به نام خداوند جان آفرين
يکي از بزرگترين آرزوهاي دانشجويان ديدن استادي است که از سواد کافي برخوردار باشد. سواد استاد يا به عبارت بهتر دانش و تخصص او در زمينهاي که تدريس ميکند، مجموعه دانشي عملي و تئوري است که استاد در گفتار، نوشتار، حرکات و ... ارائه ميدهد. اغلب اساتيد در زمينه سواد يک منحني نرمال دارند که در سالهايي از تدريسشان به اوج ميرسد و پس از آن آهسته آهسته پائين ميآيد. بتدريج استاد بر درس مسلط شده، بدين معني که ميداند چه چيزهايي را بايد درس دهد و درس نميدهد، چه چيزي را بلد نيست و وارد آن نميشود، جواب دانشجويان چيست و .... اما....
با عروج دانش به ملکوت اعلي و پيشرفت ممتد آن و عدم تحرک ذهني استاد، خلاي از دانش در تفکرات و دروس استاد پديد ميآيد و امان از دانشجويان تازه به صحنه رسيده که بر اين خلا پابرهنه ميتازند. چه ميشود وقتي به عنوان دانشجو به اين خلا وارد ميشويد؟؟؟ .... جرو بحث؟ .... نه بابا ..... ميندازه؟ ...... بيخيال .... به چند نمونه ذيل توجه کنيد.
- ببخشيد آقاي دکتر، اين کتابي که براي درس سيستم عامل توزيع شده معرفي کرده براي سال 95 هست، تننباوم يک کتاب ديگه سال 2000 چاپ کرده که مطالبش از اين بهتره، چرا اونو معرفي نميکنيد؟
- من 18 کنکور بودم، ليسانس شريف بودم، فوق ليسانس هم شريف بودم، دکتري چون شريف نداشت، رفتم اميرکبير. نميخواد شما بري برام کتاب پيدا کني.
- ببخشيد استاد، من براي مقالهام نياز به شبيهسازي دارم. نسخه اصلي اين نرمافزاري که شما امروز توضيح دادين رو يکي از دوستانم داره، ميتونم بيام کمي راجع به عملکرد نرمافزار برام توضيح بدين؟
- احتمالاً دوستت اشتباه کرده، با اين نرمافزار کار نکني بهتره، چون نسخهاش اصل نيست، کارتو خراب ميکنه، به نظر من دادههاتو تو Excel وارد کن و همونجا نمودار بکش!
- خسته نباشيد آقاي دکتر، من نمرات دانشجويان رو تو Excel وارد کردم، تنها کافيه يه بازبيني بکنيد و اونها رو تو ليست نهايي وارد کنيد.
- (نيم ساعت بعد در مکالمه تلفني) ببخشيد آقاي بامرام، شما ميانگين نمرات دانشجويان رو محاسبه نکردين، لطفاً بيايد اين کار رو هم انجام بدين!
(در جلسه جستجوي پيشرفته که دانشگاه براي دانشجويان ارشد و اساتيد دانشکده برق و کامپيوتر برگزار نمود و بيشتر اساتيد حضور داشتند)
- خب، شما ميتونيد برين تو قسمت جستجوي پيشرفته تو سايت گوگل و بعد از رفتن، اين گزينهها رو ميبينيد
- اِ مهندس، گوگل رو از کجا آورديد؟ (منظورش اين بود که چه طوري فهميدي بايد بري تو گوگل جستجو انجام بدي و نه وب سايت ديگهاي)
- آقاي دکتر، من ميخوام براي شرکتمون يک نرمافزاري حسابداري بنويسم؟ از کجا شروع کنم؟ کتاب مهندسي نرمافزار پرسمن رو بخونم يا RUP رو؟
(دانشجو درس رو خوب نفهميده و نتونسته بين مهندسي نرمافزار و RUP ارتباط برقرار کنه)
- نرمافزار حسابداري که ارزونه، يکي بخري بهتره!
-ببخشيد آقاي دکتر، مگه شما (نرمافزار ( cadence هم کار کردين؟
من يه زماني خداي cadence بودم، البته داراي ورژنهاي مختلفيه، شما کدوم ورژن رو دارين!
به نظر شما چند درصد دانشجويان در صحبت با اساتيد به خلاء ذهني آنها پي ميبرند؟
آيا شما هم تجربه ورود به خلاء دانش اساتيد داشتيد؟
يکي از بزرگترين آرزوهاي دانشجويان ديدن استادي است که از سواد کافي برخوردار باشد. سواد استاد يا به عبارت بهتر دانش و تخصص او در زمينهاي که تدريس ميکند، مجموعه دانشي عملي و تئوري است که استاد در گفتار، نوشتار، حرکات و ... ارائه ميدهد. اغلب اساتيد در زمينه سواد يک منحني نرمال دارند که در سالهايي از تدريسشان به اوج ميرسد و پس از آن آهسته آهسته پائين ميآيد. بتدريج استاد بر درس مسلط شده، بدين معني که ميداند چه چيزهايي را بايد درس دهد و درس نميدهد، چه چيزي را بلد نيست و وارد آن نميشود، جواب دانشجويان چيست و .... اما....
