به نام خداوند جان آفرين
با اينکه در سالهاي عمرمان به سوالات بسياري پاسخ گفتهايم و ميگوئيم اما باز هم در هر امتحان کمي اضطراب وجود دارد. لزوماً اين اضطراب بخاطر رد يا قبول شدن نيست و ميتواند هر علتي داشته باشد. شايد بارها و بارها از جلسه امتحان بيرون آمده و با دوستان در مورد سوالات بحث و گفتگو نمودهايد. در مورد جوابها، سوالات، وضعيت جلسه و وقايع ديگر.
طراحي سوال هر استادي، هنر او را در تدريس کامل ميکند (البته اگه داشته باشه!!!). چگونگي ارزيابي دانشجويان که منجر به هدر رفتن يک ترم دانشجو ميشود، به هنر استاد در طراحي سوال برميگردد. اساتيدي را ديدهايد که با سوالات خفن خود، شوکي به دانشجويان وارد ميکنند، يا آنها که به هلو و حتي گلابي معروفند!، و در اين بين اساتيدي هم وجود دارند که به اعتقاد غالب خوب سوال طرح ميکنند.
طراحي خوب سوال پارامترهاي زيادي ميتواند داشته باشد که از آن جمله ميتوان به اين موارد اشاره نمود:
- متوسط دانشجويان ميتوانند به آن پاسخ گويند (شايد متوسط خيلي پائين باشه!)
- در مدت پيشبيني شده قابل حل هستند (وقتي استاد بتونه توي مدت تعيين شده حل کنه، حتما دانشجو ميتونه!)
- در محدوده درسهاي کلاس هستند و نه مرزهاي دانش
- نمره هر سوال بسيار بالا نيست که عدم حل آن منجر به مايوس شدن دانشجو شود
- شفاف و قابل درک براي دانشجويان است
- و ....
پس از بررسي اوراق، پراکندگي نمرات نشاندهنده ضعيف بودن سوالات است.
اما شواهد نشان ميدهد که برخي اساتيد ما اينگونه رفتار ميکنند:
- سوال ميده، خودش که هيچ، کسي ديگهاي هم نميتونه حل کنه، همه رو ميندازه و دوباره به همه حال ميدهد و قبولشون ميکنه!
- يک فايل سوالات داره که دوران دانشجويي نوشته (دقيقاً 17 سوال)، فقط کپي و پيست ميکنه (البته با جابجا کردن سوالات نسبت به ترم قبل)
- ديشب که رفته بود شلغم بخره سوال به ذهنش رسيده و با خودش حال کرده که چنين چيزي به ذهنش رسيده و بهعنوان سوال ميده به دانشجويان حل کنند
- داشته مقاله ميخونده، يه چيزي براش گنگ بوده (نويسنده ژاپني بوده و نتونسته خوب بنويسه)، متن رو کپي و پيست ميکنه و بهعنوان سوال مطرح ميکنه (استاد باکلاس! سوالات رو از منابع خارجي در مياره!!!)
- فقط ميخواسته حال دانشجوها رو بگيره، يه سوال ميده کسي نميتونه حل کنه، به اين فکر نميکنه بچهها جواب خواستند بايد چي بگه (حالگيري هم حال ميده!)
- درس رو براي اولين بار درس ميده، سوال رو از کتاب حل تمرين يا تست کنکور ميگيره!
- حال نداشته تايپ کنه (نميگم بلد نبوده!) و سوالات رو دستنويس به دانشجو ميده، (دست خط زير مهد کودک!)
- کلاً سوال رو تستي ميگيره، چون اعتقاد داره دانشجو راحتتره!
- بيست و سه تا سوال ميده، پنج تا اختياري، براي اينکه کتاب رو بهطور کامل پوشش بده (من تونستم پنج تا رو حل کنم!)
- از هفت تا سوال، سه تاش سرجلسه امتحان حذف ميشه (بهرحال اشکال بهوجود ميآد!)
- پنج تا سوال ميده، 7، 8 ، 3، 1، 1 نمرهاي. (کسي بالاتر از 12 نشد!)
- سوال طرح کرده، خودش جواب داده، خودش هم برگه خودش رو تصحيح کرده و شده 18! (من کم آوردم!)
بهرحال، طرح سوالات اثر باورکردني بر دانشجويان دارد. شما در مورد طرح سوالات چه فکر ميکنيد؟ اساتيد شما چگونه سوال طرح ميکنند؟
با اينکه در سالهاي عمرمان به سوالات بسياري پاسخ گفتهايم و ميگوئيم اما باز هم در هر امتحان کمي اضطراب وجود دارد. لزوماً اين اضطراب بخاطر رد يا قبول شدن نيست و ميتواند هر علتي داشته باشد. شايد بارها و بارها از جلسه امتحان بيرون آمده و با دوستان در مورد سوالات بحث و گفتگو نمودهايد. در مورد جوابها، سوالات، وضعيت جلسه و وقايع ديگر.
طراحي سوال هر استادي، هنر او را در تدريس کامل ميکند (البته اگه داشته باشه!!!). چگونگي ارزيابي دانشجويان که منجر به هدر رفتن يک ترم دانشجو ميشود، به هنر استاد در طراحي سوال برميگردد. اساتيدي را ديدهايد که با سوالات خفن خود، شوکي به دانشجويان وارد ميکنند، يا آنها که به هلو و حتي گلابي معروفند!، و در اين بين اساتيدي هم وجود دارند که به اعتقاد غالب خوب سوال طرح ميکنند.
طراحي خوب سوال پارامترهاي زيادي ميتواند داشته باشد که از آن جمله ميتوان به اين موارد اشاره نمود:
- متوسط دانشجويان ميتوانند به آن پاسخ گويند (شايد متوسط خيلي پائين باشه!)
- در مدت پيشبيني شده قابل حل هستند (وقتي استاد بتونه توي مدت تعيين شده حل کنه، حتما دانشجو ميتونه!)
- در محدوده درسهاي کلاس هستند و نه مرزهاي دانش
- نمره هر سوال بسيار بالا نيست که عدم حل آن منجر به مايوس شدن دانشجو شود
- شفاف و قابل درک براي دانشجويان است
- و ....
پس از بررسي اوراق، پراکندگي نمرات نشاندهنده ضعيف بودن سوالات است.
اما شواهد نشان ميدهد که برخي اساتيد ما اينگونه رفتار ميکنند:
- سوال ميده، خودش که هيچ، کسي ديگهاي هم نميتونه حل کنه، همه رو ميندازه و دوباره به همه حال ميدهد و قبولشون ميکنه!
- يک فايل سوالات داره که دوران دانشجويي نوشته (دقيقاً 17 سوال)، فقط کپي و پيست ميکنه (البته با جابجا کردن سوالات نسبت به ترم قبل)
- ديشب که رفته بود شلغم بخره سوال به ذهنش رسيده و با خودش حال کرده که چنين چيزي به ذهنش رسيده و بهعنوان سوال ميده به دانشجويان حل کنند
- داشته مقاله ميخونده، يه چيزي براش گنگ بوده (نويسنده ژاپني بوده و نتونسته خوب بنويسه)، متن رو کپي و پيست ميکنه و بهعنوان سوال مطرح ميکنه (استاد باکلاس! سوالات رو از منابع خارجي در مياره!!!)
- فقط ميخواسته حال دانشجوها رو بگيره، يه سوال ميده کسي نميتونه حل کنه، به اين فکر نميکنه بچهها جواب خواستند بايد چي بگه (حالگيري هم حال ميده!)
- درس رو براي اولين بار درس ميده، سوال رو از کتاب حل تمرين يا تست کنکور ميگيره!
- حال نداشته تايپ کنه (نميگم بلد نبوده!) و سوالات رو دستنويس به دانشجو ميده، (دست خط زير مهد کودک!)
- کلاً سوال رو تستي ميگيره، چون اعتقاد داره دانشجو راحتتره!
- بيست و سه تا سوال ميده، پنج تا اختياري، براي اينکه کتاب رو بهطور کامل پوشش بده (من تونستم پنج تا رو حل کنم!)
- از هفت تا سوال، سه تاش سرجلسه امتحان حذف ميشه (بهرحال اشکال بهوجود ميآد!)
- پنج تا سوال ميده، 7، 8 ، 3، 1، 1 نمرهاي. (کسي بالاتر از 12 نشد!)
- سوال طرح کرده، خودش جواب داده، خودش هم برگه خودش رو تصحيح کرده و شده 18! (من کم آوردم!)
بهرحال، طرح سوالات اثر باورکردني بر دانشجويان دارد. شما در مورد طرح سوالات چه فکر ميکنيد؟ اساتيد شما چگونه سوال طرح ميکنند؟
۵ نظر:
دانشگاه را با مهدکودک اشتباه گرفته اید. می دانید در دانشگاه های خوب آمریکای شمالی هر سال بیش از 10 درصد دانشجویان از دانشگاه خارج می شوند؟ عرض یابی باید طوری باشد که کسی که درس را در حد معقول نفهمیده بیفتد و کم کم از سیستم خارج شود.
- خوشبختانه در دانشگاههاي خوب آمريکاي شمالي اتفاقات ديگري هم ميافته! شما هر چقدر دانشجو را بندازيد، بازم نميتونيد مطمئن باشيد از سيستم خارج ميشه.
- مطمئناً هيچ استادي وجود نداره که بگه درس دادنش، رفتارش، ارزيابيش و ... معقول نيست. معقول بودن نظر شخصيه، يعني ممکنه از نظر شما معقول باشه يک دانشجو درس رو پاس کنه، امااز نظر بسياري (و نيز استاد درسي که درس شما پيش نياز درس اونه) نظر شما معقول نباشه و دانشجو هنوز بسيار ضعيفه.
