به نام خداوند جان آفرين
مطلبي که توسط دکتر جابريپور در وبلاگ اساتيد عليه تقلب نوشتهاند، به نام «فرد متقلب در بینش مشکل دارد یا در گرایش؟» در خور توجه است. فهرستي که ايشان در نوشتار ارائه دادهاند، به اين نکته برميگردد که همه افراد دانشگاهي به نکاتي ديگر به جز مقاله نيز توجه ميکنند. اين نکات فرعي (شايد هم اصلي) است که باعث ميشود اساتيد قويتر و يا ضعيفتر جلوه کنند و در واقع همين نکات است که بايد در کنار خروجي کار استاد به عنوان معياري براي ارتقاي اساتيد در نظر گرفته شوند.
چه بسا اساتيدي که درس دادن آنها محبوب دانشجويان بوده و دانشجويان براي حضور در کلاسشان انتظار ميکشند ولي داراي مقالات بسيار کمي هستند. اين قبيل اساتيد توانايي و زماني را که بايد براي مقالات خود صرف کنند تا ارتقا بگيرند را نيز صرف دانشجويان و افزايش کيفيت تدريس ميکنند. کيفيت تدريس و مواردي که در فهرست دکتر جابري پور وجود دارند، چگونه ارزيابي ميشود و در نظر گرفته ميشوند.
واقعاً تفاوت بين استادي که عمر خود را صرف تدريس بهتر نموده است با استادي که تنها مقاله ميدهد، چيست؟
۲ نظر:
دوستمان به نکته جالبی اشاره کردهاند. یادمه زمانی که داشتم apply میکردم داشتم یه مقاله میخوندم که استادها دو دسته هستند یکی اساتیدی که خوب تدریس میکنند و دیگری اساتیدی که کار تحقیقاتی خوب انجام میدهند و نکته مهم این بود که برای دانشجویان فوق و مخصوصاً دکترا بایستی استادانی که در تحقیق بهتر هستند را به عنوان استاد راهنما انتخاب کنند.
به طور طبیعی استادهای توع اول هم استادهای بدی نیستند! حداقل برای گرقتن درس بسیار خوب میباشند!
مهم است که فرق بین اساتید رو هنگام گرفتن درس و هنگام انتخاب استاد تشخیص دهیم.
باسمه تعالی- فکر می کنم یکی از ملزومات تدریس خوب بخصوص در سطج کارشناسی ارشد و دکتری بروز بودن است. لازمه آن نیز بررسی مداوم آخرین پژوهش های مربوط به موضوع درس است. هرگاه با این آمادگی سر کلاس رفته ام بیشتر توانستم تعامل دانشجویان را برانگیزانم. جرقه های اولیه خیلی از پژوهش های انفرادی یا با مشارکت دانشجویان در همین کلاس ها زده می شود. از این رو تصور می کنم تدریس خوب از این زاویه بروز بودن منجر به پژوهش خوب و مقاله خوب نیز می شود. البته معیارهای دیگر برای تدریس خوب از قبیل عدالت، خوش بیانی، خوشروئی و...نیز مهم اند.
ارسال یک نظر