۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

اجازه استاد! من هم حرفي دارم‌

به نام خداوند جان آفرين

رابطه استاد و دانشجو در ايران، متفاوت با همه جا

تهران، دفتر مديرگروه... دانشكده هنر: «قابل توجه دانشجويان محترم، خواهشمند است براي انجام هر گونه كار اداري و رسيدگي به تمامي درخواست‌‌ها، به دفتر گروه مراجعه و از هر گونه مراجعه مستقيم به دفتر مديريت گروه جدا خودداري كنيد»

تهران، دفتر مديرگروه... دانشكده علوم انساني: «دانشجويان عزيز، ملاقات با دكتر... فقط با تعيين وقت قبلي از كارشناس گروه ميسر است، در غير ساعات تعيين شده، مزاحم نشويد»
توكيو، دفتر مديريت دانشگاه: «در زدن لازم نيست، بياييد داخل»

به گفته يكي از مسوولان وزارت علوم و تحقيقات، خشكي و سردي رابطه بين استاد و دانشجو در دانشگاه‌هاي ايران با هيچ دانشگاهي در دنيا قابل مقايسه نيست. اين رابطه مي‌تواند يكي از مهم‌ترين علل فشارهاي رواني و عصبي و بي‌انگيزگي دانشجويان و كاهش طراوت محيط‌هاي علمي باشد.
براساس آمارهاي موجود، در سال‌هاي اخير به طور متوسط حدود 430 تا 440 هزار نفر به طور سالانه در دوره‌هاي متمركز دانشگاه‌هاي دولتي پذيرفته شده‌اند كه از اين ميان، تنها 80 تا 85 هزار نفر دانشجويان روزانه و در مقطع كارشناسي هستند

سال اولي‌ها در معرض مشكلات رواني بيشتر
براساس آمارهاي آخرين سمينار سلامت رواني دانشجويان كه 2 سال قبل برگزار شد، 1/59 درصد از دانشجويان كشور، نسبت به دوري از خانواده و نبود چتر حمايتي احساس دلتنگي مي‌كنند، 2/30 درصد از آنها به رشته تحصيلي‌‌شان علاقه ندارند و 7/43 درصد در پذيرش قوانين خشك دانشگاه احساس اجبار مي‌كنند.
يكي از نتايج اين سمينار نشان مي‌دهد كه فضاي محيط‌هاي آموزشي دانشگاهي كشور در بروز بيماري‌هاي روحي رواني چه در آغاز ورود به دانشگاه و چه در سال‌هاي بعد از آن با رشد بي‌انگيزگي در فعاليت‌هاي علمي موثر است. به گفته مريم رامشت، دبير اجرايي اين سمينار قرار گرفتن دانشجويان در محيط جديد، فشارهاي رواني و نگراني‌هاي جديدي همراه مي‌آورد كه اين استرس‌ها، عملكرد او را در دانشگاه تحت تاثير قرار مي‌دهد.

