۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

ما ندانيم!


به نام خداوند جان آفرين

اين مطلب برگرفته از اينجاست.

نياز به شرح نيست.


براي بررسي صحت اين دو عكس كه از وب سايت دانشگاه علم وصنعت گرفته شده است، كار پيچيده‌اي لازم نيست، تنها كافي است به سايت علم و صنعت و صفحه شخصي وزير علوم برويد به اين آدرس. سپس آدرس را از كپي كرده و در گوگل جستجو كنيد و در اولين لينك پيدا شده روي cached كليك كنيد تا نسخه قديمي را ببينيد.

به نظر شما وضعيت چهار سال آينده دانشگاه‌هاي كشور چگونه خواهد بود؟

۱۳۸۸ تیر ۱۶, سه‌شنبه

فراگيري زبان بيگانه!

به نام خداوند جان آفرين

اغلب دروسي که در دوران دانشجويي پاس مي‌کنيد، دروسي هستند که فضاي ذهني شما را براي کار کردن در حوزه تخصصي‌تان آماده مي‌سازند. اينکه چقدر يک درس را خوب فراگرفته‌ايد با اينکه چقدر توان بکارگيري آن در آينده داشته باشيد، رابطه مستقيم دارد. اما در ميان همه دروسي که فرا مي‌گيريد دروسي نيز هستند که تاثير بسزايي در سرنوشت‌تان خصوصا براي رشته‌هاي مهندسي خواهند داشت. از جمله اين دروس مهم، زبان انگليسي است.
بي شک فراگيري زبان انگليسي گام مهمي در پيشرفت يک دانشجوي فني محسوب مي‌شود و درهاي جديدي از آگاهي و دانش را بر روي او باز مي‌کند. استادي محبوب و فرزانه داشتيم که هميشه از ما مي‌خواست در اوقات فراغت انگليسي (و رياضي) بخوانيم و حتي در زمان گفتگوهاي معمول انگليسي صحبت کنيم. (ما اشتباه کرديم و اين‌کار رو نکرديم!)
اما چرا ياد گرفتن انگليسي مهم و شايد واجب باشد؟ ويدئو زير را ببينيد.





آيا واقعا فراگيري زبان انگليسي مهمه؟
آيا اساتيد شما هم بر اهميت اين درس تاکيد دارند؟

۱۳۸۸ تیر ۱۱, پنجشنبه

يار دبستاني من

به نام خداوند جان آفرين

اين روزها شعر زيباي «نسيم شمال» وصف حال ماست.

دست مزن! چشم، ببستم دو دست ------------ راه مرو! چشم، دو پایم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن ------------ نطق مکن! چشم، ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن------------ خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم، کور شوم، کر شوم------------ لیک محال است که من خر شوم

براي دوستاني که هنوز دانشجو هستند،
براي دوستاني که هنوز زنداني هستند،
هنوز دست مي‌زنند،
هنوز راه مي‌روند،
هنوز حرف مي‌زنند،
هنوز نطق مي‌کنند،
و هنوز فکر مي‌کنند.




۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

اينجا دانشگاه است!

به نام خداوند جان آفرين


اينجا دانشگاه تهران



اينجا دانشگاه صنعتي اصفهان



اينجا دانشگاه شريف

اينجا دانشگاه شيراز
http://www.landofpersia.com/article.php?id=38439

اينجا دانشگاه بابل
http://www.youtube.com/watch?v=3x6eInxhzJc

اينجا دانشگاه شهيد بهشتي
http://www.youtube.com/watch?v=lPpKGjPhEok

اينجا دانشگاه بوعلي سيناي همدان
اينجا دانشگاه تبريز
اينجا دانشگاه مازندران
اينجا فردوسي مشهد
اينجا دانشگاه پلي تکنيک
اينجا دانشگاه اروميه
اينجا دانشگاه اصفهان
...
...

اينجا دانشگاه است

اينجا مهد علم و دانش است. اينجا قلب تفکر اولين کشور قانون‌مدار تاريخ است. اينجا همان جايي است که حسابي‌ها، چمران‌ها را پرورش داده است. اينجا محل پرورش همه کساني است که در حال حاضر ادعا مي‌کنند، استادند. اينجا محل پرورش همه دانشجوياني است که دل به درياي خروشان مردم مي‌زنند و به‌دنبال حق هستند. اينجا جايي است که ما مچ متقلب مي‌گيريم، باور کنيد! اينجا جايي است که اگر کسي دروغ بگويد، رسوا مي‌شود!
اما،
  • چه شده که دانشجوي متقلب را مردود مي‌کنيم، اما رئيس متقلب را با سکوتمان حمايت مي‌کنيم!
  • چه شده دانشجويان را به مطالبه حق تشويق مي‌کنيم، اما براي بدست آوردن بزرگترين حق‌شان از آنها حمايت نمي کنيم!
  • چه شده وقتي به دانشگاهي حمله مي‌شود، از آن دفاع نمي‌کنيم!
  • چه شده که از همکاران مستحق خود دفاع نمي‌کنيم!
  • ...