با عروج دانش به ملکوت اعلي و پيشرفت ممتد آن و عدم تحرک ذهني استاد، خلاي از دانش در تفکرات و دروس استاد پديد ميآيد و امان از دانشجويان تازه به صحنه رسيده که بر اين خلا پابرهنه ميتازند. چه ميشود وقتي به عنوان دانشجو به اين خلا وارد ميشويد؟؟؟ .... جرو بحث؟ .... نه بابا ..... ميندازه؟ ...... بيخيال .... به چند نمونه ذيل توجه کنيد.
- ببخشيد آقاي دکتر، اين کتابي که براي درس سيستم عامل توزيع شده معرفي کرده براي سال 95 هست، تننباوم يک کتاب ديگه سال 2000 چاپ کرده که مطالبش از اين بهتره، چرا اونو معرفي نميکنيد؟
- من 18 کنکور بودم، ليسانس شريف بودم، فوق ليسانس هم شريف بودم، دکتري چون شريف نداشت، رفتم اميرکبير. نميخواد شما بري برام کتاب پيدا کني.
- ببخشيد استاد، من براي مقالهام نياز به شبيهسازي دارم. نسخه اصلي اين نرمافزاري که شما امروز توضيح دادين رو يکي از دوستانم داره، ميتونم بيام کمي راجع به عملکرد نرمافزار برام توضيح بدين؟
- احتمالاً دوستت اشتباه کرده، با اين نرمافزار کار نکني بهتره، چون نسخهاش اصل نيست، کارتو خراب ميکنه، به نظر من دادههاتو تو Excel وارد کن و همونجا نمودار بکش!
- خسته نباشيد آقاي دکتر، من نمرات دانشجويان رو تو Excel وارد کردم، تنها کافيه يه بازبيني بکنيد و اونها رو تو ليست نهايي وارد کنيد.
- (نيم ساعت بعد در مکالمه تلفني) ببخشيد آقاي بامرام، شما ميانگين نمرات دانشجويان رو محاسبه نکردين، لطفاً بيايد اين کار رو هم انجام بدين!
(در جلسه جستجوي پيشرفته که دانشگاه براي دانشجويان ارشد و اساتيد دانشکده برق و کامپيوتر برگزار نمود و بيشتر اساتيد حضور داشتند)
- خب، شما ميتونيد برين تو قسمت جستجوي پيشرفته تو سايت گوگل و بعد از رفتن، اين گزينهها رو ميبينيد
- اِ مهندس، گوگل رو از کجا آورديد؟ (منظورش اين بود که چه طوري فهميدي بايد بري تو گوگل جستجو انجام بدي و نه وب سايت ديگهاي)
- آقاي دکتر، من ميخوام براي شرکتمون يک نرمافزاري حسابداري بنويسم؟ از کجا شروع کنم؟ کتاب مهندسي نرمافزار پرسمن رو بخونم يا RUP رو؟
(دانشجو درس رو خوب نفهميده و نتونسته بين مهندسي نرمافزار و RUP ارتباط برقرار کنه)
- نرمافزار حسابداري که ارزونه، يکي بخري بهتره!
-ببخشيد آقاي دکتر، مگه شما (نرمافزار ( cadence هم کار کردين؟
من يه زماني خداي cadence بودم، البته داراي ورژنهاي مختلفيه، شما کدوم ورژن رو دارين!
به نظر شما چند درصد دانشجويان در صحبت با اساتيد به خلاء ذهني آنها پي ميبرند؟
آيا شما هم تجربه ورود به خلاء دانش اساتيد داشتيد؟
۱ نظر:
سلام!
من هم يک تجربه خيلي جالب از اين تيپ اساتيد داشتم! زماني نمايشگاه کتابي در دانشکده ما برگزار بود. يکي از اساتيد که گفته مي شد در يک زمينه خاص فعاليت داشته، به کتابي در نمايشگاه کتاب برخورد و شگفتزده از ديدن اين کتاب اون رو خريد و شروع کرد به تعريف کردن از اون! حالا کتاب چه کتابي بود؟ کتابي که همه دانشجوهاي ليسانس به عنوان مرجع اون درس خاص باهاش سر و کار دارن و چند بار تجديد چاپ شده!
البته در اين بين دو نکته به نظرم ارزشمند بود! 1- صداقت اين استاد و عدم ظاهرسازيش 2- اين که استاد گرامي صاحب ادعايي در اين زمينه نبود که فلک را سقف بشکافد!
ارسال یک نظر