به نام خداوند جان آفرين
اصولاً دعوا کاري بسيار ناپسندي است و اين ناپسندي تا بدانجاست که شاعر در مزمت آن ميگويد:
مکن دعوا که پر سنگت آيو جهان با اين فراخي تنگت آيو
اما بين دعوا، بحث، جدل و نظاير آن بايد تفاوت قائل شد. به نظر ميرسد مثبتترين آنها بحث باشد که وقتي با گفتگو همراه ميشود، حس دريافت يک نتيجه را القا ميکند. بحث و گفتگو در زمينههاي مختلف سبب نشر تفکرات مثبتتر خواهد شد و هدايتگر خواهد بود. اما اين مطالب چه ربطي به ما دارد!!!
- خب، نبايد اين حرف رو ميزدي!
- من که نميخواستم بهش بگم، خودش مجبورم کرد، منم بهش جواب دادم.
- اون حالا يه حرفي زد، تو که نبايد جواب استاد رو بدي.
- مگه ميشه! بزارم همين طوري براي خودش ببافه و بره! نمره منو که نداده هيچ، تازه ادعاش هم ميشه. بهش ميگم چرا اين سوال رو نمره ندادي، ميگه يه جاي ديگه نمره دادم!
- نبايد باهاش بحث ميکردي، آدم کم ظرفيتيه.
- من چه ميدونستم اين طوريه، همه چيز رو به دل ميگيره. الان سر اين درس هم نمره منو کم داده.
- بهرحال اين طوري ديگه، حالا باهاش بحث نکن، فوقش اينه که ميري يه دانشگاه ديگه برميداري.
آيا واقعاً برخي اساتيد ما اهل بحث و گفتگو دو جانبه هستند؟
موارد بسياري از بحث کردن و يا گفتگو بين دانشجو و استاد در زمينههاي متفاوت به وقوع ميپيوندد و نميتوان در مورد درست يا نادرست بودن آن اظهارنظر نمود. اما ميتوان اين مجموعه را دستهبندي نمود:
در اينصورت شما چه ميکنيد؟
اصولاً دعوا کاري بسيار ناپسندي است و اين ناپسندي تا بدانجاست که شاعر در مزمت آن ميگويد:
مکن دعوا که پر سنگت آيو جهان با اين فراخي تنگت آيو
اما بين دعوا، بحث، جدل و نظاير آن بايد تفاوت قائل شد. به نظر ميرسد مثبتترين آنها بحث باشد که وقتي با گفتگو همراه ميشود، حس دريافت يک نتيجه را القا ميکند. بحث و گفتگو در زمينههاي مختلف سبب نشر تفکرات مثبتتر خواهد شد و هدايتگر خواهد بود. اما اين مطالب چه ربطي به ما دارد!!!
- خب، نبايد اين حرف رو ميزدي!
- من که نميخواستم بهش بگم، خودش مجبورم کرد، منم بهش جواب دادم.
- اون حالا يه حرفي زد، تو که نبايد جواب استاد رو بدي.
- مگه ميشه! بزارم همين طوري براي خودش ببافه و بره! نمره منو که نداده هيچ، تازه ادعاش هم ميشه. بهش ميگم چرا اين سوال رو نمره ندادي، ميگه يه جاي ديگه نمره دادم!
- نبايد باهاش بحث ميکردي، آدم کم ظرفيتيه.
- من چه ميدونستم اين طوريه، همه چيز رو به دل ميگيره. الان سر اين درس هم نمره منو کم داده.
- بهرحال اين طوري ديگه، حالا باهاش بحث نکن، فوقش اينه که ميري يه دانشگاه ديگه برميداري.
آيا واقعاً برخي اساتيد ما اهل بحث و گفتگو دو جانبه هستند؟
موارد بسياري از بحث کردن و يا گفتگو بين دانشجو و استاد در زمينههاي متفاوت به وقوع ميپيوندد و نميتوان در مورد درست يا نادرست بودن آن اظهارنظر نمود. اما ميتوان اين مجموعه را دستهبندي نمود:
- گفتگوي درسي: يکي از متداولترين برخوردهاي بين استاد و دانشجو اين نوع گفتگوهاست که هدايتگر آن معمولاً دانشجو است و استاد نقش پاسخدهنده را برعهده دارد. اساتيد در غالب گفتگوهاي درسي، دانش/ عدم دانش خود را به دانشجو منتقل ميکنند. بعد از يک گفتگوي درسي با استاد، يا دانشجو گره کور دانش خود را ميگشايد و يا گرة کوري ديگري در ذهن او شکل ميگيرد. ايجاد و يا عدم ايجاد اين گره کور مستقيماً به عمق پاسخ، پيوستگي جوابها، حوصله استاد و ... برميگردد.
- گفتگوي غير درسي: اين گفتگوها معمولاً در مورد دانشگاه، دانشکده، مسائل روزمره، فوتبال، گراني، خاطرات استاد، مشکلات دانشجويي و ... ميباشد. در اين گفتگوها شناخت دانشجو از استاد بطور غيرمستقيم افزايش مييابد و ارتباط استاد و دانشجو را کامل ميکند. اين نوع گفتگوها سرمنشاء خاطرات خوب يا بد (اگه استاد طرفدار پرسپوليس و شما طرفدار استقلال باشيد!) در مورد استاد است. بيشتر اساتيد اعتقاد دارند که باز نمودن چنين بحثهاي با دانشجويان به ظرفيت دانشجويان بستگي دارد و نميتوان هميشه اينکار را انجام داد.
- بحث نمره: به نظر ميرسد که بحث کردن به روشي براي حرف زدن و نشنيدن حرف طرف مقابل تبديل شده است. اين بحثها از نظر بازه زماني، کوتاه و اغلب در پايان ترم و قبل از تائيد نمره نهايي/ تصحيح برگهها و دريافت پروژهها هستند. دانشجويان بيمهابا اين بحث را دنبال ميکنند و مترصد دريافت نمره هستند و اساتيد نيز به دو گونه رفتار ميکنند. برخي از اساتيد واقعاً منطقي بوده و اشتباه خود را پذيرفته و يا اشتباه دانشجو را بدقت تشريح مينمايند. مطمئناً هدايت و کنترل بحث در دست استاد است. اما برخي ديگر از اساتيد ظاهراً منطقي بوده ولي چيزي را نميپذيرند. تلاش دانشجو به هر جهت با واکنش منفي آنها روبرو ميشود و سبب بدتر کردن رابطه استاد و دانشجو ميشود. نکته بسيار مهم در مورد اينگونه اساتيد منفعل بودن آنهاست. شما به عنوان دانشجو بههيچ عنوان نميتوانيد با چنين اساتيد گفتگو کنيد و اعاده حق نمائيد، همانطور که بقيه نتوانستند!
در اينصورت شما چه ميکنيد؟