بنام خداوند جان آفرين
- استاد به اين ميگن، سر ساعت سرکلاسه، سر ساعت هم ميره، اصلاً از درس نميزنه
- ممد جان، اون که چيزي بلد نيست، همش بايد بنويسيم، از اول کلاس تا آخر کلاس مشغول جزوه نوشتنيم، استاد باحال فقط دکتر ...، سر کلاسش درس ياد ميگيري، براش مهم نيست، بياي يا نياي
- اون که کويته! کسي سرکلاسش نميره، چهار تا چيز بلده همونها رو همش ميگه! چيز جديدي نميگه
- ...
موضوع بحث راجع به اساتيد و عملکرد آنها بين دانشجويان بسيار متداول است (البته پشت سر اساتيد حرف زدن خيلي باحاله!) در اين گونه بحثها، هر کسي از زاويهاي استاد را مورد بررسي قرار ميدهد و نقاط قوت و ضعف او را بيان ميدارد. نکته بسيار مهمي که فارغ از معيارهاي بررسي اساتيد که توسط دانشجويان و يا در پستهاي قبلي بيان شد، بايد در نظر داشت، حرفهاي بودن اساتيد است. هر شغلي ملاکها و معيارهاي خاص خود را دارد و شغل آموزش و بهخصوص آموزش در دانشگاه به عنوان استاد نيز از اين معيارها عاري نيست.
برخي اساتيد ما، هنوز نپذيرفتهاند که استاد شدهاند و شغل شريف استادي را دارند. آنها با روشهايي که از دوران دانشجويي خود در ذهن دارند، يا روشهاي ابتکاري يا ... که در اغلب اوقات با توجه به عدم تناسب دوران دانشجويي آنها با دوران کنوني، دانشگاهي که درس ميخواندند با دانشگاهي که درس ميدهند و موارد ديگر جواب نميدهند، سعي به سپري نمودن شغل خود و انجام آن دارند. اين قبيل اساتيد چيزهايي را ياد گرفتهاند که شايد درست نباشد، اما آنها به آن عادت نمودهاند. آنها به اعتراضات دانشجويان نيز عادت نمودهاند و آن را طبيعي ميدانند!
به عنوان نمونه، اين قبيل اساتيد فکر ميکنند:
- روش نمرهدهيشان درست است، بدون توجه به اينکه بدنبال روشهاي بهتر باشند.
- دانشجو هميشه معترض است، بدون توجه به اينکه بدنبال ريشه اعتراضات باشند.
- روش درس دادنشان اصولي است، ...
- ....
شما راجع به استاد حرفهاي چه فکر ميکنيد؟
- استاد به اين ميگن، سر ساعت سرکلاسه، سر ساعت هم ميره، اصلاً از درس نميزنه
- ممد جان، اون که چيزي بلد نيست، همش بايد بنويسيم، از اول کلاس تا آخر کلاس مشغول جزوه نوشتنيم، استاد باحال فقط دکتر ...، سر کلاسش درس ياد ميگيري، براش مهم نيست، بياي يا نياي
- اون که کويته! کسي سرکلاسش نميره، چهار تا چيز بلده همونها رو همش ميگه! چيز جديدي نميگه
- ...
موضوع بحث راجع به اساتيد و عملکرد آنها بين دانشجويان بسيار متداول است (البته پشت سر اساتيد حرف زدن خيلي باحاله!) در اين گونه بحثها، هر کسي از زاويهاي استاد را مورد بررسي قرار ميدهد و نقاط قوت و ضعف او را بيان ميدارد. نکته بسيار مهمي که فارغ از معيارهاي بررسي اساتيد که توسط دانشجويان و يا در پستهاي قبلي بيان شد، بايد در نظر داشت، حرفهاي بودن اساتيد است. هر شغلي ملاکها و معيارهاي خاص خود را دارد و شغل آموزش و بهخصوص آموزش در دانشگاه به عنوان استاد نيز از اين معيارها عاري نيست.
برخي اساتيد ما، هنوز نپذيرفتهاند که استاد شدهاند و شغل شريف استادي را دارند. آنها با روشهايي که از دوران دانشجويي خود در ذهن دارند، يا روشهاي ابتکاري يا ... که در اغلب اوقات با توجه به عدم تناسب دوران دانشجويي آنها با دوران کنوني، دانشگاهي که درس ميخواندند با دانشگاهي که درس ميدهند و موارد ديگر جواب نميدهند، سعي به سپري نمودن شغل خود و انجام آن دارند. اين قبيل اساتيد چيزهايي را ياد گرفتهاند که شايد درست نباشد، اما آنها به آن عادت نمودهاند. آنها به اعتراضات دانشجويان نيز عادت نمودهاند و آن را طبيعي ميدانند!
به عنوان نمونه، اين قبيل اساتيد فکر ميکنند:
- روش نمرهدهيشان درست است، بدون توجه به اينکه بدنبال روشهاي بهتر باشند.
- دانشجو هميشه معترض است، بدون توجه به اينکه بدنبال ريشه اعتراضات باشند.
- روش درس دادنشان اصولي است، ...
- ....
شما راجع به استاد حرفهاي چه فکر ميکنيد؟