۱۳۸۷ اسفند ۲, جمعه

حرف‌ها و عمل‌ها

به نام خداوند جان آفرين

اتفاقات بسياري در صحنه دانشگاه، دانشکده و کلاس اتفاق مي‌افتند و حرف‌هاي بسياري رد و بدل مي‌شوند که در مورد توجه قرار نمي‌گيرد. بالطبع آن دسته از اتفاقات مورد توجه قرار مي‌گيرد که جرياني را برخلاف قواعد پذيرفته شده تغيير مي‌دهند. اين تغيير جريان نه لزوما از مثبت به منفي که گاهي بالعکس است.
اساتيد با حرف‌ها و رفتارهاي خود درعمل، مي‌توانند جريان کاري مثبت يا منفي را در دانشجو ايجاد کنند. آيا تابحال شده که براي درسي که دوست داريد، تلاش کنيد اما در انتهاي کار راضي نباشيد و يا در درسي که در ابتدا براي آن اهميتي قائل نيستيد، تلاش کنيد و از کارهايي که انجام داده‌ايد، راضي باشيد.
آيا تابحال با استادي برخورد کرده‌ايد که
  • در ابتداي ترم شما را تشويق به خواندن درس نمايد و در انتهاي ترم، با رفتارش شما را مايوس کند!
  • شما را به انجام پروژه تشويق نموده، اما در عمل وقتي با کپي پروژه ديگر دوستانتان مواجه شده، هيچ واکنشي نشان نداده است!
  • در هنگام درس دادن بسيار ضعيف و در هنگام نمره داده بسيار سخت گير است
  • و ...
آيا استادي داشته‌ايد که تصوري که قبل از گرفتن درس با او داشته‌ايد با واقعيتي که ديده‌ايد کاملاً متفاوت بوده باشد!
در برخورد با اين اساتيد چه واکنشي نشان داده‌ايد؟

آيا شما هم مثل بسياري تنها حرف زده‌ايد!

۱۳۸۷ بهمن ۲۱, دوشنبه

کنفرانس یا تشریفات؟!

به نام خداوند جان آفرين

سخني که در پيش رو داريد، نگاه مسئولانه يکي از دانشجويان همين مرز و بوم است که در سال‌هاي قبل تلاش وافري براي ارتقاء سطح يکي از معتبرترين کنفرانس‌هاي داخلي داشته است. هر چند کمتر کسي او را مي‌شناسد و يا نام او را به‌ياد مي‌آورد، اما براي آن عده قليل که جزء دست اندرکاران بودند، ايشان (و همينطور آقاي اميد کاوه‌اي) قابل احترام هستند.

«چند سال پيش بود، آخرين روزهاي دوره کارشناسي را سپري مي کردم. تازه با واژه مقاله علمي آشنا شده بودم. خيلي دوست داشتم که يک روز اسم خودمو زير يک مقاله ببينم و با افتخار بگم که اين کار منه. با يکي از دوستان نزديکم که دانشجوي واقعا تيز و باهوشي بود نشستيم و با کلي شور و اشتياق، تحقيق روي موضوعي را شروع کرديم. حاصل کار، يک مقاله فارسي بود که ايده جديدي رو بيان مي کرد. اين مقاله را براي تنهاترين کنفرانس کامپيوتر داخل کشور ارسال کرديم و منتظر جواب شديم. تاريخ اعلام نتايج رسيد ولي هيچ ايميلي دريافت نکرديم، با دبيرخانه کنفرانس هم که تماس گرفتيم فردي با لحن تند جواب داد که عجله نکنيد جواب ها مي رسه! تا يک هفته هر روز صبح ايميلمو چک مي کردم که شايد خبري شده باشد اما خبري نبود که نبود و باز هم همان جواب قبلي! بعد از ده روز، ايميلي دريافت کردم که متاسفانه مقاله شما در کنفرانس پذيرفته نشده است. نظر داوران هم به همراه ايميل بود. تنها يک داور و آن هم بدون هيچ توضيحي! انگار که آب سردي روي آتش اشتياقمان ريخته باشند! با خودم گفتم حتما سطح کنفرانس بسيار بالا بوده و مقاله ما در حد و اندازه هاي اين کنفرانس نبوده! چند روز گذشت، دوستم پيشنهاد داد که مقاله را به انگليسي ترجمه کنيم و به يک کنفرانس خارجي هم بفرستيم. همين کار را کرديم و مقاله را به يکي از معتبرترين کنفرانس‌هاي IEEE مربوطه فرستاديم. نتيجه کار بسيار اميدوار کننده بود. يک روز پس از تاريخ اعلام نتايج، ايميلي دريافت کرديم مبني بر پذيرش مقاله! چهار داور مقاله را ديده بوند ، دو نفر بسيار تعريف کرده بودند و دو نفر ديگر نظرات واقعا بجا و سازنده اي را براي تقويت مقاله داده بوند. بعد از اين قضيه و بعد از صحبت با دوستان زيادي که مقاله شان به سرنوشت مقاله ما دچار شده بود ، با خودم فکر کردم که واقعا اشکال کار ما در کنفرانس داخل از کشور چه بود؟! چند سال بعد که خودم جزو تيم اجرايي يکي از اين کنفرانس‌ها شدم، جواب اين پرسش را يافتم و تازه متوجه شدم که چرا وقتي روي محتواي وب فارسي جستجو مي کنيم بيشتر مطالب، سطحي و در حد تفريح و سرگرمي است! پر است از وبلاگ هايي با عناوين عاشقانه و کمتر مطالب علمي و عميق يافت مي شود! در اينجا انتقادها و پيشنهادهايي را مطرح مي کنم در مورد کنفرانس هاي داخل کشور، اميدوارم که سازنده باشد:
  • بسياري از کنفرانس‌هاي داخلي، وب‌سايت‌هاي بسيار ضعيفي دارند. حداقل در بخش ارسال مقالات، استفاده از يک سيستم يکپارچه شبيه confhub.com مي تواند کمک بسياري به اين کنفرانس‌ها کند و به ميزان قابل توجهي در هزينه‌هاي پياده‌سازي يک نرم افزار جديد صرفه جويي کند.
  • زمانبندي و تعهد روي تاريخ‌هاي مهم کنفرانس مثل تاريخ اعلام نتايج به معني احترام گذاشتن به وقت نويسندگان مقاله است که متاسفانه عموما رعايت نمي شود.
  • احترام گذاشتن و پاسخگو بودن به نويسندگان مقالات به معني ارج نهادن به تلاش علمي آنهاست! متاسفانه بسياري از مقالات بدون بررسي دقيق و فقط توسط يک داور(بدون هيچ نظر مشخصي)، به راي نهايي خود مي رسد! حداقل کاري که از داوران محترم انتظار مي رود اين است که کمي از وقت ارزشمند خود را صرف کنند تا چند خطي از دانش خود را در اختيار نويسنده مقاله قرار دهند. در اين صورت، اگر مقاله مردود هم شده باشد باز باعث دلخوري و دلزدگي نخواهد شد.
  • فقط به نام هاي بزرگ توجه نشود! بسيار هستند دانشجويان کوچک با انديشه‌هاي بزرگ ! چرا بايد لزوما درج نام فلان استاد باعث قبولي مقاله شود؟!

