستم را به اینجا میکشانند تا از بیسوادی خودشان رنج نبرند.
من یقین دارم که دانشجویان میتوانند در این سیستم تغیراتی بدهند (بدانید که بسیاری از اساتید نیز شما را همراهی خواهند کرد). به عنوان مثال در حدود سال ۸۱-۸۲ من و عدهای از دوستان شروع کردیم به حرکتهایی در دانشکده (آن موقع سیستم مدیریت دانشکده خیلی بدتر از الان بود) نمیتوانم بگم که برخی از اون مشکلات را حل کردیم ولی برخی از آنها را کمرنگ کردیم.
یک بار دیگر به مشکلاتی که من در سری قبل لیست کردم نگاه کنید (میدونم خیلی بیشتر از اینهاست نمیشه همه رو توی پست آورد! آونا مثال هستند). ببینید چند تا از اونا بدون همکاری دانشجویان عملی هستش!
شما هم امتحان کنید و موقع فارغالتحصیلی تفاوت ایجاد شده را احساس میکنید.