در حال حاضر، هزاران اما و اگر براي اساتيدي که سکوت اختيار کردند، وجود دارد.
آيا ترس درس جديد اساتيد ماست؟
آيا بايد اين درس را هم فرا گيريم؟
آيا آنها هيچ روشي براي ابراز حمايت ندارند؟

۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

سيستم توليد دانشجو!

به نام خداوند جان آفرين

با تشکر از همه دوستاني که به اين وبلاگ سر مي‌زدند و دست خالي مي‌رفتند و ما را شرمنده خويش نمودند.

در حال و هواي اين روزهاي کشور ما، نکته‌اي بسيار ظريف مطرح است و آن اين است که آيا سيستم کنوني آموزش ما مي‌تواند دانشجوياني توانا و دانا و کارآمد براي کشور ارائه دهد؟
دانشجوياني که همچون دانشجويان سال‌هاي اول انقلاب دانش و اعتماد به نفس خود را در اختيار رشد و ترقي کشور قرار مي‌دادند. (هرچند خودشون هم بي نصيب نمي‌موندند)
به نظر مي‌رسد، سيستم توليد دانشجويي که در حال حاضر در کشور وجود دارد، دانشجويان را به بيرون از کشور هل مي دهد (البته جديدا يکي از مسئولين کشور صحبت‌هايي داشتند که خارج کشور با داخل کشور فرقي نداره و مفهوم فرار مغزها را به کلي منتفي دانست!) در پي سوال بالا، سوالاتي نظير سوالات زير نمايان مي‌شوند:
  • نقش اساتيد ما دراين سيستم چيست؟
  • آيا اساتيد ما به چنين سيستمي عادت کرده‌اند يا توانايي تغيير آن را ندارند؟
  • ما چگونه رفتار کنيم؟
آيا ما باز هم مي‌توانيم از دانشجويان امروز، افرادي چون مهندس موسوي، خاتمي، کرباسچي، همت، باکري، چمران و يا اساتيد بزرگ ديگري که در کشور ياخارج کشور وجود دارند، توليد کنيم؟

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

راهنمايي دانشجو!

به نام خداوند جان آفرين

بسياري از رشته‌ها در مقطع کارشناسي و همه رشته‌ها در مقطع کارشناسي ارشد و دکتري داراي پايان‌نامه يا پروژه نهايي هستند. سيستم انتخاب استاد پايان‌نامه و يا مشاور در دانشگاه‌ها متفاوت است. در دورة کارشناسي در رشته‌هايي که پروژه نهايي دارند، روش‌هاي متفاوتي توسط دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد:
- برخي دانشگاه‌ها هر ترم يک استاد راهنما معرفي مي‌کنند و همه پايان‌نامه‌ها را بايد ايشان امضاء بزند
- در برخي دانشگاه‌ها هر فردي مجاز با هر استادي پايان‌نامه بگيرد، به شرطي اينکه پر نشده باشد
- و ...

در همه اين روش‌ها يک چيز بديهي گشته است و آن عدم توجه به پروژه‌هاي کارشناسي است. پروژه‌هاي کارشناسي قدرت اجرايي و بار علمي يک دانشجو را افزايش مي‌دهند و سبب مي‌شوند تا دانشجو در گامي موثر براي بازار کار فعاليت نمايد. اما در حال حاضر با توجه به عدم وجود مقاله در اغلب اين پروژه‌ها، برخي از اساتيد آن را تنها وقت‌گير مي‌دانند و به همين دليل توجه‌ي به اهميت آنها ندارند. شايد جالب باشد به کتابخانه‌ي دانشکده/دانشگاه سر بزنيد و تفاوت فاحش، تکرارهاي جالب، اسامي قلمبه و درون خالي اين پروژه‌ها را رويت کنيد!

