۱۳۸۷ مهر ۱۱, پنجشنبه

نگاه مجدد

به نام خداوند جان آفرين

همواره مسائل دانشجو، دانشگاه و استاد با حاشيه‌هاي زيادي همراه بوده و هست. اين بدين خاطر نيست که اين سه نقطه تشکيل‌دهنده مثلث پيشرفت علم دنبال حاشيه هستند، بلکه بدين معني است که سيستم ارتباط بين اينها به خوبي تعريف نشده است. با توجه به پست‌هاي قبلي آقاي هدايتي، تجربياتي که در اين مدت کم به دست آورديم و صحبت‌هايي که با دوستان شد، ذکر چند نکته ضروري است:
- همانطور که آقاي هدايتي در پست قبلي گفتند، اساتيد هم قابل اصلاح هستند اما شايد منظور اصلاحي که ما و ايشان در نظر داريم، با اصلاحي که برخي فکر مي‌کنند، کمي تفاوت داشته باشد. منظور از اصلاح يک شکل کردن خصوصيات و رفتارهاي همه اساتيد نيست، بلکه بيان راه‌حل‌هايي براي بهبود عمکلرد آنها و نيز سيستم آموزش و پژوهش دانشگاه است. چرا که اساتيد به عنوان جزئي از اين سيستم هستند و شايد آنها نيز از اين سيستم آسيب مي‌بينند.
- برخي از دوستان ما در خارج از دانشگاه فکر مي‌کنند، اصلاح اساتيد، سيستم دانشگاه، تقلب و ... تنها متعلق به دانشگاه، دانشجويان و اساتيد است، در صورتيکه سيستم آموزش و پژوهش يکي از مهمترين سيستم‌هاي جامعه است، که اغلب جامعه با آنها به صورت مستقيم و قشر بسيار کمي بصورت غيرمستقيم با آن درگير هستند. بنابراين اصلاح اين سيستم تاثير بسزايي بر سيستم جامعه دارد، از اين منظر حرکت اساتيد عليه تقلب و نظاير آن قابل تقدير است.
- برخي از دوستان بر عدم تاثير اين وبلاگ و حرف‌هايي که در اين وبلاگ زده مي‌شوند بر اساتيد سخن مي‌رانند، و تاثير آن را مشابه راه رفتن مورچه در شب بر سنگ سياه مي‌دانند. ما هم مي‌دانيم که در حال حاضر تاثير تا اين ميزان است، اما بهرحال روزي در راه است و سنگ سياه هم به انتها خواهد رسيد. اثر اين وبلاگ به همکاري و همراهي افراد مختلف و در بلندمدت است. کمترين اثر اين وبلاگ را در کامنت پست «دکتر، از مقاله خوشش اومده» مشاهده کنيد که دوست محترمان به عنوان ناشناس! کامنت گذاشته و ما هم او را نشناختيم!
- نکته آخر در مورد روند حرکتي وبلاگ است. مسلماً ما هم مثل شما به اين فکر نمي‌کنيم که تا ابد به نوشتن مثال‌ها و نمونه‌ها بپردازيم، (هرچند که به اندازه کافي مطلب داريم)، ما از مثال‌ها شروع کرديم، اما با مثال‌ها ادامه نخواهيم داد و همانظور که در چند روز آينده مشاهده خواهيد کرد به سمت بيان مشکلات و راه‌حل‌ها خواهيم رفت. هرچند از مثال‌ها و نمونه‌هاي جالب از هر دانشگاهي غافل نخواهيم ماند.
ما از همياري دوستان به هر زباني استقبال مي‌کنيم.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

قربونه اون مورچه و سنگ سیاه تو بریم ما همه,,,
روی سنگ نه و زیر سنگ !!!
ته چاه ش را هم فراموش کردی فدات شم !!!

پس با این حساب شد:

مورچه سیاه, زیر سنگ سیاه, ته چاه, توی شب !!! که زیادم مهم نیست

چون مورچه راه نمی ره,,, "مرده"