به نام خداوند جان آفرين
نکته مهمي که نبايد با نقد کردن عملکرد يکسان دانست، توهين و تعرض گستاخانه به مقام استاد است. نقد کردن شجاعانه و عادلانه با تعرض و توهين تفاوت دارد. ما ميتوانيم عملکرد اساتيد را مورد نقد قرار دهيم و نظرات واقعبينانه خود را بيان نمائيم اما حق نداريم به اساتيد توهين نمائيم. توهين و تعرض به استاد در هيچ فرهنگي و به هيچ گونهاي پذيرفته نيست.
در اين وبلاگ قصد توهين به هيچ استادي را نداشتيم و نخواهيم داشت. قرار نيست شمشيري به دست بگيريم و با اولين اشتباه فرد را قرباني کنيم و يا جنگ استاد و دانشجو راه بياندازيم. هدف، بيان رفتارهاي دانشجو گريز اساتيد، نظرات و ديدگاههاي مختلف نسبت به آنها و چارهانديشي براي آنهاست. دستهبندي اساتيد، امتيازدهي به آنها و نظاير آنها فراتر از حد اين وبلاگ و کار کارشناسي وسيعي ميطلبد.
در اين وبلاگ از نوشتن نام اساتيد و بياني که سبب شناسايي آنها شود، پرهيز ميشود و تنها عملکرد مورد نقد قرار ميگيرد، چرا که استاد با دانستن نظرات مختلف ميتواند خود را اصلاح نمائيد، البته در صورتيکه بخواهد خود را اصلاح نمايد و نيازي به بردن نام استاد نيست.
بهرحال، ما از نوشتههاي منصفانه، متفکرانه و دوستانه همه دانشجويان استقبال ميکنيم.
نکته مهمي که نبايد با نقد کردن عملکرد يکسان دانست، توهين و تعرض گستاخانه به مقام استاد است. نقد کردن شجاعانه و عادلانه با تعرض و توهين تفاوت دارد. ما ميتوانيم عملکرد اساتيد را مورد نقد قرار دهيم و نظرات واقعبينانه خود را بيان نمائيم اما حق نداريم به اساتيد توهين نمائيم. توهين و تعرض به استاد در هيچ فرهنگي و به هيچ گونهاي پذيرفته نيست.
در اين وبلاگ قصد توهين به هيچ استادي را نداشتيم و نخواهيم داشت. قرار نيست شمشيري به دست بگيريم و با اولين اشتباه فرد را قرباني کنيم و يا جنگ استاد و دانشجو راه بياندازيم. هدف، بيان رفتارهاي دانشجو گريز اساتيد، نظرات و ديدگاههاي مختلف نسبت به آنها و چارهانديشي براي آنهاست. دستهبندي اساتيد، امتيازدهي به آنها و نظاير آنها فراتر از حد اين وبلاگ و کار کارشناسي وسيعي ميطلبد.
در اين وبلاگ از نوشتن نام اساتيد و بياني که سبب شناسايي آنها شود، پرهيز ميشود و تنها عملکرد مورد نقد قرار ميگيرد، چرا که استاد با دانستن نظرات مختلف ميتواند خود را اصلاح نمائيد، البته در صورتيکه بخواهد خود را اصلاح نمايد و نيازي به بردن نام استاد نيست.
بهرحال، ما از نوشتههاي منصفانه، متفکرانه و دوستانه همه دانشجويان استقبال ميکنيم.
۷ نظر:
خیلی خوشحالم از به راه افتادن این وبلاگ، و امیدوارم موفق باشید در رسیدن به اهداف وبلاگ.
به نظرم در فرهنگ ما بیش از حد تاکید روی مفهوم «حرمت استاد» وجود دارد، تا حدی که حاضر نیستیم به صورت علنی در مورد عملکرد اساتید صحبت کنیم. این اشتباه است، و باعث تشدید وضع فعلی که اساتید حس میکنند هر کاری که کردند امکان انتقاد به آنها وجود ندارد میشود. امیدوارم وبلاگ شما درگیر چنین محافظه کاری هایی نشود.
کاملا با محمد موافقم. من هم احساس می کنم خیلی از استاد ها پشت این سپر احترام پنهان می شن و هر کاری دلشون میخواد میکنن. البته فقط هم علت صحبت نکردن دانشجوها احترام نیست. ترسه. محمد آقا این روزا اگه یه سری به دانشکده قدیمت بزنی می بینی که چه شلم شورباییه. دانشکده شده یه پادگان نظامی. آقایون روسا هم افتادن به جون هم و جالب این که خیلی وقتا خورده حسابها رو با دانشجوهای استاد رقیب تسویه می کنن. وقتی به دانشکده سر میزنم دلم برای چهار راه قلی زاده و آکواریوم و ساختمون جنب دستشویی مسجد تنگ میشه. خبری توش نبود، ولی استادها هنوز استاد به نظر میومدن.
دوستان محترم؛
ضمن تشکر از وقت و حوصله ای که صرف می کنید؛ ذکر چند نکته شاید مفید باشد:
در وبلاگ اساتید علیه ... نام چند مجله آمده است - بصورت نامشخص به چند نفر اشاره شده است و ...
