۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

طراحي سوال: هنر يادگرفتني

به نام خداوند جان آفرين

با اينکه در سال‌هاي عمرمان به سوالات بسياري پاسخ گفته‌ايم و مي‌گوئيم اما باز هم در هر امتحان کمي اضطراب وجود دارد. لزوماً اين اضطراب بخاطر رد يا قبول شدن نيست و مي‌تواند هر علتي داشته باشد. شايد بارها و بارها از جلسه امتحان بيرون آمده و با دوستان در مورد سوالات بحث و گفتگو نموده‌ايد. در مورد جواب‌ها، سوالات، وضعيت جلسه و وقايع ديگر.
طراحي سوال هر استادي، هنر او را در تدريس کامل مي‌کند (البته اگه داشته باشه!!!). چگونگي ارزيابي دانشجويان که منجر به هدر رفتن يک ترم دانشجو مي‌شود، به هنر استاد در طراحي سوال برمي‌گردد. اساتيدي را ديده‌ايد که با سوالات خفن خود، شوکي به دانشجويان وارد مي‌کنند، يا آنها که به هلو و حتي گلابي معروفند!، و در اين بين اساتيدي هم وجود دارند که به اعتقاد غالب خوب سوال طرح مي‌کنند.

طراحي خوب سوال پارامترهاي زيادي مي‌تواند داشته باشد که از آن جمله مي‌توان به اين موارد اشاره نمود:
- متوسط دانشجويان مي‌توانند به آن پاسخ گويند (شايد متوسط خيلي پائين باشه!)
- در مدت پيش‌بيني شده قابل حل هستند (وقتي استاد بتونه توي مدت تعيين شده حل کنه، حتما دانشجو مي‌تونه!)
- در محدوده درس‌هاي کلاس هستند و نه مرزهاي دانش
- نمره هر سوال بسيار بالا نيست که عدم حل آن منجر به مايوس شدن دانشجو شود
- شفاف و قابل درک براي دانشجويان است
- و ....
پس از بررسي اوراق، پراکندگي نمرات نشان‌دهنده ضعيف بودن سوالات است.

اما شواهد نشان مي‌دهد که برخي اساتيد ما اين‌گونه رفتار مي‌کنند:
- سوال مي‌ده، خودش که هيچ، کسي ديگه‌اي هم نمي‌تونه حل کنه، همه رو مي‌ندازه و دوباره به همه حال مي‌دهد و قبولشون مي‌کنه!
- يک فايل سوالات داره که دوران دانشجويي نوشته (دقيقاً 17 سوال)، فقط کپي و پيست مي‌کنه (البته با جابجا کردن سوالات نسبت به ترم قبل)
- ديشب که رفته بود شلغم بخره سوال به ذهنش رسيده و با خودش حال کرده که چنين چيزي به ذهنش رسيده و به‌عنوان سوال مي‌ده به دانشجويان حل کنند
- داشته مقاله مي‌خونده، يه چيزي براش گنگ بوده (نويسنده ژاپني بوده و نتونسته خوب بنويسه)، متن رو کپي و پيست مي‌کنه و به‌عنوان سوال مطرح مي‌کنه (استاد باکلاس! سوالات رو از منابع خارجي در مياره!!!)
- فقط مي‌خواسته حال دانشجوها رو بگيره، يه سوال مي‌ده کسي نمي‌تونه حل کنه، به اين فکر نمي‌کنه بچه‌ها جواب خواستند بايد چي بگه (حال‌گيري هم حال مي‌ده!)
- درس رو براي اولين بار درس مي‌ده، سوال رو از کتاب حل تمرين يا تست کنکور مي‌گيره!
- حال نداشته تايپ کنه (نمي‌گم بلد نبوده!) و سوالات رو دست‌نويس به دانشجو مي‌ده، (دست خط زير مهد کودک!)
- کلاً سوال رو تستي مي‌گيره، چون اعتقاد داره دانشجو راحت‌تره!
- بيست و سه تا سوال مي‌ده، پنج تا اختياري، براي اينکه کتاب رو به‌طور کامل پوشش بده (من تونستم پنج تا رو حل کنم!)
- از هفت تا سوال، سه تاش سرجلسه امتحان حذف مي‌‌شه (بهرحال اشکال به‌وجود مي‌آد!)
- پنج تا سوال مي‌ده، 7، 8 ، 3، 1، 1 نمره‌اي. (کسي بالاتر از 12 نشد!)
- سوال طرح کرده، خودش جواب داده، خودش هم برگه خودش رو تصحيح کرده و شده 18! (من کم آوردم!)

