از وقتی که این http://profs-against-plagiarism.blogspot.com/2008/10/blog-post_23.html منتشرشده میخواستم در این مورد پستی بزارم فکر میکنم امروز برای اینکار خوب موقعیه!
هر وقت که پای تقلب پیش میاد معمولاً اساتید بیتقصیر محسوب میشوند و متقلب دانشجو است! فکر میکنید چرا؟ دلیلش ساده هست! معمولاً کسانی که این موارد را بررسی میکنند به یکدیگر به دید همکار نگاه میکنند منظورم نه فقط همکاری استاد با استاد بلکه همکاری متقلب با متقب است. معمولاً در ایران ساختارهای معیوب اینجوری شکل میگیرد و ادامه حیات میدهند. در سوی دیگر جریان یک دانشجوست که دیریا زود رفتی هستش و با این بلا که سرش میآید دیگر خیال همه هم راحت است که فردا آدم مهمی نمیشود تا جبران کند! شکستن کاسه کوزه بر سر دانشجو منطقی به نظر میرسد!
در حالی که اگر واقعیت امر را نگاه کنیم بسیاری از مواقع هنگامی که تقلبی رخ میدهد (در ادامه یک مثال میآورم) ممکن است دانشجو حتی نداند که در حال تقلب است ولی آیا در برای استاد هم این امر موجه است؟! در بسیاری از موارد اساتید به این دلیل که در جریان انجام کارها نیستند مدعی میشوند که در جریان کارها نبودهاند که عذر بدتر از گناه است. یه مثال در موردی که خودم از نزدیک در جریان بودم میاورم:
در مسابقات روبوکاپ سالها پیش به تیم دانشکده گیر داده شد که شما چرا از باگ سرور شبیهساز استفاده کردهاید. به نظر اعضای تیم و من به عنوان فرد ثالث این قضیه اصلاً تقلب به نظر نمیرسید. من سالها بعد فهمیدم که خواندن ویا بررسی سورس سرور و نوشتن برنامه بر اساس آن (کاری که بسیاری از تیمهای ایرانی در مسابقات انجام میدهند) تقلب است و اصلاً نفس حرکت علمی مسابقه را نقض میکند! از دانشجویانی که این کار را نا دانسته انجام دادهاند اصلاً نمیشود انتقاد کرد ولی آیا نباید مربی تیم در جریان کار دانشجوها باشد؟ کسی که بطور ثابت سالها در مسابقات شرکت میکند احتمالاً بایستی با این مسائل آشنا شده باشد.
می توانید تصور کنید که مربی تیم در حدی از امورات داخل تیم بدور بوده که علت اصلی اینکه تیم آنها به طور فوق العادهای داشته نتیجه میگرفته را نمیدانسته! یعنی از لحاظ علمی در این زمینه مطالعه ویا آشنایی ندارد! آیا اساتیدی که گروههای عملی را هدایت میکنند هیچ مسئولیتی غیر از حمایت معنوی تیمها ندارند؟؟؟؟
می توانید تصور کنید که مربی تیم در حدی از امورات داخل تیم بدور بوده که علت اصلی اینکه تیم آنها به طور فوق العادهای داشته نتیجه میگرفته را نمیدانسته! یعنی از لحاظ علمی در این زمینه مطالعه ویا آشنایی ندارد! آیا اساتیدی که گروههای عملی را هدایت میکنند هیچ مسئولیتی غیر از حمایت معنوی تیمها ندارند؟؟؟؟
۳ نظر:
من با نظر امير موافقم، برخي اساتيد ما، مسئوليتهاي خودشون رو نميپذيرند و آنها رو برعهده دانشجوهاي اغلب کم تجربه ميزارند و به همين دليل اشتباهات رو هم گردن اونها ميندازند.
تقلب کردن دانشجوهامخصوصا در زمان نوشتن مقالات نمونه بارزي از عدم آگاهي اونهاست. حتي برخي از دانشجويان کارشناسي ارشد ما هم نميدونند چه چيزي تقلبه و چه چيزي تقلب نيست، و فکر ميکنند هر چي رو استاد تائيد کنه حتماً تقلب نيست!
ای بابا یادش بخیر!
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
ارسال یک نظر