دانشگاه يا پادگان
مشكلات روحي - رواني دانشجويان در سال‌هاي گذشته هميشه دستمايه تهيه گزارش‌هاي متعددي در علت‌يابي و راه‌هاي درمان آن بوده است. هرچند در اين گزارش‌ها كه بعضي محرمانه مانده و بعضي هم در رسانه‌ها منتشر شده است، فشار رواني ناشي از كنكور، زندگي در خوابگاه، دوري از خانواده، مشكلات مالي، نبود چشم‌انداز شغلي و درآمد مناسب، نبود تغذيه مناسب و مقوي و ... همواره به عنوان دلايل اين فشارها مطرح مي‌شود، اما كمتر به محيط دانشگاه و ارتباطات متقابل دانشجويان با استادان به عنوان يكي از عوامل بروز آسيب‌هاي رواني اشاره شده است.
  • «حوصله حرف زدن ندارند، فقط كافيه 5 دقيقه بيشتر وقتشان را بگيريم آن وقت كم‌مانده با تيپ‌پا از اتاق بيرونمان كنند»
  • «اگر سر كلاس بيشتر سوال كنيم، خيلي راحت توهين مي‌كنند. اگر بخنديم، ايراد مي‌گيرند. اگر چند سوال پشت سر هم بپرسيم، مي‌گويند چقدر وقت ديگران را مي‌گيري»
  • «چند ماه براي يك استادكار پژوهشي انجام دادم، او قول داده بود دستمزد بدهد، اما پس از يك سال وقتي در يك دانشگاه ديگر او را ديدم، از من فرار كرد و حاضر به سلام و عليك هم نشد»
  • «بحث كردن ممنوع است هرچه بگويند؛ اگر اشتباه هم باشد، بايد بگوييم چشم»
  • «به آدم مثل پادو نگاه مي‌كنند، بعضي هم انگار قهرند، به صورت آدم نگاه نمي‌كنند»
  • «من اصلا استادانم را نمي‌شناسم با اين‌كه سال آخر هستم، هيچ وقت نه آنها حاضر شدند از من چيزي بدانند و نه در اين مورد به من اجازه دادند. تنها اطلاعات خصوصي كه از آنها دارم، اسم كوچكشان است.»
  • «استاد يك ترم از ما كار كشيد، آن وقت كتاب نوشت به اسم خودش، حتي در مقدمه و پيشگفتار اسمي از ما نياورد و فقط از همسرش تشكر كرد ...»
  • «برخي‌استادها خودشان نااميدند، افراد خوشبين را دوست ندارند من 23ساله به اميد نياز دارم، وقتي سر كلاس حرف‌هاي خوب مي‌زنيم، ما را مسخره مي‌كنند و ...»
همه اينها تجربه روزانه دانشجوياني است كه به گفته خودشان در محيط دانشگاه كسب كرده‌اند و چه بسا در ايجاد فشارهاي رواني بر آنها بي‌تاثير نيست.
حسن مسلمي ناييني، مديركل دانشجويان داخل وزارت علوم، دانش‌آموخته دانشگاه توكيوست كه به طور تلويحي مقدمه گزارش ما را تاييد مي‌كند. او كه رابطه بين استاد و دانشجو را در ايران با همه دنيا متفاوت مي‌خواند، توضيح مي‌دهد: ما به الگوسازي در دانشگاه‌ها نياز داريم.
در گذشته رابطه استاد و دانشجو، مراد و مريدي بوده است. در حوزه‌هاي علميه نيز اين ارتباط وجود داشته، اما امروز ميان استاد و دانشجو رابطه متقابل و عاطفي برقرار نيست و با رابطه در و ديوار تفاوتي نمي‌كند!
وي استادان دانشگاه را در حكم پدران و مادران دانشجويان مي‌داند و بر ايجاد رابطه دوستانه بين دانشجويان دوره‌هاي قديم و جديد تاكيد مي‌كند.
مسلمي ناييني با اشاره به تجربه خود در دوران تحصيل در دانشگاه توكيوي ژاپن مي‌گويد: ارتباط بين استاد و دانشجو آنقدر عاطفي و صميمانه بود كه ما دوست داشتيم او كاري از ما بخواهد و ما زودتر از موعد مقرر آن را انجام دهيم. شايد باور نكنيد، اما من حتي با خانواده‌ام به منزل استادم رفتم و او رابطه دوستانه‌اي با فرزندانم داشت. او حتي مي‌دانست كه ما چه غذايي دوست داريم.
اما امروز متاسفانه دانشجويان داخل شماره تماسي از استادشان ندارند، چه برسد به اين كه به خانه‌اش بروند؛ مديركل دانشجويان داخل از روزي مي‌گويد كه پس از فارغ‌التحصيلي قصد داشت به ايران بازگردد و استادش با يك قابله غذا به بدرقه او آمد؛ او تكريم استاد را امري متقابل مي‌داند و اضافه مي‌كند: نمي‌توانيم فقط از دانشجو انتظار داشته باشيم كه احترام بگذارد، اين رابطه بايد دوجانبه باشد. اين سخنان شباهت زيادي به ديدگاه‌هاي رئيس نهاد نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها دارد؛ هنگامي كه در بحث فشارهاي روحي رواني به دانشجويان و التهاب آنها مي‌گويد: غرور دانشمندان ما را گرفتار كرده كه اجازه نمي‌دهند جوانان وارد عرصه شوند و كسي را در درون محدوده علمي‌‌شان راه نمي‌دهند، اين مساله قدرت نوآوري را از دانشجوي جوان مي‌گيرد.

تهران ...دانشكده علوم انساني‌
«دانشجو موافق نظر استاد نيست، ديدگاهش را توضيح مي‌دهد، استاد سرش پايين است و به كتابي كه در دست دارد خيره شده است... دانشجو به جمله‌اي مي‌رسد كه مي‌گويد: استاد من فكر مي‌كنم كه ... استاد به ميان حرفش مي‌دود كه: پسرم فكرت را براي خودت نگهدار، هر چه باشد من در اين رشته صاحب‌نظرم، تو به من مي‌خواهي ياد بدهي چطور فكر كنم؟»

اين مطلب از روزنامه جام جم، مهرماه 1387 برداشته شده با کمي تلخيص.

۱ نظر:

Mahmoudi گفت...

احترام به استاد رسم پسندیده است که متأسفانه در دانشگاه‌های‌های ما با آن به صورت افراطی برخورد می‌کنند.
یکی از دانشجویان می‌‌گفت سر کلاس فلان استاد آدم اگر لبخند بزنه به سبکی متهم می‌شه!
ضمناً‌ می‌گفت سر کلاس آدم چیزی یاد نمی‌گیره!
البته بنده به خوبی می‌دانم که حق با این دوستم بود و خوب می‌دانم برخی مطالب حتی اشتباه مطرح می‌شوند!
ولی از این تعجب می‌کنم چرا وقتی استادی مهارت خود را در یک درس نشان داده چرا دوباره آن درس را تقبل می‌کند و از این عجیب تر گروه که علیرغم مسائل ترم‌های قبل درس مزبوربرای ایشان می‌گذارند؟ انتظار دارند که استاد محترم با تدریس مطالب را بیاموزد؟