بهرحال، طرح سوالات اثر باورکردني بر دانشجويان دارد. شما در مورد طرح سوالات چه فکر مي‌کنيد؟ اساتيد شما چگونه سوال طرح مي‌کنند؟

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

زنده باد کپي و پيست!

به نام خداوند جان آفرين

همواره بين دانشجويان در مورد تلاش کردن براي درسي و يا دودر کردن درس خاص بحث وجود داشته و دارد. شايد اين جملات يا نظير آن را شنيده باشيد (البته اينها رو ما هم شنيديم):

- تحقيق هيچوقت توليد نمي‌شود بلکه از شکلي به شکل ديگري در مي‌آيد.
- کپي و پيست مهمترين اختراع بشر هستند.
- عروس را با جهازش بشناس، استاد رو با جزواتش!
- همه درس‌ها شب امتحاني هستند، مگر اينکه خلافش ثابت بشه!

آيا اين جملات واقعيت دارند؟
با اولين جستجو در اينترنت مي‌توانيد وب‌سايت‌هايي را پيدا کنيد که پايان‌نامه، پروژه، تحقيق و ... مي‌فروشند. تعداد اين وب‌سايت بسيار بيشتر از آنچه به ذهن‌تان مي‌رسد، است. به نظر شما اساتيد ما مي‌توانند بين دانشجوياني که تلاش مي‌کنند و آنهايي که يک شبه درس را مي‌خوانند، ‌تفاوت قائل شوند؟ (من هم مثل شما مي‌دونم کسي که تنبلي مي‌کنه آخرش خودش ضرر مي‌کنه، اما وقتي دانشجويي مي‌تونه براحتي کپي و پيست کنه و پروژه تحويل بده، وقتي دانشجو مي‌تونه جواب‌هاي آماده ترم قبلي‌ها رو استفاده مي‌کنه، وقتي دانشجو مي‌تونه پايان‌نامه رو از انگليسي به فارسي ترجمه کنه و نمره خوب بگيره، چرا اين کار رو نکنه؟!!! )
برخي از اساتيد ما هنوز به ذهن‌شان خطور نمي‌کند (شايد حالش رو ندارند و شايد هم بلد نيستند) که تمريني که دانشجو تحويل مي‌دهد، پايان‌نامه‌اي که دانشجو ارائه مي‌دهد، و ... مي‌تواند کپي باشد. باور کنيد که:
- پيدا کردن کپي دانشجو به‌عهده خودش نيست!
- تغيير دادن سوالات و طرح سوالات جديد برعهده دستيار دانشجوي شما نيست!
- بازبيني و اصلاح جزوه برعهده دانشجوي شما نيست!
واقعيت اين است که جملات بالا درست هستند، چرا که:
- اساتيد تمام پروژه را در آخر ترم و به يکباره تحويل مي‌گيرند! (يکي از کلک‌هاي روز!!! دنيا اينه که اساتيد برخي دروس، پروژه رو براي دانشجو تعريف مي‌کنند و مي‌گن آخر ترم بيار!)
- ارزيابي دانشجويان به صورت پايان‌ترم و ميان‌ترم است (فقط دو شب!)
- تمرينات کپي تمرينات سال قبل است (خود اساتيد هم کپي پيست مي‌کنند)
- پروژه‌هاي پايان ترم، طراحي وب سايت است (طراحي وب‌سايت با نانوتکنولوژي)
- جزوه استاد در کپي دانشگاه موجود است (قصد ما سنگ کردن نون اين بنده خدا علي کپي نيست!)

شما چه فکر مي‌کنيد؟ باز هم زنده باد کپي پيست؟؟؟!

۱۳۸۷ آذر ۱۹, سه‌شنبه

اتفاقات روزمره!

به نام خداوند جان آفرين

برخي اتفاقات ديگه براي ما عادي شده و اگه اتفاق نيفته عجيبه!