۱۳۸۷ بهمن ۱۹, شنبه

کلاس درس يا تنبل خونه شاه عباس!

به نام خداوند جان آفرين

ترم جديدي شروع شده و هر يک از اساتيد مثل ترم‌هاي قبل شروع به معرفي خود و نحوة تدريس‌‌شان مي کنند.
در اين بين برخي از اساتيد هم وجود دارند که روش‌هاي خاصي براي شروع کلاس دارند!
مطلب ذيل از اينجا برداشته شده است.
«امروز دیگه کم کم داشت حالم بد می شد! نمی دونم کلاس درس بود یا بقالی! من شاگرد زرنگی نیستم، شاید جزو تنبل ها هم باشم ولی هرچیزی کلاس و قانون خودش رو باید داشته باشه.

درس اول ترافیک بود و استاد (خانوم بودند) طبق معمول همه استاد های خانم یک کمی تو کنترل کلاس مشکل داشت، از طرفی هم می خواستند همه را راضی نگه دارد و کار دمکراتیک باشد، کل کلاس به این گذشت که استاد تقریبا ۱۰۰ صفحه جزوه اینگلیسی را بین گروه ها تقسیم بندی کند! در حالی که می شد در کمتر از ۱۰ دقیقه اینکار رو کرد، یه ۲۰ دقیقه ای کلاس آزاد بود که بچه ها خودشان هم گروهی هایشان برای ترجمه را انتخاب کنند، (البته تا اخر کلاس هی می رفتند هم گروهی را عوض می کردند!)یه ۲۰ دقیقه ای هم طول کشید که جزوه مرتب بشود و بقیه اش به این گذش که به هر گروه ۱۰ برگ برای ترجمه بدهند، خدا عالم است که چند گروه از این گروه ها می دهند بیرون با صفحه ای ۹۰۰ تومان ترجمه می کنند و به استاد تحویل می دهند!!! ولی سره همین ۱۰ -۱۵ صفحه هرکی می رسید چونه می زد: استاد تو رو به خدا یه صفحه کمش کنید و…

خلاصه توی ۱.۴۵ دقیقه وقت کلاس یک کلمه هم درس داده نشد، اکثرا هم از این موضوع راضی….

کلاس بعدی شیمی بود ، درس ۳ واحدی که باید ۳.۵ تشکیل بشه، نیم ساعت استاد دیر تشریف اوردند یه یک ربعی هم منتظر مانند تا دانشجویان متفرق جمع شوند، نیم ساعت بحث سره اینکه امتحان ۲۱ سوال تستی و ۴ سوال تشریحی باشد یا ۲۷ سوال تستی و ۳ سوال تشریحی!!! نیم ساعت هم وسطش به اصطلاح آنتراک داده شد (همون زنگ تفریح خودمون، نیست بچه ها خسته شده بودند!) نیم ساعت آخر هم بچه ها با صدای خسته نباشید ،کلاس رو تعطیل کردند از۳.۵ با ورتون نمی شه که یک ساعت هم استاد مفید درس نداد!

آخرین کلاس هم با مدیر گروه بود، از شیوه کاریش خوشم اومد اولین جلسه گفت بچه ها من یک ربع دیر تر می آیم سر کلاس که شما همه جمع شده باشید!!! از اونور هم نیم ساعت زود تر می رم چون ساعت ۷.۵ دیگه تاریکه من شما رو همون ۷ می فرستم که خسته هم نشید!!!»

البته در کنار اساتيدي که به‌نوعي کارهاي دانشجو پسندانه! انجام مي‌دهند، اساتيد بسياري نيز وجود دارند که جلسات درس‌شان بسيار مفيد و دانش‌پسندانه است.

شما هم از اين نوع کلاس‌ها داشتيد؟