به نام خداوند جان آفرين
- ...
- البته بچه ها من بهتون بگم دکتر فلاني ديگه جزء منقرض شده هاست!
- من مقالات بسياري تو اين زمينه دارم ولي هرگز اسمي از دکتر فلاني نشنيدم، ايشون بلوف ميزنه!
- من اصلا Gate Level رو قبول ندارم و دکتر فلاني که ديگه جاي خود داره!
- دکتر فلاني بيشتر خالي بنده تا استاد!
- بلد نبود، براي همين تو دفاع يکي از دانشجوش، خودش و دانشجوش رو آش و لاش کرديم!
- ديگه جزء پير پاتالاهاست، دايناسورهاي روي جلد کتاب تننباوم منقرض شدند، ايشون هنوز هستند!
- سواد ايشون در حد همون کتابي که نوشتند، شما حرفهاي ايشون رو جدي نگيريد!
- خوب شد دانشکده دانشجوي ارشد و دکتري گرفت و گرنه دکتر فلاني بايد غاز ميچروند!
- ...
ممکن است شما هم جملاتي نظير اينها را از زباني استادي شنيده باشيد که براي توصيف استاد ديگري بيان ميشود.
جنگ استادي، موضوعي است که در دانشکدههاي مختلف و به شکلهاي مختلف ديده ميشود. جنگ استادي با بحث علمي و يا اختلاف نظر تفاوت دارد. بحثهاي علمي و اختلاف نظر بين اساتيد ناشي از تفکر آنهاست، اما جنگ استادي، ناشي از عدم تفکر است. در بيشتر جنگهاي استادي رگههايي از لجبازي، کج فهمي، عدم بررسي و نظاير آن ديده ميشود که بيشتر کلاس شخصيت طرفين را زير سوال ميبرد.
جنگ استادي در سطوح و شکلهاي مختلف ديده ميشود، برخي اساتيد تنها به الفاظ بسنده ميکنند، و برخي از هيچ کاري براي کوباندن مشت محکم بر دهان ديگري دريغ نميکنند. اين جنگها برخي اوقات به سطح دانشجويان کشيده ميشود و دانشجويان (بيشتر در سطح کارشناسي ارشد و دکتري) قرباني ميشوند. پايان نامه کارشناسي، دفاع پاياننامههاي ارشد، دفاع تز دکتري و نظاير آن از جمله جاهايي است که اين بحثها به اوج خود ميرسند و با احتمال بسياري به قرباني شدن دانشجو ميانجامد. دانشجويان در اغلب اوقات تنها نظارهگر اين جنگ هستند و نميتوانند کاري از پيش ببرند. البته برخي دانشجويان نيز حاملان خبر هستند و اين جنگ را دامن ميزنند.
چندي پيش، يکي از دوستان بسيار نزديک ما از تز دکتري خود دفاع نمود. استاد کارشناسي ارشد ايشان در مقابل استاد تز دکتري ايشان در مقابل هم صفآرايي نمودند. اين جنگ برنده نداشت و تنها بازنده ميدان دوست گرامي ما بود که دفاع او از حالت علمي خارج شده و به جايگاه ارائه نظرات شخصي تبديل شده بود. شايد اگر سکوت انديشمندانه استاد تز دکتري ايشان نبود، اين دفاع عواقب جانبي بيشتري را بهمراه ميداشت.
بهرحال، به دور از نتيجه جنگ استادي، اين جنگها سبب پائين آمدن کلاس شخصيت اساتيد و هدر رفتن توانايي آنها ميشود. علاوه بر اين، سبب تحريک دانشجويان براي طرفداري از استادي و کوباندن استاد ديگر خواهد شد.
موافقان: بابا، بزار دعوا کنند، حال کنيم!
مخالفان: آخرش هم همه چيز سر ما دانشجوها خراب ميشه!
شما چه فکر ميکنيد؟ اگر دوست شما قرباني اين جنگ باشد، به او چه ميگوئيد؟
- ...