«صبح شنبه بود، ما بزور از خواب پاشودیمو حاضر و آماده! اومدیم دانشگاه و رفتیم سر کلاس... ساعت چنده 7:50 بشین تا ستاد بیاد... حالا ساعت چنده 8:15. رفتیم از مسئول تشکیل کلاس پرسیدیم آقا!، استاد چی شد ؟!
مثل همیشه جواب میده: منتظر باشین، حتما میاد! باشه ما که هستیم!
ساعت8:30. یه عده رفتن... و طبق معمول خانوما موندن! نمیدونم واسه چی؟! نمیگم فقط دخترا میمونن، انصافا بعضی از پسرا هم میمونن!!!
ساعت 8:45. دیگه کسی نمونده... یک دفعه استاد پیداش شد و رفت سر کلاس!!! نمیدونم با چه توقعی؟! ولی رفت سر کلاس... ما هم ساعت بعد کلاس داشتیم و مجبور شدیم همون دور و برا بپلکیم! بعد از چند ثانیه استاد از کلاس اومد بیرون و عده ای رو که تو سالن بودند دید. فکر می کنید چی بهشون گفت؟ خب معلومه! برین بچه ها رو جمع کنین بیارین سر کلاس!!!
حال اون چند نفر اومدند و بچه ها رو جمع کردند. تو لیست استاد 43 دانشجو هست ولی سر کلاس کلا 17و18دانشجو جمع شدند...
ساعت 9:00. استاد درس دادنو شروع میکنه. تا 9:30درس میده. حالا این بین بعضی از بچه ها که فهمیدن، اومدن سر کلاس.
اینا به کنار! میدونی استاد چه جوری دیر اومدنشو توجیه کرد؟ منم نمیدونم چون اصلا چیزی نگفت!
تنها جمله ایکه فکر کنم مربوط به دیر اومدنش می شد این بود که: "بچه ها خیلی عقبیم!"
اخه استاد من، اگه عقبیم چرا این طوری میای؟!
تازه یه چیز دیگه. اولای ترم که فصل اولو که شروع میکنه چند جلسه طول میکشه تا تمومش کنه. در حالی که میشه اون فصل رو دو جلسه ای تموم کنه! نمیدونم شاید لازمه اینهمه توضیح بده ولی آخرای ترم چند تا فصلو نمیرسه بگه. آخرش هم میگه: "خودتون بخونید، تو امتحان هم میاد!"
خب من میمونم و فصلهای تدریس نشده و تمرین های حل نشده و غیبت های استاد...

اين مطلب از اينجا برداشته شده است.

۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

اجازه استاد! من هم حرفي دارم‌

به نام خداوند جان آفرين

رابطه استاد و دانشجو در ايران، متفاوت با همه جا

تهران، دفتر مديرگروه... دانشكده هنر: «قابل توجه دانشجويان محترم، خواهشمند است براي انجام هر گونه كار اداري و رسيدگي به تمامي درخواست‌‌ها، به دفتر گروه مراجعه و از هر گونه مراجعه مستقيم به دفتر مديريت گروه جدا خودداري كنيد»

تهران، دفتر مديرگروه... دانشكده علوم انساني: «دانشجويان عزيز، ملاقات با دكتر... فقط با تعيين وقت قبلي از كارشناس گروه ميسر است، در غير ساعات تعيين شده، مزاحم نشويد»
توكيو، دفتر مديريت دانشگاه: «در زدن لازم نيست، بياييد داخل»

به گفته يكي از مسوولان وزارت علوم و تحقيقات، خشكي و سردي رابطه بين استاد و دانشجو در دانشگاه‌هاي ايران با هيچ دانشگاهي در دنيا قابل مقايسه نيست. اين رابطه مي‌تواند يكي از مهم‌ترين علل فشارهاي رواني و عصبي و بي‌انگيزگي دانشجويان و كاهش طراوت محيط‌هاي علمي باشد.
براساس آمارهاي موجود، در سال‌هاي اخير به طور متوسط حدود 430 تا 440 هزار نفر به طور سالانه در دوره‌هاي متمركز دانشگاه‌هاي دولتي پذيرفته شده‌اند كه از اين ميان، تنها 80 تا 85 هزار نفر دانشجويان روزانه و در مقطع كارشناسي هستند

