۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

استاد حرفه‌اي !

بنام خداوند جان آفرين
- استاد به اين مي‌گن، سر ساعت سرکلاسه، سر ساعت هم ميره، اصلاً از درس نمي‌زنه
- ممد جان، اون که چيزي بلد نيست، همش بايد بنويسيم، از اول کلاس تا آخر کلاس مشغول جزوه نوشتنيم، استاد باحال فقط دکتر ...، سر کلاسش درس ياد مي‌گيري، براش مهم نيست، بياي يا نياي
- اون که کويته! کسي سرکلاسش نميره، چهار تا چيز بلده همون‌ها رو همش مي‌گه! چيز جديدي نمي‌گه
- ...
موضوع بحث راجع به اساتيد و عملکرد آنها بين دانشجويان بسيار متداول است (البته پشت سر اساتيد حرف زدن خيلي باحاله!) در اين گونه بحث‌ها، هر کسي از زاويه‌اي استاد را مورد بررسي قرار مي‌دهد و نقاط قوت و ضعف او را بيان مي‌دارد. نکته بسيار مهمي که فارغ از معيارهاي بررسي اساتيد که توسط دانشجويان و يا در پست‌هاي قبلي بيان شد، بايد در نظر داشت، حرفه‌اي بودن اساتيد است. هر شغلي ملاک‌ها و معيارهاي خاص خود را دارد و شغل آموزش و به‌خصوص آموزش در دانشگاه به عنوان استاد نيز از اين معيارها عاري نيست.
برخي اساتيد ما، هنوز نپذيرفته‌اند که استاد شده‌اند و شغل شريف استادي را دارند. آنها با روش‌هايي که از دوران دانشجويي خود در ذهن دارند، يا روش‌هاي ابتکاري يا ... که در اغلب اوقات با توجه به عدم تناسب دوران دانشجويي آنها با دوران کنوني، دانشگاهي که درس مي‌خواندند با دانشگاهي که درس مي‌دهند و موارد ديگر جواب نمي‌دهند، سعي به سپري نمودن شغل خود و انجام آن دارند. اين قبيل اساتيد چيزهايي را ياد گرفته‌اند که شايد درست نباشد، اما آنها به آن عادت نموده‌اند. آنها به اعتراضات دانشجويان نيز عادت نموده‌اند و آن را طبيعي مي‌دانند!
به عنوان نمونه، اين قبيل اساتيد فکر مي‌کنند:
- روش نمره‌دهي‌شان درست است، بدون توجه به اينکه بدنبال روش‌هاي بهتر باشند.
- دانشجو هميشه معترض است، بدون توجه به اينکه بدنبال ريشه اعتراضات باشند.
- روش درس دادن‌شان اصولي است، ...
- ....
شما راجع به استاد حرفه‌اي چه فکر مي‌کنيد؟

۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

چانه زنی یا استیفای حق؟

در ادامه مطلب قبل لازم دیدم به مطلب مهم دیگری نیز اشاره کنم و آن حق طبیعی دانشجو برای درخواست بازنگری و تجدید نظر در نمرات است. متأسفانه برخی از اساتید گرامی درخواست تجدید نظر را به عنوان چانه زنی برای نمره تعبیر کرده و بعضاً از این مطلب دلگیر شده، آن را توهین به خود قلمداد می کنند. در صورتیکه دانشجویی که یک ترم و حتی بیشتر از وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق در زمینه یک درس خاص کرده و طبعاً انتظار نتیجه ای خوب را نیز دارد، زمانیکه به نتیجه مورد انتظار خود دست نمی یابد حق دارد دلیل عدم کسب نتیجه مورد نظر خود را بداند. «انسان جایز الخطا است» بنابراین در صورتیکه اشتباه از دانشجو باشد، می تواند از اشتباهات خود درس گرفته، در آینده آن ها را تکرار نکند و در صورتیکه استاد در تصحیح و ارزیابی اشتباهی مرتکب شده باشد، حق دانشجو ادا شده و عدالت رعایت می شود. بنابراین از اساتید محترم دانشگاه ها که قشر تحصیل کرده و روشن فکر جامعه هستند انتظار می رود به نحو مناسب تری با این مسئله برخورد کنند.
مسئله دیگر استیفای حق است. اگر هر کس از حق طبیعی خود بگذرد چگونه می توان عدالت را در جامعه برقرار ساخت؟ مگر نه این است که در اسلام بر استیفای حق و مبارزه با ظلم و بی عدالتی تأکید شده است؟ مگر فلسفه جهاد چیزی جز این است؟ مگر در هشت سال دفاع مقدس رزمندگان و شهیدان بر سر خاک ایران چانه زنی می کردند؟!
البته برخی از اساتید نیز همواره ورقه های دانشجویان را پس از تصحیح در اختیار آن ها قرار می دهند تا اشتباهات احتمالی بررسی گردد که جای تقدیر دارد. امیدوارم دیگر اساتید نیز برای درخواست تجدید نظر دانشجویان اهمیت بیشتری قائل شوند و حداقل آن را چانه زنی یا گدایی نمره تعبیر نکنند!

۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

دانشجوي متقلب يا متقلب دانشجونما

بنام خداوند جان آفرين
کمتر کسي وجود دارد که دانشجو شده باشد و قضيه معروف مرغ و تخم مرغ را نشنيده باشد. واقعاً اول مرغ وجود داشت يا تخم مرغ؟ مسلماً مرغ. چرا که اگر مرغ وجود نداشته باشد کلمه تخم مرغ هم ايجاد نمي‌شد. بالطبع جواب به اين راحتي مي‌تواند برخي را قانع کند و برخي بسيار را قانع نمي‌کند. اما مطمئناً سود ما اغلب ما آدميان در اين نيست که مسئله را حل کنيم، سود ما در استفاده از تبديل مرغ به تخم مرغ و بالعکس است. به عبارت بهتر، ما هم از مرغ، هم از تخم مرغ و هم از تبديل اين دو به هم استفاده مي‌کنيم.
قضيه دانشجوي متقلب، دانشجوي تنبل و ... هم مانند قضيه مرغ و تخم مرغ است. آيا ابتدا دانشجويان پاک بودند و سپس متقلب شدند، يا از ابتدا آنها متقلب بودند و سپس دانشجو (يا بقول برخي دانشجونما) شدند. همينطور در مورد اساتيد هم همينطور مي‌توان بيان نمود. بهرحال، اين مسئله براي برخي اهميت دارد که واقعاً کداميک در ابتدا بوده‌اند، چرا که با دانستن آن مي‌توان نقص را در نطفه رفع نمود و همه را نجات داد.
مسئله مهمتر در مورد دانشجو و استاد متقلب اين است که حالا چگونه آن را رفع کنيم که بيش از اين ضرر نکنيم. اينجاست که پاي نفر سوم هم وسط مي‌آيد و آن هم سيستم متقلب است. در واقع، اوست که مقصر اصلي است. مهم نيست که شما در ابتدا آدم پاکي بوده باشيد و يا آلوده، شما در يک سيستم متقلب خواه و ناخواه گرفتار خواهيد شد چه به جرم بدنامي چه به جرم خوشنامي!. با بسط مسئله خواهيد ديد که مهم نيست که يک نفر را پيدا نموده‌ايم که تقلب زده است و حال در بوق و کرنا کنيم که فلاني تقلب کرده است، مهمتر اين است که به سمت تعمير سيستم تقلب رويم.

اين چه ربطي به ما دارد!