من موافق ماهیت تمام موارد اشاره شده هستم ولی, آیا تصور نمی کنید اساتید دیگری نیز هستند که مشکلاتی دارند ؟
چرا کسی از دانشجویان دکتری صحبت نمی کند که به واسطه رابطه خوب با فلان مسئول دانشگاه یا دانشکده جای دیگری را گرفته اند ؟ چرا اساتیدی که به استاد دیگری اعتراض می کنند از این نکته چشم می پوشند ؟
آیا این نکته باعث در خطر افتادن موقعیت خودشان می شود ؟؟؟
چرا آقای دکتر ... (... هر کسی می تواند باشد) وقتی در باره دکتر یا مهندس ... می نویسد علمدار صحت و سلامتی است ولی وقتی به معاون دانشگاه یا دانشکده برمیخورد که او هم چنان و چنین کرده حقیر و بی زبان می شود ؟؟؟؟
چرا استاد X برای کوبیدن Y حاضر است حتی برای مدت بعضا طولانی با Z که غرق در تقلب است همصدا شود ؟؟؟؟؟
یک سوالی که فکر کنم رسوا کننده مدعیان باشد :
یک مجموعه شامل یک استاد (که بعضا رفتار ناشایست علمی دارد) و یک دانشجوی بالاتر یا در سطح میانگین کیفیت در دوره تحصیلات تکمیلی داریم
استاد مورد نظر دارای لابی پر قدرتی در دانشکده و دانشگاه است طوری که اگر بدل بگیرد بشود ... (خواهشا از این فرض صرفنظر نشود)
دانشجو حق دارد استاد خود را تغییر دهد, این حق در همه جای دنیا با دلیل آوردن دانشجو محترم است
پس از اینکه دانشجو رفتار ناشایست مذکور را دید, مخفیانه درخواست خود را به جلسه ارائه می دهد ........ استاد مذکور هم در جلسه نیست ولی دارد کسی را در جلسه ! ......
استاد محترم, خود را در جلسه فرض کن, میدانی که دانشجو حقیقتا درست میگوید ...... میدانی که استاد مذکور همانی است که تو تصور می کردی !!! ..... میدانی که او لابی قوی در دانشگاه یا دانشکده دارد ...... شما هم تا الان زندگی بی سر و صدای علمی یک مقاله-یک سال داشته ای .... با کسی هم دعوا نداشته ای !
حالا یک دانشجوی بی استاد داریم (چون استاد اولی اگر هم جلسه درخواست رو رد کنه خودش نمیگذره !!!)
سوال کلیدی : آیا شما حاضرید به او تز بدهید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من، نظر يک رهگذر قابل بيانه، به شرطي که خود ايشان قدم رنجه کنند و ماجرا را شرح بدن. من از اين موارد ديدم و ميدونم کم نيستند.
دو سال پیش در دانشکده مهندسی یکی از دانشگاههای معتبر که بنده هم ارتباطی با آنجا دارم موضوعی را به چشم دیدم که باورش در حال عادی سخت و لی در موقعیت فعلی دانشگاهها و اساتید ما بسیار هم قابل باور است, صلاح دیدید در قسمت اصلی سایت بگذارید:
دانشجوی تحصیلات تکمیلی تقلب در تز نویسی میکند .
دقیقا کپی تز از دانشگاه دیگری . استادش موضوع را می فهمد و گزارش می دهد
خلاصه موضوع بگوش همه می رسد ولی چرا زیر سیبیلی رد می شود و دانشجو با سربلندی دفاع می کند !
پاسخ بسیار روشن است :
1. دانشجو یه جورایی جز خودی هاست ! چه جوریش و اگر بگم شاید توهین به بقیه که بسیار محترم هستند بشود
2. استادی پیدا می شود که حاضر است برای خودنمایی پیش رئیس ها و معاونین و ... - که آنها هم به نوع دیگری خودی هستند - هر کاری بکند
3. داوری هم بدینسان یافت می کنند که یا بی خبر است یا او هم ..
4. مدعیان (که فکر می کنم مثلشان مثل, مثل فلانی زیر بار زور نمی ره باشه) بله, مدعیان هم همه یا سعی می کنند نباشند یا به صورت غیر منتظره ای خاموش می شوند
5. دانشجو هم علاوه بر دفاع در دوره دکتری دانشگاهی دیگر پذیرفته و با خوبی و خوشی به راه انشالله سلامت علمی ! خود ادامه می دهد
پس اساتیدی مدعی داریم که اگر حقیقت با منافعشان برخورد کند از حقیقت چشم می پوشند نه از منافعشان و بعد هم .. دوباره
از اساتید سوال کنیم :
چرا شما ضد قانون امتیازات رسمی قطعی اعضاء هیات علمی عمل نمی کنید ؟
طبق این قانون استاد فوق لیسانس یا دکتری n سال پیش بدون نیاز به بروزسازی خود می تواند سالها مثلا استاد باشد ! حداقل چیزی که ما داریم می بینیم این را میگه
آیا میزان ضرری را که همچنین استادی در تربیت دانشجوی بی گناه بی سواد می زند کسی حساب می کند ؟
استادی که تا جابه جاش می کنی صدایش گوش فلک را کر می کند ؟
آیا اگر اساتید خود فکری به حال این وضع بکنند به منافعشان ضربه می خورد یا منافع عده کمی در خطر افتاده و عده زیادی از بالارفتن سطح علمی دانشگاه و دانشکده سود می برند !
بنده خود غرق عیبم و از اینکه در باره عیب بقیه بنویسم شرمنده می شوم ولی
گاهی اوقات که مدعیان از متقلبان, منافقتر می شوند
نمی توانم جلوی خود را گرقته و ننویسم. باز هم شرمنده ام اگر بی ادبی شد به کسی ! نماز و روزه ها هم قبول حق
اين مطلب شما درسته و من هم يک نمونه از اين مورد رو ديدم. در صورتيکه مايليد اسم شما مخفي بمونه، ميتونيد مطلب خود رو به اي ميل من بفرستيد و من به عنوان پست جديد درج خواهم نمود. البته بايد شفافتر و دقيقتر باشه
پس همون موردی که مد نظر دارید را بنویسید
تا بنده در فرصتی مناسب شرح ماجرا را برایتان ارسال کنم
ارسال یک نظر