- البته بچه ها من بهتون بگم دکتر فلاني ديگه جزء منقرض شده هاست!
- من مقالات بسياري تو اين زمينه دارم ولي هرگز اسمي از دکتر فلاني نشنيدم، ايشون بلوف ميزنه!
- من اصلا Gate Level رو قبول ندارم و دکتر فلاني که ديگه جاي خود داره!
- دکتر فلاني بيشتر خالي بنده تا استاد!
- بلد نبود، براي همين تو دفاع يکي از دانشجوش، خودش و دانشجوش رو آش و لاش کرديم!
- ديگه جزء پير پاتالاهاست، دايناسورهاي روي جلد کتاب تننباوم منقرض شدند، ايشون هنوز هستند!
- سواد ايشون در حد همون کتابي که نوشتند، شما حرفهاي ايشون رو جدي نگيريد!
- خوب شد دانشکده دانشجوي ارشد و دکتري گرفت و گرنه دکتر فلاني بايد غاز ميچروند!
- ...
ممکن است شما هم جملاتي نظير اينها را از زباني استادي شنيده باشيد که براي توصيف استاد ديگري بيان ميشود.
جنگ استادي، موضوعي است که در دانشکدههاي مختلف و به شکلهاي مختلف ديده ميشود. جنگ استادي با بحث علمي و يا اختلاف نظر تفاوت دارد. بحثهاي علمي و اختلاف نظر بين اساتيد ناشي از تفکر آنهاست، اما جنگ استادي، ناشي از عدم تفکر است. در بيشتر جنگهاي استادي رگههايي از لجبازي، کج فهمي، عدم بررسي و نظاير آن ديده ميشود که بيشتر کلاس شخصيت طرفين را زير سوال ميبرد.
جنگ استادي در سطوح و شکلهاي مختلف ديده ميشود، برخي اساتيد تنها به الفاظ بسنده ميکنند، و برخي از هيچ کاري براي کوباندن مشت محکم بر دهان ديگري دريغ نميکنند. اين جنگها برخي اوقات به سطح دانشجويان کشيده ميشود و دانشجويان (بيشتر در سطح کارشناسي ارشد و دکتري) قرباني ميشوند. پايان نامه کارشناسي، دفاع پاياننامههاي ارشد، دفاع تز دکتري و نظاير آن از جمله جاهايي است که اين بحثها به اوج خود ميرسند و با احتمال بسياري به قرباني شدن دانشجو ميانجامد. دانشجويان در اغلب اوقات تنها نظارهگر اين جنگ هستند و نميتوانند کاري از پيش ببرند. البته برخي دانشجويان نيز حاملان خبر هستند و اين جنگ را دامن ميزنند.
چندي پيش، يکي از دوستان بسيار نزديک ما از تز دکتري خود دفاع نمود. استاد کارشناسي ارشد ايشان در مقابل استاد تز دکتري ايشان در مقابل هم صفآرايي نمودند. اين جنگ برنده نداشت و تنها بازنده ميدان دوست گرامي ما بود که دفاع او از حالت علمي خارج شده و به جايگاه ارائه نظرات شخصي تبديل شده بود. شايد اگر سکوت انديشمندانه استاد تز دکتري ايشان نبود، اين دفاع عواقب جانبي بيشتري را بهمراه ميداشت.
بهرحال، به دور از نتيجه جنگ استادي، اين جنگها سبب پائين آمدن کلاس شخصيت اساتيد و هدر رفتن توانايي آنها ميشود. علاوه بر اين، سبب تحريک دانشجويان براي طرفداري از استادي و کوباندن استاد ديگر خواهد شد.
موافقان: بابا، بزار دعوا کنند، حال کنيم!
مخالفان: آخرش هم همه چيز سر ما دانشجوها خراب ميشه!
شما چه فکر ميکنيد؟ اگر دوست شما قرباني اين جنگ باشد، به او چه ميگوئيد؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر