به نام خداوند جان آفرين
- سلام آقاي دکتر
- سلام، چطوري؟
- خوبيم، شکر خدا
- بازم که سرو کلهات تو دانشگاه پيدا شد؟!؟
- اومديم کمکون کنيد
- چه کمکي ميخواين؟
- آقاي دکتر، ما يه پروژه نرمافزار گرفتيم، الان نميدونيم چه جوري انجامش بديم!
- وقتي نميدوني چه جوري انجامش بدي، چرا اصلاً گرفتيش؟
- براي زندگي کردن، بالاخره ما هم بايد زندگي کنيم، همش نميتونيم به جيب بابا و مامان نگاه کنيم!
- حالا پروژه چي هست؟ تعريف کن ببينم.
- ....
شايد شما هم مثل بقيه دانشگاهها داراي اساتيدي هستيد که پروژه ميگيرند و داراي تيمهاي پروژه، آزمايشگاههاي تحقيقاتي و نظير آن هستند. پروژههايي که از بيرون دانشگاه توسط اساتيد به داخل دانشگاه هدايت ميشوند و اغلب هم به همراه خود پول و يا امتيازاتي را براي دانشگاه به ارمغان ميآورند. پروژههايي که توسط دانشجويان انجام ميشوند و از آنها افرادي زبردست و آشنا با محيط بيرون دانشگاه ميسازند. مهندسي برق و کامپيوتر مملو از چنين پروژههايي است و اساتيد با پارتي، زبردستي، هوش، تجربه و ديگر مهارتهاي خود آنها را از بيرون ميگيرند اما ....
پروژهها زوايايي مختلفي از عملکرد اساتيد را به تصوير ميکشند که با درک آنها ميتوان به تفکرات استاد، توان استاد، ارزشي که استاد براي دانشجويان (شايد هم علم) قائل است و غيره پي برد. اما مهمترين مسئلهاي که اساتيد برق و کامپيوتر بايد مد نظر قرار دهند اين است که دانشجو (نرمال و نه آنرمال) در انتهاي فراغت از تحصيل بايد توان و دانش لازم براي روبرو شدن با مسائل محيط (علمي و/يا صنعتي و/يا تخصصي) خود را داشته باشد.
خوب
- دانشجو درس رو عملي پاس ميکنه و درس بر مويرگهاي ذهنش حک ميشه!
- هم استاد و هم دانشجو پولي گيرشون مياد
- اگه پروژه در راستاي پاياننامه باشه، کارش تو پاياننامه راحته و تسلط داره
- اعتبار استاد و دانشگاه هر دو بالا ميره (البته اگه پروژه موفق باشه!)
- استاد با علم عملياتي روز آشنا ميشه!
- دانشجو پس از فراغت از تحصيل براي انجام کار گيج نميزنه!
بد
- استاد کل کار رو به دانشجو ميسپاره و خودش فقط خروجيها رو نگاه ميکنه و پولش رو ميگيره!
- دانشجو فقط دو دره کردن پروژه رو از استاد ياد ميگيره (با کمي خاليبندي!) البته اگه دانشجو متعهد باشه، فشار زيادي بهش ميآد
- استاد به نام انجام پروژه، کلاس درس رو دو در کنه و کلاسهاش بيکيفيت بشه! (برخي استادها اصلاً تو دانشگاه ديده نميشند، برخي فقط سوسوک ميکنند!)
- مفهوم درس زير سوال ميره و همين بر مويرگها حک ميشه!
- اعتبار خود استاد جهنم!، اعتبار دانشگاه و دانشجوهاش به باد ميره! (دانشجو: مال فلان دانشگاهي؟ فلاني استاد شماست، عجب آدم پيچيه! اين بشر، خيلي سوتيه!)
زشت
- استاد، توان (مجموعهاي از دانش، تجربه، شجاعت، هوش و غيره) پروژه گرفتن رو نداشته باشه و خودش رو توجيه کنه (و يا ديگران رو به داشتن پارتي متهم کنه!)
- استاد تنها به زاويه بد پروژهها نگاه کنه!
- استاد، دانشجوها را ضعيف بدونه و اونها را لايق انجام پروژه ندونه (اگه دانشجو ضعيفه، محصول کار شما و همکاران شماست)
- استاد، عوامل زيادي مثل دانشگاه و مسائل حاشيهاي رو در پروژه نگرفتن دخيل بدونه و هيچ تحرکي نشون نده!
- استاد غرق در مقاله دادن باشه (تازه اون هم کپي، پيست مقالات) و به کار اجرايي دانشجوها اهميتي نده! (استادي را تصور کنيد که نه خوب درس ميده، نه مقاله خوبي ميده و نه پروژه ميگيره!)
مطمئناً مسائل ديگري نيز در پروژه گرفتن و يا نگرفتن اساتيد دخالت دارند، که در اينجا فقط قسمت کوچکي از آنها را مورد بررسي قرار داديم. کلام آخر اينکه، پروژه خوبه (يا بده) اما به اندازش.
موافقان: پروژه يعني دانش روز، پول، اعتبار، تجهيزات، توانايي، حرکت.
مخالفان: پروژه يعني دودر کردن، کلاس بيکيفيت، خاليبندي، بي خيالش!
نظر شما چيه، اساتيد رو تشويق کنيم پروژه بگيرن، يا اينکه بريم زيراب پروژه گرفتن رو بزنيم؟
- سلام آقاي دکتر
- سلام، چطوري؟
- خوبيم، شکر خدا
- بازم که سرو کلهات تو دانشگاه پيدا شد؟!؟
- اومديم کمکون کنيد
- چه کمکي ميخواين؟
- آقاي دکتر، ما يه پروژه نرمافزار گرفتيم، الان نميدونيم چه جوري انجامش بديم!
- وقتي نميدوني چه جوري انجامش بدي، چرا اصلاً گرفتيش؟
- براي زندگي کردن، بالاخره ما هم بايد زندگي کنيم، همش نميتونيم به جيب بابا و مامان نگاه کنيم!
- حالا پروژه چي هست؟ تعريف کن ببينم.
- ....
شايد شما هم مثل بقيه دانشگاهها داراي اساتيدي هستيد که پروژه ميگيرند و داراي تيمهاي پروژه، آزمايشگاههاي تحقيقاتي و نظير آن هستند. پروژههايي که از بيرون دانشگاه توسط اساتيد به داخل دانشگاه هدايت ميشوند و اغلب هم به همراه خود پول و يا امتيازاتي را براي دانشگاه به ارمغان ميآورند. پروژههايي که توسط دانشجويان انجام ميشوند و از آنها افرادي زبردست و آشنا با محيط بيرون دانشگاه ميسازند. مهندسي برق و کامپيوتر مملو از چنين پروژههايي است و اساتيد با پارتي، زبردستي، هوش، تجربه و ديگر مهارتهاي خود آنها را از بيرون ميگيرند اما ....
پروژهها زوايايي مختلفي از عملکرد اساتيد را به تصوير ميکشند که با درک آنها ميتوان به تفکرات استاد، توان استاد، ارزشي که استاد براي دانشجويان (شايد هم علم) قائل است و غيره پي برد. اما مهمترين مسئلهاي که اساتيد برق و کامپيوتر بايد مد نظر قرار دهند اين است که دانشجو (نرمال و نه آنرمال) در انتهاي فراغت از تحصيل بايد توان و دانش لازم براي روبرو شدن با مسائل محيط (علمي و/يا صنعتي و/يا تخصصي) خود را داشته باشد.
خوب
- دانشجو درس رو عملي پاس ميکنه و درس بر مويرگهاي ذهنش حک ميشه!
- هم استاد و هم دانشجو پولي گيرشون مياد
- اگه پروژه در راستاي پاياننامه باشه، کارش تو پاياننامه راحته و تسلط داره
- اعتبار استاد و دانشگاه هر دو بالا ميره (البته اگه پروژه موفق باشه!)
- استاد با علم عملياتي روز آشنا ميشه!
- دانشجو پس از فراغت از تحصيل براي انجام کار گيج نميزنه!
بد
- استاد کل کار رو به دانشجو ميسپاره و خودش فقط خروجيها رو نگاه ميکنه و پولش رو ميگيره!
- دانشجو فقط دو دره کردن پروژه رو از استاد ياد ميگيره (با کمي خاليبندي!) البته اگه دانشجو متعهد باشه، فشار زيادي بهش ميآد
- استاد به نام انجام پروژه، کلاس درس رو دو در کنه و کلاسهاش بيکيفيت بشه! (برخي استادها اصلاً تو دانشگاه ديده نميشند، برخي فقط سوسوک ميکنند!)
- مفهوم درس زير سوال ميره و همين بر مويرگها حک ميشه!
- اعتبار خود استاد جهنم!، اعتبار دانشگاه و دانشجوهاش به باد ميره! (دانشجو: مال فلان دانشگاهي؟ فلاني استاد شماست، عجب آدم پيچيه! اين بشر، خيلي سوتيه!)
زشت
- استاد، توان (مجموعهاي از دانش، تجربه، شجاعت، هوش و غيره) پروژه گرفتن رو نداشته باشه و خودش رو توجيه کنه (و يا ديگران رو به داشتن پارتي متهم کنه!)
- استاد تنها به زاويه بد پروژهها نگاه کنه!
- استاد، دانشجوها را ضعيف بدونه و اونها را لايق انجام پروژه ندونه (اگه دانشجو ضعيفه، محصول کار شما و همکاران شماست)
- استاد، عوامل زيادي مثل دانشگاه و مسائل حاشيهاي رو در پروژه نگرفتن دخيل بدونه و هيچ تحرکي نشون نده!
- استاد غرق در مقاله دادن باشه (تازه اون هم کپي، پيست مقالات) و به کار اجرايي دانشجوها اهميتي نده! (استادي را تصور کنيد که نه خوب درس ميده، نه مقاله خوبي ميده و نه پروژه ميگيره!)
مطمئناً مسائل ديگري نيز در پروژه گرفتن و يا نگرفتن اساتيد دخالت دارند، که در اينجا فقط قسمت کوچکي از آنها را مورد بررسي قرار داديم. کلام آخر اينکه، پروژه خوبه (يا بده) اما به اندازش.
موافقان: پروژه يعني دانش روز، پول، اعتبار، تجهيزات، توانايي، حرکت.
مخالفان: پروژه يعني دودر کردن، کلاس بيکيفيت، خاليبندي، بي خيالش!
نظر شما چيه، اساتيد رو تشويق کنيم پروژه بگيرن، يا اينکه بريم زيراب پروژه گرفتن رو بزنيم؟
۲ نظر:
خيلي عالي بود . بازهم ادامه بديد!
یکمی هم از اساتیدی بنویس که همیشه بودن و هستند, و بعد از 12 , 13 سال از فارغ التحصیلیشان یک مقاله متوسط (منظور من چاپ چیزی است که ایده در آن باشد) ژورنال هم ندارند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی طرف 12 , 13 سال است که ایده مهمی در زمینه کاریش نداشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس به دانشجو بگو اون یکی استاده که مقاله خوب نمی ده, مزیتش اینه که حداقل واسه یه دفعه فرمت فلان ژورنال معتبر را دیده !!!
پس تعهد صرف که فایده نداره - استاد متعهد و با ایده خوبه - نه !!! ؟
در کل هم کارت بیسته - حرف نداری
ارسال یک نظر