۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

اينجا دانشگاه است!

به نام خداوند جان آفرين


اينجا دانشگاه تهران



اينجا دانشگاه صنعتي اصفهان



اينجا دانشگاه شريف

اينجا دانشگاه شيراز
http://www.landofpersia.com/article.php?id=38439

اينجا دانشگاه بابل
http://www.youtube.com/watch?v=3x6eInxhzJc

اينجا دانشگاه شهيد بهشتي
http://www.youtube.com/watch?v=lPpKGjPhEok

اينجا دانشگاه بوعلي سيناي همدان
اينجا دانشگاه تبريز
اينجا دانشگاه مازندران
اينجا فردوسي مشهد
اينجا دانشگاه پلي تکنيک
اينجا دانشگاه اروميه
اينجا دانشگاه اصفهان
...
...

اينجا دانشگاه است

اينجا مهد علم و دانش است. اينجا قلب تفکر اولين کشور قانون‌مدار تاريخ است. اينجا همان جايي است که حسابي‌ها، چمران‌ها را پرورش داده است. اينجا محل پرورش همه کساني است که در حال حاضر ادعا مي‌کنند، استادند. اينجا محل پرورش همه دانشجوياني است که دل به درياي خروشان مردم مي‌زنند و به‌دنبال حق هستند. اينجا جايي است که ما مچ متقلب مي‌گيريم، باور کنيد! اينجا جايي است که اگر کسي دروغ بگويد، رسوا مي‌شود!
اما،
  • چه شده که دانشجوي متقلب را مردود مي‌کنيم، اما رئيس متقلب را با سکوتمان حمايت مي‌کنيم!
  • چه شده دانشجويان را به مطالبه حق تشويق مي‌کنيم، اما براي بدست آوردن بزرگترين حق‌شان از آنها حمايت نمي کنيم!
  • چه شده وقتي به دانشگاهي حمله مي‌شود، از آن دفاع نمي‌کنيم!
  • چه شده که از همکاران مستحق خود دفاع نمي‌کنيم!
  • ...

در حال حاضر، هزاران اما و اگر براي اساتيدي که سکوت اختيار کردند، وجود دارد.
آيا ترس درس جديد اساتيد ماست؟
آيا بايد اين درس را هم فرا گيريم؟
آيا آنها هيچ روشي براي ابراز حمايت ندارند؟

۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

سيستم توليد دانشجو!

به نام خداوند جان آفرين

با تشکر از همه دوستاني که به اين وبلاگ سر مي‌زدند و دست خالي مي‌رفتند و ما را شرمنده خويش نمودند.

در حال و هواي اين روزهاي کشور ما، نکته‌اي بسيار ظريف مطرح است و آن اين است که آيا سيستم کنوني آموزش ما مي‌تواند دانشجوياني توانا و دانا و کارآمد براي کشور ارائه دهد؟
دانشجوياني که همچون دانشجويان سال‌هاي اول انقلاب دانش و اعتماد به نفس خود را در اختيار رشد و ترقي کشور قرار مي‌دادند. (هرچند خودشون هم بي نصيب نمي‌موندند)
به نظر مي‌رسد، سيستم توليد دانشجويي که در حال حاضر در کشور وجود دارد، دانشجويان را به بيرون از کشور هل مي دهد (البته جديدا يکي از مسئولين کشور صحبت‌هايي داشتند که خارج کشور با داخل کشور فرقي نداره و مفهوم فرار مغزها را به کلي منتفي دانست!) در پي سوال بالا، سوالاتي نظير سوالات زير نمايان مي‌شوند:
  • نقش اساتيد ما دراين سيستم چيست؟
  • آيا اساتيد ما به چنين سيستمي عادت کرده‌اند يا توانايي تغيير آن را ندارند؟
  • ما چگونه رفتار کنيم؟
آيا ما باز هم مي‌توانيم از دانشجويان امروز، افرادي چون مهندس موسوي، خاتمي، کرباسچي، همت، باکري، چمران و يا اساتيد بزرگ ديگري که در کشور ياخارج کشور وجود دارند، توليد کنيم؟