بنام خداوند جان آفرين
- (بعد از ارائه مقاله توسط دانشجو)
- سلام. چرا مقالهات اين همه اشکال داشت؟ خيلي ضعيف بود؟
- ما همين طوري فرستاديم به کنفرانس، پذيرش شد!
- خب، خودتو خراب کردي، اين مقاله بهرحال چاپ ميشه و تو ضايع ميشي!
- ديگه! مجبور بودم مقاله بدم. دکتر ... گفته بود براي پاس کردن درس بايد مقاله داشته باشي!
- ....
نه دلاور، اين مکالمه واقعيه! خبر نداري!
همه انسانها به فکر پيشرفت و ارتقاء رتبه و درجه خودشان هستند در هر زمينهاي. اساتيد نيز مانند جدا از اين مسئله نيستند. روند فعلي پيشرفت اساتيد با استفاده از مقالات و کارهاي علمي و پژوهشي است که بهرحال در قالب مقاله ارائه ميشود. استاد به معناي واقعي ابتدا مربي بوده و سپس با ارتقاهايي که نصيبش ميشود به درجه استادي ميرسد. اما سکوي پرتاب استاد به درجه بالاتر دانشجويان و صد البته خودشان هستند. هدايت درست دانشجويان، انتخاب زمينههاي پژوهش خوب، فعال بودن در زمينه مورد نظر و ... همه و همه سبب ميشود تا دانشجو نيز بتواند در آن زمينه فعال شده و در انتهاي ترم و يا يک سال مقاله مناسبي و شايستهاي ارائه نمايد.
اما آيا واقعاً روند اين گونه است؟ يا ...
واقعيت اين است که اساتيد تنها از دانشجويان مقاله ميخواهند خصوصاً در سطح تحصيلات تکميلي. البته اين موضوع در سطح کارشناسي تبديل به پروژههايي ميشود که دانشجويان براي پاس نمودن درس و يا پاياننامه براي اساتيد انجام ميدهند. برخي اساتيد ما عدم توانايي خود در نوشتن مقاله، نوآوري و فعال بودن خود را به سطح خود مربوط ميدانند و اين طور فکر ميکنند که چون استاد هستند فقط بايد ناظر باشند (حتي برخي نظر هم نميدهند!، مثل دوستان ما در اين وبلاگ!) و دانشجويي که با آنها درس برداشته، هر نوعي مقالهاي را که در اين زمينه ارائه ميدهد بايد نام متبرک استاد را در ابتداي مقاله قرار دهد. حتي برخي اساتيد ملاک نمره و پاس کردن درس را مقاله ميدانند! (باور کن!)
به نظر شما علت وجود مقالات بقول معروف درپيت چيست؟
وقتي استاد شما از شما مقاله ميخواد، شما چيکار ميکنيد؟
۱ نظر:
با آن استاد درس بر نمی دارم.
به دانشکده گزارش می دهم.
ارسال یک نظر