- پروژه رو دادي؟ قبول کرد؟
- اره بابا، اصلاً حرفي نزد.
- چند داد؟
- 19.
- کم داده که!
- بي خيال، مهم نيست.
- يه کمي اصرار مي‌کردي، شايد بيشتر مي‌داد.
- 17، 18 نفر تو صف بودند، اصلاً وقت حرف زدن نداشت، فقط مي‌گرفت، چند صفحه شو نگاه مي‌کرد و امضا مي‌زد!

اين صبحت‌ها و مجموعه‌اي از اين حرف‌ها را مي‌توان براحتي در زمان تحويل پروژه‌ها شنيد. در حال حاضر، کمتر استادي ديده مي‌شود که پروژه‌ها را تحويل گرفته، بررسي کند، اشکالات دانشجو را به او تذکر دهد، راهنمايي و پيگيري کند!
اين فرض که
  • اغلب دانشجويان نمي‌توانند پروژه دانشجويي انجام دهند
  • دانشجويان، پروژه را کپي و پيست مي‌کنند
  • پروژه توليد نمي‌شود، بلکه از شکلي به شکل ديگري در مي‌آيد
  • دانشجوي که خواهان کار کردن باشد، کم پيدا مي‌شود
  • پروژه هيچ تاثيري بر دانشجو ندارد
  • وقتي خود دانشجو نمي‌خواد، چرا من بهش فشار بيارم
  • ...
از جمله ديدگاه‌هايي است که در برخي اساتيد در مورد پروژه پاياني دانشجويان وجود دارد. رابطه دو طرفه بين ديدگاه اساتيد و ديدگاه دانشجويان وجود دارد. وقتي اساتيد ديدگاه‌هاي ذکر شده در بالا را دارند، دانشجويان به اين ديدگاه مي‌رسند که پروژه فقط تحويل دادني است و نه اجرايي و عکس آن وقتي دانشجويان چند کار ضعيف به يک استاد تحويل مي‌دهند، استاد هم ديگر حوصله خواندن پروژه‌ها را ندارد و در پروژه‌هاي بعدي بي‌خيال مي‌شود. مسلماً وقتي استادي قوي کار مي‌کند، دانشجويان قوي را جذب مي‌کند و وقتي استادي ضعيف کار مي‌کند، تمايل دانشجويان ضعيف به سمت آنهاست

اما وقتي يک سيستم قوي در پروژه‌ها وجود داشته باشد، ديگر اين مسئله حل مي‌شود. حال مسئول ايجاد اين سيستم قوي کيست؟
  • دانشجو
  • استاد
  • دانشگاه
  • گروهي از اساتيد
  • يا ....
نظر شما چيست؟
آيا شما هم مثل ما به اين سيستم عادت کرده‌ايد؟

۱۳۸۸ فروردین ۲۶, چهارشنبه

حذف کارشناسي ارشد

به نام خداوند جان آفرين

خبرهايي مبني بر حذف پايان‌نامه کارشناسي ارشد در رسانه براي اصلاح الگوي مصرف درج شده است. در همين راستا موارد ذيل براي همراستايي با اصلاح الگوي مصرف پيشنهاد مي‌‌شود:
  • حذف برخي از دروس کارشناسي ارشد که نياز به مدت يک ترم (واقعا مدت زيادي است!) براي تحقيق دارند
  • کاهش واحدهاي کارشناسي ارشد از 32 واحد به 16 واحد
  • کوتاه نمودن ترم‌هاي تحصيلي به يک ماه
  • حذف کلاس‌هاي کارشناسي ارشد و ارائه جزوات به دانشجويان در اول ترم (براي صرفه جويي جزوات به صورت خلاصه و در يک صفحه هستند)
  • حذف تحقيقات مربوط به دروس
  • کاهش سوالات امتحان درس در حدي که در پاسخ در يک صقحه جا بگيرد
  • ادغام دوره کارشناسي ارشد و کارشناسي (با توجه به غير ضروري بودن اين دوره!)
  • حذف اساتيدي که تحقيق زياد مي‌دهند!
  • حذف اساتيدي که دانشجو را وادار به تحقيق مي‌کنند!
  • حذف همه اساتيدي که به نوعي به تحقيق فکر مي‌کنند!
  • حذف اساتيدي که زياد درس مي‌دهند!
  • حذف اساتيدي که زياد توضيح مي‌دهند!
  • کاهش تعداد اساتيد با توجه به ايجاد سروصدا (به هم ديگه سلام مي‌کنند و احوالپرسي مي‌کنند که آلودگي صوتي ايجاد مي‌کنه!)
البته پيشنهادات ديگري هم موجود است؟!

شما چه پيشنهادي داريد؟