سال اولي‌ها در معرض مشكلات رواني بيشتر
براساس آمارهاي آخرين سمينار سلامت رواني دانشجويان كه 2 سال قبل برگزار شد، 1/59 درصد از دانشجويان كشور، نسبت به دوري از خانواده و نبود چتر حمايتي احساس دلتنگي مي‌كنند، 2/30 درصد از آنها به رشته تحصيلي‌‌شان علاقه ندارند و 7/43 درصد در پذيرش قوانين خشك دانشگاه احساس اجبار مي‌كنند.
يكي از نتايج اين سمينار نشان مي‌دهد كه فضاي محيط‌هاي آموزشي دانشگاهي كشور در بروز بيماري‌هاي روحي رواني چه در آغاز ورود به دانشگاه و چه در سال‌هاي بعد از آن با رشد بي‌انگيزگي در فعاليت‌هاي علمي موثر است. به گفته مريم رامشت، دبير اجرايي اين سمينار قرار گرفتن دانشجويان در محيط جديد، فشارهاي رواني و نگراني‌هاي جديدي همراه مي‌آورد كه اين استرس‌ها، عملكرد او را در دانشگاه تحت تاثير قرار مي‌دهد.

دانشگاه يا پادگان
مشكلات روحي - رواني دانشجويان در سال‌هاي گذشته هميشه دستمايه تهيه گزارش‌هاي متعددي در علت‌يابي و راه‌هاي درمان آن بوده است. هرچند در اين گزارش‌ها كه بعضي محرمانه مانده و بعضي هم در رسانه‌ها منتشر شده است، فشار رواني ناشي از كنكور، زندگي در خوابگاه، دوري از خانواده، مشكلات مالي، نبود چشم‌انداز شغلي و درآمد مناسب، نبود تغذيه مناسب و مقوي و ... همواره به عنوان دلايل اين فشارها مطرح مي‌شود، اما كمتر به محيط دانشگاه و ارتباطات متقابل دانشجويان با استادان به عنوان يكي از عوامل بروز آسيب‌هاي رواني اشاره شده است.
  • «حوصله حرف زدن ندارند، فقط كافيه 5 دقيقه بيشتر وقتشان را بگيريم آن وقت كم‌مانده با تيپ‌پا از اتاق بيرونمان كنند»
  • «اگر سر كلاس بيشتر سوال كنيم، خيلي راحت توهين مي‌كنند. اگر بخنديم، ايراد مي‌گيرند. اگر چند سوال پشت سر هم بپرسيم، مي‌گويند چقدر وقت ديگران را مي‌گيري»
  • «چند ماه براي يك استادكار پژوهشي انجام دادم، او قول داده بود دستمزد بدهد، اما پس از يك سال وقتي در يك دانشگاه ديگر او را ديدم، از من فرار كرد و حاضر به سلام و عليك هم نشد»
  • «بحث كردن ممنوع است هرچه بگويند؛ اگر اشتباه هم باشد، بايد بگوييم چشم»
  • «به آدم مثل پادو نگاه مي‌كنند، بعضي هم انگار قهرند، به صورت آدم نگاه نمي‌كنند»
  • «من اصلا استادانم را نمي‌شناسم با اين‌كه سال آخر هستم، هيچ وقت نه آنها حاضر شدند از من چيزي بدانند و نه در اين مورد به من اجازه دادند. تنها اطلاعات خصوصي كه از آنها دارم، اسم كوچكشان است.»
