۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

دانشجوي متقلب يا متقلب دانشجونما

بنام خداوند جان آفرين
کمتر کسي وجود دارد که دانشجو شده باشد و قضيه معروف مرغ و تخم مرغ را نشنيده باشد. واقعاً اول مرغ وجود داشت يا تخم مرغ؟ مسلماً مرغ. چرا که اگر مرغ وجود نداشته باشد کلمه تخم مرغ هم ايجاد نمي‌شد. بالطبع جواب به اين راحتي مي‌تواند برخي را قانع کند و برخي بسيار را قانع نمي‌کند. اما مطمئناً سود ما اغلب ما آدميان در اين نيست که مسئله را حل کنيم، سود ما در استفاده از تبديل مرغ به تخم مرغ و بالعکس است. به عبارت بهتر، ما هم از مرغ، هم از تخم مرغ و هم از تبديل اين دو به هم استفاده مي‌کنيم.
قضيه دانشجوي متقلب، دانشجوي تنبل و ... هم مانند قضيه مرغ و تخم مرغ است. آيا ابتدا دانشجويان پاک بودند و سپس متقلب شدند، يا از ابتدا آنها متقلب بودند و سپس دانشجو (يا بقول برخي دانشجونما) شدند. همينطور در مورد اساتيد هم همينطور مي‌توان بيان نمود. بهرحال، اين مسئله براي برخي اهميت دارد که واقعاً کداميک در ابتدا بوده‌اند، چرا که با دانستن آن مي‌توان نقص را در نطفه رفع نمود و همه را نجات داد.
مسئله مهمتر در مورد دانشجو و استاد متقلب اين است که حالا چگونه آن را رفع کنيم که بيش از اين ضرر نکنيم. اينجاست که پاي نفر سوم هم وسط مي‌آيد و آن هم سيستم متقلب است. در واقع، اوست که مقصر اصلي است. مهم نيست که شما در ابتدا آدم پاکي بوده باشيد و يا آلوده، شما در يک سيستم متقلب خواه و ناخواه گرفتار خواهيد شد چه به جرم بدنامي چه به جرم خوشنامي!. با بسط مسئله خواهيد ديد که مهم نيست که يک نفر را پيدا نموده‌ايم که تقلب زده است و حال در بوق و کرنا کنيم که فلاني تقلب کرده است، مهمتر اين است که به سمت تعمير سيستم تقلب رويم.

اين چه ربطي به ما دارد!

مسئله اينجاست که اساتيد فکر مي‌کنند که اين دانشجويان هستند که آنها را دودر مي‌کنند، يا درس نمي‌خوانند و تقلب مي‌کنند و .... و دانشجويان هم فکر مي‌کنند که اين اساتيد هستند که بد درس مي‌دهند، سواد ندارد، .... . اينجا هم نفر سومي به نام سيستم نمره‌دهي مناسب وجود دارد. سيستمي که از طرف استاد بيان مي‌شود و از طرف دانشجو رعايت مي‌شود. همانطور که از مطلب پست پيشين دوستمان آقاي قبله مي‌توان درک نمود، وقتي استادي سيستمي را تعريف مي‌کند و بدان پايبند نيست، يا وقتي سيستم او آنقدر بي‌قاعده است که معيارهاي سنجش دچار تشکيک مي‌شود، بالطبع دانشجو هم بهره‌برداري مي‌نمايد و يا از آن ضرر مي‌بيند.
اولين کارهايي که هر استاد در زندگي حرفه‌اي خود بايد انجام دهد، ايجاد يک سيستم نمره‌دهي مناسب است. اغلب اساتيد ما به تجربه اين کار را بلدند. سيستم مناسب مي‌تواند چنين خصوصياتي داشته باشد:
1- به اندازه کافي حاوي جزئيات نمره باشد.
اينکه گفته شود، «20 درصد تمرين، 30 درصد ميان‌ترم و 50 درصد پايان‌ترم» بسيار کلان است. حالات زير را در نظر بگيريد:
- دانشجو تمرينات و ميان‌ترم را کامل گرفته و در پايان‌ترم به دليل سردرد يا مشکل ديگري که شما از آن اطلاع داريد و مي‌دانيد دانشجوي خوبي است، نمره بسيار پائيني آورده!
- دانشجو تمرينات هفتگي شما را به يکباره در انتهاي ترم تحويل مي‌دهد!
- دانشجو تمرينات را انجام نداده، ميان‌ترم نمره ضعيفي گرفته، پايان‌ترم نمره بسيار خوبي گرفته!
در هر يک از حالات فوق و حالاتي از اين قبيل مجبوريد شرايطي را به عبارت خود بيافزائيد، و اين بدين معني است که سيستم شما مناسب نيست
(بقيه در پست بعدي)

۲ نظر:

ناشناس گفت...

سلام استاد خوبم
به نظر من نمره دادن باید عادلانه باشد مثلا من به مژده کاظمی ساختمان داده رو درس دادم چون یک بار افتاده بودم وو بیشتر از کاظمی بلد بودم ولی مژده قبول شد ولی من بازم افتادم ,اون زمان از شما ناراحت بودم چون این موضوع باعٍث شد من 6 ترمه درسم رو بخونم و...
ولی حالا از شما ناراحت نیستنم چون هر چی بوده گذشته
پرستو قمصری

Unknown گفت...

اين اتفاق براي خودم نيز افتاده که به کسي درس بدم و نمره خودم ازش کمتر بشه، يا اون درس رو پاس نکنم!