مسئله اينجاست که اساتيد فکر مي‌کنند که اين دانشجويان هستند که آنها را دودر مي‌کنند، يا درس نمي‌خوانند و تقلب مي‌کنند و .... و دانشجويان هم فکر مي‌کنند که اين اساتيد هستند که بد درس مي‌دهند، سواد ندارد، .... . اينجا هم نفر سومي به نام سيستم نمره‌دهي مناسب وجود دارد. سيستمي که از طرف استاد بيان مي‌شود و از طرف دانشجو رعايت مي‌شود. همانطور که از مطلب پست پيشين دوستمان آقاي قبله مي‌توان درک نمود، وقتي استادي سيستمي را تعريف مي‌کند و بدان پايبند نيست، يا وقتي سيستم او آنقدر بي‌قاعده است که معيارهاي سنجش دچار تشکيک مي‌شود، بالطبع دانشجو هم بهره‌برداري مي‌نمايد و يا از آن ضرر مي‌بيند.
اولين کارهايي که هر استاد در زندگي حرفه‌اي خود بايد انجام دهد، ايجاد يک سيستم نمره‌دهي مناسب است. اغلب اساتيد ما به تجربه اين کار را بلدند. سيستم مناسب مي‌تواند چنين خصوصياتي داشته باشد:
1- به اندازه کافي حاوي جزئيات نمره باشد.
اينکه گفته شود، «20 درصد تمرين، 30 درصد ميان‌ترم و 50 درصد پايان‌ترم» بسيار کلان است. حالات زير را در نظر بگيريد:
- دانشجو تمرينات و ميان‌ترم را کامل گرفته و در پايان‌ترم به دليل سردرد يا مشکل ديگري که شما از آن اطلاع داريد و مي‌دانيد دانشجوي خوبي است، نمره بسيار پائيني آورده!
- دانشجو تمرينات هفتگي شما را به يکباره در انتهاي ترم تحويل مي‌دهد!
- دانشجو تمرينات را انجام نداده، ميان‌ترم نمره ضعيفي گرفته، پايان‌ترم نمره بسيار خوبي گرفته!
در هر يک از حالات فوق و حالاتي از اين قبيل مجبوريد شرايطي را به عبارت خود بيافزائيد، و اين بدين معني است که سيستم شما مناسب نيست
(بقيه در پست بعدي)

۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

تأثیر سلیقه و علاقه در نمره دهی اساتید

همه انسان ها بنا به دلایلی به برخی افراد بیشتر از سایرین علاقه دارند و بعضاً از برخی متنفر هستند که حتی در برخی موارد دلیل آن را نیز نمی دانند. اساتید دانشگاه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مثلاً در یک کلاس 8 نفره ممکن است استاد به2 یا 3 دانشجو علاقه بیشتری داشته باشد که این علاقه ممکن است دلایل متعددی داشته باشد. یکی از دلایلی که باعث ایجاد علاقه در برخی از اساتید می شود، گذراندن پایان نامه زیر نظر ایشان است که البته این مسئله تا حد زیادی طبیعی بوده و ایرادی به آن وارد نیست. اما متأسفانه در برخی موارد این علاقه در ارزشیابی دانشجویان و نمره دهی اساتید نیز تأثیر گذاشته و حق دیگر دانشجویان زایل می گردد. آقای «م.م.» از قول استادش می گفت: «نمی دونم چرا وقتی ورقه دانشجویان خودم رو تصحیح می کنم فکر می کنم همه جواب ها درسته!» علاوه بر این پس از اینکه به قول اساتید گرامی نمره خام دانشجویان مشخص شد، برای پخته شدن آن به برخی بیشتر از سایرین ارفاق می شود! بدیهی است که هیچ استادی بدون دلیل و معیار نمره نمی دهد، اما متأسفانه این معیارها بعضاً معیارهای مناسبی نیستند یا با آنچه در شروع کلاس مطرح می­شود متفاوت هستند. مثلاً معیار نمره دهی یکی از اساتید در ترم گذشته به شرح زیر بود:
امتحان پایان ترم : 40%
پروژه : 40%
مقاله : 20%
اما استاد گرامی دلیل کسر نمره از یکی از دانشجویان را نداشتن ارائه در کلاس بیان نمودند! بدتر از آن اینکه در ارزیابی معیارهای بیان شده نیز تا حد زیادی سلیقه و علاقه تأثیر گذار است. به عنوان مثال فرض کنید «x» و «y» دو دانشجوی مورد علاقه استاد باشند. «x» می­تواند پروژه را ناقص انجام دهد و استاد گرامی نیز به پاس این وظیفه شناسی یکی از بهترین نمرات کلاس را به «x» تقدیم می کند! یا «y» پا را فراتر گذارده و حداقل تا یک ماه و نیم پس از موعد تحویل پروژه، پروژه خود را تحویل نمی دهد (اینجانب نمی­دانم «y» نهایتاً پروژه را تحویل داده است یا خیر! همچنین با توجه به اینکه از نمره امتحان پایان ترم «y» و مقاله ایشان اطلاعی ندارم، در مورد آن قضاوت نمی کنم.) ضمن اینکه «y» در طول ترم در بسیاری از جلسات غیبت داشته است. در این مورد استاد گرامی با توجه به تأخیر زیاد و عملکرد ضعیف این دانشجو، شدت عمل به خرج داده و نمره «y» را نیم نمره نسبت به نمره یک دانشجوی نه چندان مورد علاقه که تمام تکالیف خود را انجام داده است، کمتر می دهد! و این دانشجوی نه چندان مورد علاقه استاد که به گفته خود استاد نمره آزمون پایانی خوبی داشته و مقاله او جزء دو مقاله برتر کلاس بوده است، به دلیل اینکه از چهار سؤال پروژه یک سؤال را با فرمتی که استاد فرموده بودند پاسخ نداده است، نمره ای بهتر از نمره چهارم کلاس نصیبش نمی­شود.
امیدوارم اساتید گرامی به این مسئله توجه داشته باشند که سرنوشت دانشجویان تا حد زیادی بستگی به نمراتی دارد که در طول تحصیل کسب می کنند. مثلاً با توجه به قوانین جالب(!) پذیرش دانشجو در مقطع دکترا که دانشجوی شاگرد اول مستقیماً پذیرفته می شود و دانشجویانی که معدل آن ها بالاتر از 17 باشد، بدون آزمون ورودی به مصاحبه دعوت می شوند، این سیستم نمره دهی چیزی جز تضییع حقوق دانشجویان نمی تواند باشد.
اگر واقعاً معتقدیم که «معلمی شغل انبیاء است»، باید ارزش موقعیت خود را درک کرده و توجه داشته باشیم که برقراری قسط و عدالت و مبارزه با ظلم و فساد نیز از وظایف و اهداف انبیاء بوده است.
در پایان ذکر این مطلب را لازم می دانم که با توجه کلام معصوم که فرمودند: «هر کس کلمه ای به من آموزش دهد مرا تا پایان عمر بنده خود ساخته است.» همه ما دانشجویان، خود را تا پایان عمر شاگرد اساتید خود می دانیم و هیچگاه خدای ناکرده قصد توهین و بی حرمتی به هیچ استادی را نداریم. آنچه بیان شد درد دل های جمعی از دانشجویان بود که امیدوارم اساتید گرامی در صورت صحت آن بیشتر به این مسائل توجه داشته باشند.

۱۳۸۷ مهر ۱۷, چهارشنبه

مشکل سرعت

به نام خداوند جان آفرين

به نظر مي‌رسد که دانشگاه با Blogger دچار مشکل شده است و نمي‌توان وارد قسمت پست شد، با فيلتر شکن هم امکان ورود وجود دارد اما امکان رفتن به قسمت‌هاي ديگر وجود ندارد. به نظر مي‌رسد مشکل کاهش سرعت اينترنت در دانشگاه هم وجود دارد اما ....
- از جاهاي ديگه ميشه وارد Blogger شد و پست داد!
- براحتي مي‌توان با فيلترشکن تو دانشگاه به سايت‌هاي فيلتر شده رفت!
- سرعت دونلود دانشگاه تغيير نکرده!
- از دانشگاه وبلاگ رو ميشه براحتي ديد، اما نميشه براحتي کامنت داد!

ما که نمي‌فهميم لطفاً شما هم نفهميد!

۱۳۸۷ مهر ۱۵, دوشنبه

آمارها چه مي گويند!

