۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

غلط املايي ناچيز!

به نام خداوند جان آفرين


مطلب زير از اينجا برداشته شده است.

هيات دولت ايران در پايگاه رسمي رياست جمهوري، پيامي براي درگذشت علي کردان منتشر کرده است که حاوي يک غلط املايي بسيار ناگوار است.

سعدي‌شناسي ولايتي؛ غلط املايي احمدي‌نژاد
احمد صداقت، روزنامه نيم‌نما

مقدمات:
1- علي‌اکبر ولايتي، شديدا از سيستم آموزش زبان فارسي در ايران انتقاد کرده و گفته است: "هم اکنون حتي برخي از دانش‌آموختگان کشور در نوشتن يک نامه و يا متن به دليل دوري جستن از نثر پرغناي ادبيات فارسي بر پايه تعليمات سعدي، عاجزند و اين در حالي است که اکنون در افغانستان و پاکستان، به دليل وجود مکتب‌خانه‌ها، دانش‌آموزان اين دو کشور، آشنايي بهتري با نثر زيباي سعدي و ادبيات فارسي دارند." (گزارش اين مصاحبه در تابناک)

2- دقيقا در همان روز، هيات دولت ايران در پايگاه رسمي رياست جمهوري، پيامي براي درگذشت علي کردان منتشر کرده است که حاوي يک غلط املايي بسيار ناگوار است. در اين پيام گفته شده است که "درگذشت خادم خستگي‌ناپذير عرصه‌هاي خدمت به نظام مقدس جمهوري اسلامي، مرحوم مغفور علي کردان، مايه «تعلم» و تاثر فراوان گرديد."
البته اينکه درگذشت فردي مانند کردان، به جاي تالم، باعث تعلم و درس عبرت گرفتن همقطاران او شود، واقعا امري تقديرآميز است، اما بعيد به نظر مي رسد که اين تعلم در حدي باشد که آنها حاضر به اعتراف در اعلاميه رسمي ترحيم شوند! همانطور که بعدا هم اعلاميه را تصحيح کردند و عبارت "تالم" را جايگزين نمودند. (تصوير اوليه اعلاميه) (صفحه اصلاح شده)

3- اين خطاي اغماض‌ناپذير در اطلاعيه رسمي هيات دولت در حالي رخ مي‌دهد که در سال 85، بخشنامه‌اي با امضاي رئيس‌جمهور وقت (احمدي‌نژاد) منتشر شد که زيردستان را موظف مي‌کرد مصوبات فرهنگستان زبان فارسي به‌ويژه دستور خط را رعايت کنند: "...دولت را موظف مي نمايم : 1- دستور خط فارسي را كه از سوي اين فرهنگستان ابلاغ مي شود درهمه اسناد و مكاتبات رسمي و... اجرا نموده و از روش يكساني در نگارش خط فارسي استفاده نمايند..." (متن بخشنامه)

پس از اين مقدمات، سوالاتي در ذهن انسان خطور مي‌کند. مثلا اينکه:


پرسش‌ها

پرسش1- اگر دفتر رئيس‌جمهور، در انشاي صحيح يک پيام ساده اداري عاجز است، چگونه مي‌نوان انتظار داشت کارمندان جزء، خط و زبان فارسي را به درستي به‌کاربرند؟
پرسش2- مگر احمدي‌نژاد و ولايتي در يک سيستم درس نخوانده‌اند؟ چرا برخي از خروجي‌هاي اين سيستم، اديب و فرهنگ‌دوست مي‌شوند و برخي "تعلم" را از "تالم" تشخيص نمي‌دهند؟
پرسش3- آيا با تغيير نظام آموزشي به روش مکتبخانه‌اي، مي‌توان انتظار داشت برخي بي‌خردان هم خردمند و فرهيخته شوند؟

ناخودآگاه به ياد چند حکايت از سعدي افتادم که دست بر قضا پاسخ سوالات ما را هم در خود نهفته دارند:


پاسخ‌ها

پاسخ1- لقمان را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: از بي ادبان؛ هر چه از ايشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهيز کردم.
نگويند از سر بازيچه حرفي کزان پندي نگيرد صاحب هوش
و گر صد باب، حکمت پيش نادان بخواند، آيدش بازيچه در گوش

پاسخ2- پادشاهي پسري را به اديبي داد و گفت: اين فرزند تست، تربيتش همچنان کن که يکي از فرزندان خويش. اديب خدمت کرد و متقبل شد و سالي چند بر او سعي کرد و به جايي نرسيد و پسران اديب در فضل و بلاغت منتهي شدند. مَلِک، دانشمند را مؤاخذت کرد و معاتبت فرمود که: وعده خلاف کردي و وفا به جا نياوردي. گفت: بر رأي خداوند، روي زمين پوشيده نماند که تربيت يکسان است و طباع مختلف.
بر همه عالم همي‌تابد سهيل جايي انبان مي‌کند، جايي اديم

پاسخ3- يکي را از وزراء، پسري کودن بود. پيش يکي از دانشمندان فرستاد که: مرين را تربيتي ميکن، مگرکه عاقل شود. روزگاري تعليم کردش و مؤثر نبود، پيش پدرش کس فرستاد که: اين عاقل نمي‌شود و مرا ديوانه کرد.
چون بوَد اصل گوهرى قابل تربيت را در او اثر باشد
هيچ صيقل نکو نخواهد کرد آهني را که بد گهر باشد
خر عيسي، گرش به مکه برند چون بيايد، هنوز خر باشد

سوالاتي كه به ذهن كنجكاو دانشجويان خطور مي‌كند:
آيا اين مورد، غلط املايي تايپيست محترم بوده است؟
آيا بايد همانند مقاله آقاي دانشجو (كه دانشجوي محترم ...)، منتظر عذرخواهي تايپيست باشيم؟
آيا اين مسئله با امنيت ملي كشور ارتباط دارد كه در مورد آن نبايد حرف بزنيم؟
آيا ايراد گرفتن از يك مسلمان، مشكل شرعي دارد و نبايد اين كار انجام شود؟