- ارزيابي بايد مشخص کنه، چه کسي درس رو در حد معقول فهميده و نوع ارزيابي بسيار مهمه
- متاسفانه روشهاي ارزيابي ما متفاوت و برخي اوقات متضاده.
ببینید فرق چقدر زیاد است: من می گویم بیافتد، شما می گویید بیاندازد! من خودم هم همین چند سال لیسانس دانشجو بودم، خودت بگو، چند درصد از دانشجویان با تقلب درس پاس می کنند؟ همین تو دانشگاه خودتون. حتی نصف دانشجویانی که یک درس رو در یکی از دانشگاه های خوب تهران در رشته کامپیوتر درس رو پاس می کنند نمی تونند در یک امتحان متوسط درس 5 از 20 بگیرند. یکی دو درس که نیست، وقتی کسی نمی تونه درس رو یاد بگیره نباید مدرک بگیره. تو بیا ببین که اینجا هم همون درس رو می دن، همون کتابه، امتحان هم سوالاتش رو مقایسه کن، بعد ببین دانشجویان لیسانس ما بدون تقلب چندتاشون همین جا مدرک می گیرند؟ منم دانشجوام، دارم می بینم. کسی که مدرک لیسانس کامپیوتر می گیره باید بتونه تمام دروس لیسانس رو پاس کنه. اگر فقط می خواد بره دیتا بیس بنویسه بره دوتا کتاب بخونه بعد بره کار کنه. لزومی نداره مدرک بگیره. ممکنه بگی مدرک لازم داره، ولی همین سیستم تولید فارق التحصیل هستش که مدرک گرایی رو بوجود آورده. وقتی 100 نفر مدرک کامپیوتر دارند، ارزون می شه، برای هر کاری مدرک کامپیوتر می خوان.
معقول بودن نظر شخصی نیست، معقول بودن یک استاد بین دانشجویان مفهوم داره. مساله اینه با کسی که از نظرت معقول نیست درس نگیر. درستش اینه. حالا اگر استادی اونقدر نامعقول بود که هیچ دانشجویی باهاش درس نگیره خودش مجبور می شه خودش رو اصلاح کنه. ولی ما عادت کردیم که راه راحت رو بریم. درس رو می گیریم، با تقلب پاس می کنیم، بعد هم کلی فهش پشت سر استاد می دیم. اگر یک استادی غیر معقول هستش، زیاد نه، فقط دو ترم دانشجوها کلاس هاش رو تحریم کنن و باهاش درس نگیرن. اگر تو دانشکده هم اساتی اعتراض کردند، به طور معقول توضیح بدین که چرا درس نمی گیرین. ببین چی می شه.
من قبول دارم که استادهای عجیب غریب توی ایران هست که فسیل به معنی تمامش هستند یا کارهای عجیبی می کنند. ارزیابی دست استاد است به این معنی که در حد عرف دست استاد باز است. یکی امتحان می گیره، یکی تمرین می ده، یکی فعالیت کلاس رو در نظر می گیره. اگر نمرات خیلی غیر معمول بود، از استاد می پرسن که چرا این طوره و نحوره تدریسش بررسی می شه. قانونی ریزی نیست که استاد باید فلان طور ارزیابی کنه. اگر استادی واقعا جاش دانشگاه نیست اونم باید از سیستم خارج بشه. اعتراض معقول وبا دلیل دانشجوها هم خیلی تاثیر داره.
من فکر ميکنم بايد بين دو چيز تفاوت قائل بشيم، يکي اينکه استاد سخت ميگيره، بدين معني که ارزيابيش از تو چيزهايي که گفته و يا قرارداديه که اول ترم با دانشجوها ميکنه، (به نظر ميرسه اين مد نظر شماست) من هم با شما موافقم. استاد ميتونه سوالي بده که واقعا دانشجو فسفر بسوزونه و يا روشي داشته باشه که دانشجو رو به حرکت وادار کنه، اين سختگيري به نظر من به نفع دانشجو. دوم مورد من اسمش رو ميزارم بد ارزيابي کردن، فرضاً همه رو تستي ميگيره خب دانشجو با تقلب پاس ميکنه، يا کپي ترم قبلشه يا ... يا انقدر سخت ميگيره که کسي نميتونه و حتي خودش نميتونه حل کنه! اين نوع ارزيابي غلطه و بحث من بيشتر تو اين مورده
- ما همه ميدونيم که الان دانشجوهاي ما راحت طلب شدن و دوست دارن گلابي درس رو پاس کنن. بنابراين استاد بايد علاوه بر درس دادن،... روش ارزيابي قرص و محکمي داشته باشه، تا کارش رو کامل کنه
متوجه منظورتون شدم. کاملا موافقم که بد ارزیابی کردن باید کم بشهُ اما مساله اینه که راه حل چیه؟ نظر من اینه: راه حل دست خوده دانشجو هاست. اگر استادی مفید نیست یا بد ارزیابی می کنه دانشجو ها چند ترم باهاش درس نگیرند.
ارسال یک نظر