شنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰

توليد دانشجو به روش جديد

به نام خداوند جان آفرين

چند وقتي است كه جهان در حال تغيير است
  • بيست و پنج سال پيش: تعداد كمي دانشگاه دولتي وجود داشت كه رشته‌هاي محدودي داشتند، علاوه بر اين، ظرفيت پذيرش آنها نيز محدود بود. كلاس‌هاي آمادگي براي كنكور بسيار كم بود و افراد براي قبولي در دانشگاه بيشتر بر توانايي‌هاي فردي خود تكيه مي‌كردند. منابع دانشگاهي كم بود و اغلب دانشجويان به منابع خارجي رجوع مي‌كردند. با توجه به محدود بودن امكانات و كم بودن اساتيد، دانشجو مي‌بايست تلاش بيشتري براي فراگرفتن درس مي‌نمود. در هنگام فارغ ‌التحصيلي، اغلب دانشجويان توانايي‌هاي لازم را در حد مناسبي كسب كرده بودند.
  • پانزده سال پيش: رشد دانشگاه‌هاي دولتي نسبت به ده سال قبل اندك بود اما دانشگاه‌هاي آزاد با سرعت سرسام آوري رشد مي‌كردند و دانشجو جذب مي‌كردند. كلاس‌هاي آمادگي براي كنكور افزايش يافته بود و خانواده‌هاي با درآمد متوسط به بالا، دانش‌آموزان را به كلاس‌هاي تقويتي يا آمادگي كنكور مي‌فرستادند تا آينده آنها تضمين شود!. تعداد افراد پشت كنكور هر سال افزايش مي‌يافت. اغلب دانش‌آموزان ترجيح مي‌دادند در دانشگاه دولتي قبول شوند و ادامه تحصيل دهند، اما ظرفيت پذيرش دانشگاه‌هاي دولتي رشد چنداني نداشت. منابع دانشگاهي افزايش يافته بود و برخي كتب خارجي ترجمه شده بود، اما كماكان منبع اصلي براي يادگيري كتب خارجي بودند. برخي اعتقاد داشتند كه ورود به دانشگاه همانند گذر از ته قيف است كه پس از گذر از آن، به هر ترتيبي فرد مدرك مي‌گيرد. تلاش فردي دانشجو تاثير بسزايي در رشد و پيشرفتش داشت و مي‌توانست تضميني براي موفقيت او در بازار كار باشد. هنوز هم اغلب دانشجويان توانايي‌هاي لازم را در حد مناسبي كسب مي‌كردند.
  • پنج سال پيش: با افزوده شدن دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي به جمع دانشگاه‌ها، انواع دانشگاه‌هاي دولتي رشد چشمگيري پيدا نمودند و رشته‌هاي گوناگوني را ارائه مي‌دادند. در كنار آن، دانشگاه‌هاي آزاد نيز رشد زيادي داشتند. اغلب دانش‌آموزان به كلاس‌هاي آمادگي براي كنكور مي‌رفتند. تعداد افراد پشت كنكور تقريبا ثابت شده بود. اغلب دانش‌آموزان ترجيح مي‌دادند تا مدرك دانشگاهي بگيرند و اينكه از كجا بگيرند كم رنگ شده بود. منابع دانشگاهي اغلب فارسي بودند و كمتر نياز به منابع خارجي بود. دانشجويان به هرحال درس را پاس مي‌كردند چه با تلاش فردي، چه با كمك استاد يا دوستان. كمتر دانشجويي توان لازم براي ايفاي نقش در بازار كار را داشت. دانشجويان، اساتيد را به درس ندادن و ارائه درس‌هاي بدرد نخور متهم مي‌كردند و اساتيد نيز متقابلا آنها را به ضعيف بودن متهم مي‌كردند.
  • امسال: بدنبال دانشجوي سال آخر كامپيوتر كه بتواند برنامه‌نويسي كند!، كمي دانش شبكه داشته باشد و قابليت رشد داشته باشد، مي گشتيم، متاسفانه اغلب دانشجويان با هيچ محيط برنامه‌نويسي آشنا نبودند، برخي تنها تصاوير گنگي از صفحه آبي و تحت داس (محيط پاسكال و سي) در ذهن داشتند، برخي تفاوت اينترنت و شبكه را مي‌دانستند. كامپايلر، كلمه‌اي ناآشنا بود. عده‌اي اسم كوله‌پشتي را شنيده بودند و كاربرد آن را هم البته! مي‌دانستند. از مفاهيم پايگاه داده، تنها مي‌دانستند موجوديتي نيز هست. هوش مصنوعي تنها براي رباتيك استفاده مي‌شد! و ... (همه اين افراد جوياي كار بودند و اعتقاد داشتند كه در دانشگاه بسيار تلاش كردند و اساتيد آنها چيزي به آنها ياد ندادند)
بيان مطالب بالا بدين خاطر بود كه خبر افتتاح كارشناسي ارشد مجازي به اطلاع دوستان رسانده شود. كارشناسي ارشد مجازي شيوة جديدي از دريافت علم (و شايد مدرك!) است كه در آن افراد فارغ از تمام سخت‌گيري‌هاي اساتيد دوره ارشد مي‌توانند درس‌ها را پاس نمايند و به مدرك دست يابند، اين شيوه جديد توليد دانشجو، شايد بزودي بسيار فراگير شود.

دانشجويان قديم، فعلي و آينده مي‌توانند اين سوالات را در ذهن داشته باشند:
  • آيا اين طرح براي دوره دكتري نيز ارائه مي‌شود؟
  • آيا همه بايد در كشور مدرك دكتري بگيرند؟
  • آيا تاريخ بيست و پنج سال پيش ذكر شده در بالا براي كارشناسي ارشد و دكتري هم تكرار خواهد شد؟
  • آيا ما بايد روزي بدنبال دانشجوي دكتري كامپيوتر باشيم كه بتواند با كامپيوتر تايپ نمايد؟
  • آيا به‌جز در بازار كار، تفاوتي بين دانشجوياني كه با رعايت اخلاق علمي سعي به گرفتن مدرك مي‌نمايند و آنها كه به شيوه‌هاي مختلف مدرك مي‌گيرند، وجود خواهد داشت؟
خوشبختانه ما دوستاني داريم كه مي‌توانيم جواب دادن به اين سوالات را به آنها بسپاريم.
(مطالب تاريخي ذكر شده در بالا براي همه دانشجويان صادق نيست و بودند، هستند و خواهند بود دانشجوياني كه استثنا هستند)