  • «استاد يك ترم از ما كار كشيد، آن وقت كتاب نوشت به اسم خودش، حتي در مقدمه و پيشگفتار اسمي از ما نياورد و فقط از همسرش تشكر كرد ...»
  • «برخي‌استادها خودشان نااميدند، افراد خوشبين را دوست ندارند من 23ساله به اميد نياز دارم، وقتي سر كلاس حرف‌هاي خوب مي‌زنيم، ما را مسخره مي‌كنند و ...»
همه اينها تجربه روزانه دانشجوياني است كه به گفته خودشان در محيط دانشگاه كسب كرده‌اند و چه بسا در ايجاد فشارهاي رواني بر آنها بي‌تاثير نيست.
حسن مسلمي ناييني، مديركل دانشجويان داخل وزارت علوم، دانش‌آموخته دانشگاه توكيوست كه به طور تلويحي مقدمه گزارش ما را تاييد مي‌كند. او كه رابطه بين استاد و دانشجو را در ايران با همه دنيا متفاوت مي‌خواند، توضيح مي‌دهد: ما به الگوسازي در دانشگاه‌ها نياز داريم.
در گذشته رابطه استاد و دانشجو، مراد و مريدي بوده است. در حوزه‌هاي علميه نيز اين ارتباط وجود داشته، اما امروز ميان استاد و دانشجو رابطه متقابل و عاطفي برقرار نيست و با رابطه در و ديوار تفاوتي نمي‌كند!
وي استادان دانشگاه را در حكم پدران و مادران دانشجويان مي‌داند و بر ايجاد رابطه دوستانه بين دانشجويان دوره‌هاي قديم و جديد تاكيد مي‌كند.
مسلمي ناييني با اشاره به تجربه خود در دوران تحصيل در دانشگاه توكيوي ژاپن مي‌گويد: ارتباط بين استاد و دانشجو آنقدر عاطفي و صميمانه بود كه ما دوست داشتيم او كاري از ما بخواهد و ما زودتر از موعد مقرر آن را انجام دهيم. شايد باور نكنيد، اما من حتي با خانواده‌ام به منزل استادم رفتم و او رابطه دوستانه‌اي با فرزندانم داشت. او حتي مي‌دانست كه ما چه غذايي دوست داريم.
اما امروز متاسفانه دانشجويان داخل شماره تماسي از استادشان ندارند، چه برسد به اين كه به خانه‌اش بروند؛ مديركل دانشجويان داخل از روزي مي‌گويد كه پس از فارغ‌التحصيلي قصد داشت به ايران بازگردد و استادش با يك قابله غذا به بدرقه او آمد؛ او تكريم استاد را امري متقابل مي‌داند و اضافه مي‌كند: نمي‌توانيم فقط از دانشجو انتظار داشته باشيم كه احترام بگذارد، اين رابطه بايد دوجانبه باشد. اين سخنان شباهت زيادي به ديدگاه‌هاي رئيس نهاد نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها دارد؛ هنگامي كه در بحث فشارهاي روحي رواني به دانشجويان و التهاب آنها مي‌گويد: غرور دانشمندان ما را گرفتار كرده كه اجازه نمي‌دهند جوانان وارد عرصه شوند و كسي را در درون محدوده علمي‌‌شان راه نمي‌دهند، اين مساله قدرت نوآوري را از دانشجوي جوان مي‌گيرد.