بنام خداوند جان آفرين

تا حالا شده اتفاقي بخواهيد اطلاعاتي از دانشگاه، دانشکده خاصي يا استادي بدست بياريد؟، چي کار مي‌کنيد؟ميرين وب سايتش؟ زنگ مي‌زنيد؟ خودتون مي‌رين اونجا؟ هفت روز هفته مي‌رين دانشکده مي‌شينيد تا شايد بتونيد يه چيزي بفهميد؟ اگر از روش آخر استفاده مي‌کنيد، روش درستي رو انتخاب کرديد و با ما هم عقيده هستيد. چرا که يه بار ما تصميم گرفتيم در مورد يک درسي اطلاعاتي را از دانشگاهي پيدا کنيم و فکر کرديم ميشه از طريق وب سايت دانشگاه ..... اما ....
آمارهاي زير شايد براتون جالب باشه، اسم دانشگاه رو هم ميزارم که خودتون برين بشمارين!
– مي‌دونم بعضي‌ها به آمارها حساسند. آمارهاي زير براساس اطلاعاتي هستند که روي وب سايت‌ها هستند. ممکنه اساتيدي باشند که برخي از اين‌ها رو روي وب‌سايت داخلي داشته باشند، که در اينجا ذکر نشده‌اند. مطمئناً برخي از اين موارد را اساتيد در کلاس هم ذکر مي‌کنند، اما دسترسي آنلاين به آنها وجود ندارد.
دانشکده برق و کامپيوتر دانشگاه تهران
تعداد استاد : 64 نفر
رزومه استاد: کامل: 59 نفر ناقص: 5 نفر
دروسي که ارائه مي‌دهد: -
فهرست مطالب دروس: 19 نفر
نحوة ارزيابي: 15 نفر
تمرينات: 13 نفر
منابع درس: 15 نفر
تقويم کاري استاد:-
وجود مطالب آموزشي: 6 نفر
دانشکده برق و کامپيوتر دانشگاه شهيد بهشتي
تعداد استاد : 30 نفر
رزومه استاد: کامل: 6 نفر ناقص: 4 نفر وجود ندارد: 20 نفر
فهرست دروسي که ارائه مي‌دهد: يک نفر
فهرست مطالب دروس: يک نفر
نحوة ارزيابي: يک نفر
تمرينات: يک نفر
منابع درس: يک نفر
تقويم کاري استاد: يک نفر
وجود مطالب آموزشي: صفر
(يک نفري که مشاهده مي‌کنيد، بخاطر اينه که ما آدرس سايت استاد رو مي‌دونستيم و گرنه توي وب سايت رسمي دانشکده بجز رزومه چيز ديگري نيست. نکته ديگه اينکه توي وب سايت قديمي دانشکده برخي اساتيد اطلاعات بيشتري گذاشته بودند و من يادمه چند تا درس و مطلب آموزشي ديده بودم، اما در وب سايت جديد هيچ خبري نيست)

دانشکده کامپيوتر دانشگاه شريف
تعداد استاد : 22 نفر
رزومه استاد: کامل: 21 نفر ناقص: 1 نفر
(برخي لينک‌ها بخاطر سرعت پائين و برخي لينک‌ها نيز به نظر مي‌رسه بخاطر جابجايي کار نمي‌کنه، بهرحال ميشه پيداشون کرد، اما با دردسر)
تعداد دروس ارائه شده در ترم جاري: 46 درس
(شما مي‌تونيد درس به درس بگرديد و اطلاعات بگيريد، ما اين کار رو کرديم)
دروسي که ارائه مي‌دهد: -
فهرست مطالب دروس: 45 درس
نحوة ارزيابي: 29 درس
تمرينات: 42 درس
منابع درس: 45 درس
تقويم کاري استاد: -
وجود مطالب آموزشي: 40 درس
http://ce.sharif.edu
- ممکنه اساتيدي باشند که تو ترم‌هاي قديمي اطلاعات خودشون رو گذاشته باشند، ما فقط ترم‌هاي جاري رو نگاه کرديم، چون ترم قبلي گذشته!
- آمارها بسيار دقيق نيستند، اما دقيق هستند. ممکنه در برخي موارد يکي يا دو تا اختلاف باشه.
- نتيجه‌گيري از آمارها به عهده شما! من فقط از بچه‌هايي که توي دانشگاه‌هاي خارج کشور يا داخل کشور درس مي‌خونند خواهش مي‌کنم، اگه امکان داره اونها هم يک سري آمار از اين دست براي من ارسال کنند.
موافقان : بهرحال اساتيد بايد ياد بگيرند که آنلاين کار کنند.
مخالفان: آبروي دانشگاه ما رو بردي، خاک .....!
شما چي فکر مي‌کنيد؟