تهران ...دانشكده علوم انساني‌
«دانشجو موافق نظر استاد نيست، ديدگاهش را توضيح مي‌دهد، استاد سرش پايين است و به كتابي كه در دست دارد خيره شده است... دانشجو به جمله‌اي مي‌رسد كه مي‌گويد: استاد من فكر مي‌كنم كه ... استاد به ميان حرفش مي‌دود كه: پسرم فكرت را براي خودت نگهدار، هر چه باشد من در اين رشته صاحب‌نظرم، تو به من مي‌خواهي ياد بدهي چطور فكر كنم؟»

اين مطلب از روزنامه جام جم، مهرماه 1387 برداشته شده با کمي تلخيص.

۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

رابطه استاد - دانشجو

به نام خداوند جان آفرين

مطلب زير از سايت iranianuk برداشته شده است.
رابطه استاد و دانشجو در استراليا
۱- انتقاد استاد از شاگرد يا بالعكس به معناي دشمني يا حالگيري نيست و نيازي هم به طي كردن يك دوره طولاني آشنايي با هم ندارد و مي شود همان جلسه اول آشنايي، بقول معروف شاخ به شاخ شد. آستانه نقد هيچ خط قرمزي و ملاحظه اي را بر نمي تابد جز توهين و افترا.
۲- رابطه استاد -دانشجو در چارچوب يكسري فكت مطرح است و مسائل عاطفي، احساسي (درك كردن همديگر!) جايي ندارد.
۳- استاد در بيان نظرات خود بسيار رك و صريح است و انتظار دارد دانشجو هم چنين باشد. استاد خيلي زود وارد اصل مطلب مي شود بدون صغري كبري چيدن هاي اضافه
۴- در جلسات رو در رو يا هر گونه مكالمه يك حس طنز و گوشه و كنايه هم مطرح است. بطور خاص استراليايي ها دوست دارند حاشيه هم بروند (مثلا دو تا بد و بيراه به نخست وزير بگويند) و دوست ندارند فقط بحث در رابطه با موضوع اصلي باشد . بقول خودشان از زبان رنگارنگ colourful language استفاده مي كنند.
۵- استاد را مي شود به اسم كوچك صدا كرد. با هم سيگار كشيد، قهوه خورد و ....
۶- براي ملاقات استاد در دفتر كار حتما قرار قبلي لازم است. قرار بايد در وقت اداري يا ساعت كار باشد. بموقع سر قرار رفتن و پانكچواليتي خيلي مهم است.
۷- آسانترين و سريعترين راه دسترسي از طريق ايميل است و استاد سعي مي كند در اولين فرصت ممكن تحت هر شرايطي جواب ايميل را بدهد (البته نه درخواست نامعقول يا جانك ميل).
۸- جلسات گرو هي و ميتينگ ها با اينكه خيلي جدي و مهم تلقي مي شوند ولي اين بمعني خشك و عبوس بودن نيست. ريلكس و راحت.
۹- وقتي دانشجو از يك موضوعي كلي گويي مي كند٬ استاد حتي اگر يك مورد استثنا هم سراغ داشته باشد به رخ دانشجو مي كشد.
۱۰- استاد از بكار بردن هر صفت عالي تو سط دانشجو - كه توي ايران خيلي مرسومه ! - مثل بهترين، اولين، عاليترين، كاربردي ترين و .... اصلا خوشحال نمي شود و آنرا دال بر ناداني دانشجو از دامنه كار يا موضوع طرح مي داند.
۱۱- دانشجو موقع پرزنتيشن و ارائه كار بايد از هرگونه بزرگنمايي، اغراق و كلي گويي خودداري كند.
۱۲- نظر دادن راجع به يك موضوع يا طرح تا وقتي با آمار، ارقام يا گرافيك همراه نباشد خيلي جدي گرفته نمي شود. بكار گرفتن احساس و قسم و ... كمكي به تفهيم بهتر نمي كند.
۱۳- استاد از اعتماد بنفس دانشجو يا هرگونه خلاقيت و خوش سليقگي خوشحال مي شود و متعاقبا ابراز احساسات مي كند.
۱۴- نيازي به توضيح دادن جزئيات كار نيست. و اصولا روش كار هم زياد جدي گرفته نمي شود مهم نتيجه خروجي است. اتفاقا از روش تحقيق يا محاسبات كلاس بالا زياد خوشش نمي آيد !
۱۵- روي قول استاد با خطاي ۱۵٪ مي شود حساب كرد. اگر كاري از دستش بر نيايد يا در حوزه اختيارش نباشد بدون رودربايستي جواب منفي مي دهند. Sorry
۱۶- استاد با اعمال سياست دايي جان ناپلئوني سعي مي كند با دانشجو در نيفتد٬ البته اگر موردي پيش آمد سعي مي كند بيشتر دانشجو ضرر كند تا خودش.
۱۷- استاد در مورد نحوه پوشش، قيافه٬ مذهب، لهجه، رنگ پوست و موارد ديگزي كه حريم شخصي دانشجو تلقي مي شود اصلا دخالت يا قضاوت نمي كند و احترام مي گذارد. سوئ استفاده از موقعيت استادي يا توهين و تحقير جايي ندارد و قابل شكايت و پيگيري قانوني است.
۱۸- تقريبا صدر در صد مسئوليت كار (و هر اتفاقي كه بيفتد ) با دانشجو است حتي اگر دانشجو كاري را به توصيه استاد انجام داده باشد.
۱۹- اگر جواب سئوال را بداند اينقدر توضيح مي دهد كه دانشجو بگويد بسه ! اگر بلد نباشد راحت مي گويد نظري ندارم
۲۰- رابطه استاد-شاگرد فقط در محيط دانشگاه معتبر است و بيرون از دانشگاه بي معني .