۱۳۸۷ مهر ۱۱, پنجشنبه

نگاه مجدد

به نام خداوند جان آفرين

همواره مسائل دانشجو، دانشگاه و استاد با حاشيه‌هاي زيادي همراه بوده و هست. اين بدين خاطر نيست که اين سه نقطه تشکيل‌دهنده مثلث پيشرفت علم دنبال حاشيه هستند، بلکه بدين معني است که سيستم ارتباط بين اينها به خوبي تعريف نشده است. با توجه به پست‌هاي قبلي آقاي هدايتي، تجربياتي که در اين مدت کم به دست آورديم و صحبت‌هايي که با دوستان شد، ذکر چند نکته ضروري است:
- همانطور که آقاي هدايتي در پست قبلي گفتند، اساتيد هم قابل اصلاح هستند اما شايد منظور اصلاحي که ما و ايشان در نظر داريم، با اصلاحي که برخي فکر مي‌کنند، کمي تفاوت داشته باشد. منظور از اصلاح يک شکل کردن خصوصيات و رفتارهاي همه اساتيد نيست، بلکه بيان راه‌حل‌هايي براي بهبود عمکلرد آنها و نيز سيستم آموزش و پژوهش دانشگاه است. چرا که اساتيد به عنوان جزئي از اين سيستم هستند و شايد آنها نيز از اين سيستم آسيب مي‌بينند.
- برخي از دوستان ما در خارج از دانشگاه فکر مي‌کنند، اصلاح اساتيد، سيستم دانشگاه، تقلب و ... تنها متعلق به دانشگاه، دانشجويان و اساتيد است، در صورتيکه سيستم آموزش و پژوهش يکي از مهمترين سيستم‌هاي جامعه است، که اغلب جامعه با آنها به صورت مستقيم و قشر بسيار کمي بصورت غيرمستقيم با آن درگير هستند. بنابراين اصلاح اين سيستم تاثير بسزايي بر سيستم جامعه دارد، از اين منظر حرکت اساتيد عليه تقلب و نظاير آن قابل تقدير است.
- برخي از دوستان بر عدم تاثير اين وبلاگ و حرف‌هايي که در اين وبلاگ زده مي‌شوند بر اساتيد سخن مي‌رانند، و تاثير آن را مشابه راه رفتن مورچه در شب بر سنگ سياه مي‌دانند. ما هم مي‌دانيم که در حال حاضر تاثير تا اين ميزان است، اما بهرحال روزي در راه است و سنگ سياه هم به انتها خواهد رسيد. اثر اين وبلاگ به همکاري و همراهي افراد مختلف و در بلندمدت است. کمترين اثر اين وبلاگ را در کامنت پست «دکتر، از مقاله خوشش اومده» مشاهده کنيد که دوست محترمان به عنوان ناشناس! کامنت گذاشته و ما هم او را نشناختيم!
- نکته آخر در مورد روند حرکتي وبلاگ است. مسلماً ما هم مثل شما به اين فکر نمي‌کنيم که تا ابد به نوشتن مثال‌ها و نمونه‌ها بپردازيم، (هرچند که به اندازه کافي مطلب داريم)، ما از مثال‌ها شروع کرديم، اما با مثال‌ها ادامه نخواهيم داد و همانظور که در چند روز آينده مشاهده خواهيد کرد به سمت بيان مشکلات و راه‌حل‌ها خواهيم رفت. هرچند از مثال‌ها و نمونه‌هاي جالب از هر دانشگاهي غافل نخواهيم ماند.
ما از همياري دوستان به هر زباني استقبال مي‌کنيم.